این فیلم که داستان پسر نوجوانی از طبقه متوسط را در مواجهه با دو کودک کار در فضای یک شهربازی روایت میکند، حاصل سالها پژوهش میدانی کارگردان در حاشیه شهر تهران و زندگی با کودکان کار و خانوادههایشان در جریان ساخت مستندهای اجتماعی است.
ایدهای که از دل مستند بیرون آمد
اللهدادیان که پیشتر ساخت مجموعهمستند «نامکان» با موضوع آسیبهای اجتماعی را در کارنامه دارد، در گفتوگو با ایسنا، درباره شکلگیری ایده این فیلم گفت: یک قسمت از آن مجموعه به طور مفصل به کودکان کار اختصاص داشت. دو سه سال زندگی در حاشیه شهر تهران و همراهی با این کودکان و خانوادههایشان، باورهای مرا نسبت به این قشر کاملاً تغییر داد و قصه فیلم از دل همین واقعیتها بیرون آمد.
کارگردان «سیزده دوتا هشت» ترکیب شخصیت «پسر تنها و تکفرزند» با کودکان کار را حاصل رویکرد همیشگیاش به «قیاس کاراکتر ها در موقعیتهای متضاد» دانست و تأکید کرد که این ترکیب، ریشه در تجربه تلخ او از همکاری با مجموعه «ملکه گدایان» دارد؛ جایی که متوجه شد تصویری که از زندگی کودکان کار به مخاطب ارائه میشود، اغلب سطحی و غیرواقعی است.
او در آن پروژه، بیش از ده مستند واقعگرایانه درباره حقایق زندگی این کودکان ساخت و فاصله طبقه متوسط را با این قشر به خوبی رصد کرده است.
شخصیتها؛ نمادهایی از طبقه متوسط ازهمگسیخته
شخصیت اصلی فیلم، به گفته کارگردان، نماد طبقه متوسط از همگسیختهای است که والدینش علاوه بر اختلافات فراوان، درگیر مشغلههای کاری نیز هستند و از فرزند خود غافلاند. پدر و مادری که میدانند فرزندشان به بازی و توجه نیاز دارد، اما عملاً او را در شهربازی تنها میگذارند تا خودش جهان کودکیاش را کشف کند.
این رویکرد، زاییده مطالعات مستند و پژوهشی اللهدادیان درباره طبقه متوسط اخراجشده از کلان شهرها در شهرهای جدیدی مانند پرند و پردیس است.
وی در این باره توضیح داد: ما هیچوقت نمیفهمیم شغل پدر و مادر دقیقاً چیست، اما لباسهای مادر نشان از این دارد که والدین زیست کاری دارند و از کانون خانواده و زیست خانوادگی به دور هستند. آنها نمادی از والدین مشغول و درگیری هستند که اصلاً حواسشان نیست بچهشان کجاست.
پایانبندی تغییر یافته؛ از شهربازی تا تاریکی ماشین
یکی از چالشهای اصلی تولید این فیلم، همکاری نکردن شهربازیها با تیم تولید بود. اللهدادیان در این باره گفت: ما سه شب برای فیلمبرداری در شهربازی هماهنگ کرده بودیم، اما آنها هر شب ساعت ۱۲ چراغها را خاموش میکردند و ما تا ساعت ۳ و ۴ صبح درگیر بودیم که فضا را دوباره احیا کنیم. به همین دلیل دکوپاژ و پایانبندی فیلم را در شب آخر تولید تغییر دادم تا فیلم را نجات دهم و این را مدیون کار مستند و تجربه ساخت رئالیتی شو در شرایط بحرانی هستم.
با این حال، او تأکید کرد که نقطه اوج فیلم را در پایان نگه داشتم تا مخاطب را در سرنوشت کودکان کار سهیم کنم، سرنوشت کودکان کار را نیز مبهم گذاشتم تا مخاطب خودش تصمیم بگیرد که چه اتفاقی افتاده است.
انتخاب بازیگران؛ از آموزشگاه تا حاشیه شهر
پروسه انتخاب بازیگران این فیلم به گفته کارگردان «بسیار طولانی» بود. برای نقش سه کودک، اللهدادیان به آموزشگاههای بازیگری مراجعه و حتی سراغ خود کودکان کار رفته است، اما در نهایت سه بازیگر کودک را در میان بازیگران انتخاب و یک ماه تمرین میدانی در حاشیه شهر با آنها داشته تا آنها را به واقعیت زندگی کودکان کار نزدیک کند.
وی درباره این تجربه گفت: با بچهها به حاشیه شهر میرفتیم تا در جریان مشکلات خانوادهها قرار بگیرند. سعی کردم آنها را به واقعیت شرایط کودکان کار نزدیک کنم. از بازی بچهها رضایت دارم و به نظرم از پس کار خوب برآمده اند.
به گفته این کارگردان، مهدیه نساج که پیشتر در فیلم «دشت خاموش» احمد بهرامی ایفای نقش کرده بود و از او شناخت داشته است ، در کنار رضا جوشنی نقشهای بزرگسال فیلم را بر عهده دارند.
اللهدادیان درباره سابقهاش از همکاری با بازیگران حرفهای بزرگسال گفت: در مجموعه «تماس» تجربه کار با استاد سیاوش طهمورث را داشتم ولی غیر از ایشان همه بازیگران غیرحرفهای و اغلب نابازیگر بودند؛ آنجا خلافکار واقعی، دزد واقعی و معتاد واقعی بازی میکردند و من از آنها بازی میگرفتم. اما در این فیلم تجربه بیشتری با بازیگران حرفهای پیدا کردم.
نویسنده فیلم «پیشمرگ» درباره وضعیت فعلی بازیگران کودک فیلمش نیز گفت: خبر ندارم الان کجا بازی میکنند، اما میدانم که هنوز بازیگر هستند. مثلاً سارا، مادرش بازیگر تئاتر است و میدانم که راهش را ادامه میدهد. دو کودک دیگر هم سابقه بازی داشتند. امیدوارم ادامه بدهند.
زمانبر بودن پیشتولید و وعده ساخت نسخه مفصلتر
پیشتولید این فیلم به دلیل پیدا کردن شهربازی مناسب و بازنویسیهای مکرر فیلمنامه، زمان زیادی به طول انجامیده است.
این کارگردان که خود را «به دلیل وابستگی به دغدغه نسبت به کودکان کار» همچنان درگیر این موضوع میداند، از احتمال ساخت نسخه مفصلتر این موضوع در آینده خبر داد و گفت: مواجهه طبقه متوسط با کودکان کار، هزاران قصه ناگفته دارد که من در ۱۰ سال همراهی با این قشر بسیاری از آنها به چشم دیدم. شاید به این موضوع برگردم و دوباره درباره آن کار کنم.
نگاه به جایگاه فیلم کوتاه؛ سینما یعنی پرده
اللهدادیان در بخش دیگری از صحبتهایش به موضوع چالشهای اکران فیلم کوتاه در سینماهای ایران پرداخت و با اشاره به دیدگاه مرحوم اکبر عالمی که «تاریخ سینما از زمانی محاسبه میشود که بابتش بلیط خریدند»، گفت: جامعه ما، حتی جامعه فرهیخته سینما، چندان برای فیلم کوتاه هزینه نمیکند. شما در جشنوارهها هم میتوانید شاهد باشید که با وجود تمام تلاشها برای فروش بلیط، مخاطبان از خرید بلیط استقبال نمیکنند. مخاطب اصلی فیلم کوتاه، خودِ فیلمسازان و عوامل فیلمهای دیگر هستند که میخواهند ببینند همکارانشان چه کار کردهاند.
وی در ادامه تأکید کرد: تمام تلاش هر فیلمسازی در این مدیوم، رسیدن به زبان سینماست و زبان سینما یعنی دیدن عناصر بصری بر روی پرده. تماشای فیلم کوتاه روی پرده سینما، با دیدن آن در تلویزیون، موبایل یا لپتاپ، تفاوتی بنیادین دارد؛ صدا و تصویر در نمایش خانگی نابود میشود. امیدوارم هر فیلمسازی این شانس را داشته باشد که نه یک بار، چند بار فیلمش را روی پرده ببیند، با عواملش لذت ببرد و نقد تماشاگران واقعی را بشنود.
پروژه جدید؛ پیوند جنگ و آسیبهای اجتماعی
الله دادیان در پایان با اشاره به فیلم جدیدش که به تازگی برای جشنواره فیلم کوتاه تهران ارسال شده است، گفت : موضوع این فیلم اجتماعی است و پیوندهایی با جنگ اخیر رمضان دارد. منتظریم تا نتیجه اسامی پذیرفته شدگان جشنواره را ببینیم.
در ادامه تیزر فیلم کوتاه «سیزده دوتا هشت» را ببینید: Pause Play % buffered00:00 -00:31Unmute Mute Settings CaptionsDisabled Quality480p SpeedNormal Captions Go back to previous menu Quality Go back to previous menu 720pHD 480pSD 360p 180p Speed Go back to previous menu 0.5× 0.75× Normal 1.25× 1.5× 1.75× 2× 4× PIP Exit fullscreen Enter fullscreen Download
انتهای پیام































































