بازار نفت در دهه سوم مرداد دوباره تحت تأثیر تحولات خاورمیانه قرار گرفته است. برنت در ۱۰ مرداد حدود ۸۷.۷۲ دلار بود. در ۱۱ مرداد قیمت به محدوده ۸۸.۶۷ دلار رسید. روز ۱۲ مرداد برنت در محدوده ۸۹ دلار قرار گرفت و روز ۱۳ مرداد با عقبنشینی بازار به حدود ۸۶.۹۳ دلار رسید.
اما این کاهش دوام نداشت. برنت در ۱۴ مرداد با رشد ۱.۴۵ دلاری به ۸۸.۵۲ دلار رسید. در ۲۶ مرداد، یعنی نخستین روز کاری هفته جدید، قیمت با جهش بیش از ۲ دلار به ۹۰.۸۷ دلار رسید. روز ۲۷ مرداد برنت در ۹۱.۰۲ دلار بسته شد و روز ۲۸ مرداد به ۹۱.۶۲ دلار رسید. در معاملات ۲۹ مرداد نیز قیمت به حدود ۹۱.۸۷ دلار رسید.
در نتیجه، برنت از حدود ۸۷.۷ دلار در آغاز این دوره به حدود ۹۱.۹ دلار رسیده است. یعنی در این بازه حدود ۴.۷ درصد افزایش قیمت داشته است. WTI نیز از حدود ۸۲.۱ دلار به محدوده ۸۶ دلار رسیده است.
چرا نفت دوباره گران شد؟
بازار در هفتههای گذشته چند بار به امید بازگشایی هرمز و پایان درگیری ایران و آمریکا واکنش کاهشی نشان داده بود. اما هر بار که مذاکرات متوقف شده یا حملهای به نفتکشها رخ داده، قیمت دوباره بالا رفته است.
روز ۱۴ مرداد حمله به دو نفتکش متعلق به شرکت ملی نفت ابوظبی و همزمان توقف صادرات در پایانه نووروسیسک روسیه، نگرانیهای بازار را بیشتر کرد. رویترز گزارش داد که برنت در آن روز ۱.۴۵ دلار افزایش یافت و به ۸۸.۵۲ دلار رسید.
در ۲۶ مرداد نیز افزایش تنشهای سیاسی و نظامی میان ایران و آمریکا باعث شد برنت بیش از ۲ دلار بالا برود و در ۹۰.۸۷ دلار بسته شود.
روز ۲۷ مرداد نیز اعلام ایران درباره ادامه بسته ماندن هرمز، برنت را به بالاترین سطح بیش از سه هفته رساند. در پایان معاملات، قیمت به ۹۱.۰۲ دلار رسید.
در ۲۸ مرداد نیز برنت به ۹۱.۶۲ دلار رسید. این قیمت بالاترین سطح از ۲۴ ژوئیه بود.
هرمز؛ شاهراه نفت جهان
اهمیت تنگه هرمز فقط به ایران محدود نمیشود. طبق دادههای آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان از این مسیر عبور کرده است. ظرفیت جایگزین برای دور زدن تنگه نیز محدود است.
عربستان سعودی و امارات تنها کشورهایی هستند که خطوط لوله فعال برای انتقال نفت و دور زدن هرمز دارند. ظرفیت قابل استفاده این مسیرها در مجموع حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز برآورد شده است. این در حالی است که پیش از بحران، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از هرمز عبور میکرد.
یعنی حتی اگر تمام ظرفیت جایگزین موجود به کار گرفته شود، بخش بزرگی از جریان نفت همچنان به امنیت این تنگه وابسته خواهد بود.
شدت اختلال در ماههای گذشته نیز بیسابقه بوده است. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده که جریان نفت از هرمز که پیش از بحران حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز بود، در ماههای مارس تا مه به طور متوسط به حدود ۲.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. مجموع کاهش عرضه نفت تولیدکنندگان خاورمیانه نیز از ۱.۳ میلیارد بشکه عبور کرده است.
اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم، مشخص میشود که مسئله فقط افزایش چند دلاری قیمت نفت نیست. مسئله، اختلال در یکی از مهمترین شریانهای انرژی جهان است.
تولید جهانی هم تحت فشار است
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش مردادماه خود پیشبینی کرده عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ به طور متوسط ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند. این کاهش حدود ۴ درصد است.
IEA همچنین اعلام کرده تولید جهانی در ژوئیه به ۱۰۱.۵ میلیون بشکه در روز رسید، اما این رقم همچنان ۶.۳ میلیون بشکه کمتر از یک سال قبل بود. در همین ماه حدود ۸.۳ میلیون بشکه در روز از تولید خلیج فارس همچنان متوقف بود.
آژانس در برآورد جدید خود عرضه سال ۲۰۲۶ را حدود ۱۰۲ میلیون بشکه در روز پیشبینی کرده است. در مقابل، برآورد تقاضا با کاهش روبهرو شده و همین کاهش تقاضا تا حدی جلوی جهش شدیدتر قیمت را گرفته است. با این حال، بازار همچنان با کسری عرضه مواجه است.
اینجاست که یک نکته مهم روشن میشود. اگر هرمز کاملاً بسته نبود، قیمت نفت احتمالاً بسیار پایینتر از سطح فعلی قرار میگرفت. اما از سوی دیگر، اگر مسیرهای جایگزین، ذخایر تجاری و تولیدکنندگان خارج از خلیج فارس نبودند، جهش قیمت میتوانست بسیار شدیدتر باشد.
اقتصاد جهان چقدر ضرر کرده است؟
برای پاسخ به این سؤال باید از عبارت «ضرر مستقیم» با احتیاط استفاده کرد. هیچ نهاد معتبری تا امروز یک رقم واحد برای خسارت اقتصادی ناشی از اختلال هرمز اعلام نکرده است.
اما ابعاد شوک قابل محاسبه است.
فدرال رزرو دالاس در یک مدل اقتصادی بررسی کرده که اگر بسته شدن هرمز باعث خروج نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت از بازار شود، قیمت متوسط WTI میتواند به حدود ۹۸ دلار در هر بشکه برسد و رشد سالانهشده تولید ناخالص داخلی جهان در فصل دوم ۲۰۲۶ حدود ۲.۹ واحد درصد کاهش پیدا کند. این یک سناریوی مدلسازیشده است، نه برآورد خسارت قطعی اقتصاد جهان.
بانک جهانی نیز در برآورد خود اعلام کرده اختلال هرمز باعث جهش جدی قیمت انرژی شده است. این بانک در ژوئن پیشبینی کرد متوسط قیمت برنت در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۴ دلار برسد. این رقم ۳۶ درصد بالاتر از متوسط سال ۲۰۲۵ است. بانک جهانی همچنین پیشبینی تورم جهانی را برای سال ۲۰۲۶ حدود ۴ درصد اعلام کرد.
در برآورد دیگری، بانک جهانی گفته بود اگر اختلالهای انرژی شدیدتر شود، قیمت برنت حتی میتواند در سناریوی بدبینانه به ۱۱۵ دلار در سال ۲۰۲۶ برسد. چنین سناریویی فشار بیشتری بر تورم و رشد اقتصادی وارد خواهد کرد؛ بنابراین خسارت هرمز فقط ارزش نفتی است که از بازار خارج شده نیست. افزایش قیمت نفت، هزینه حملونقل را بالا میبرد. قیمت بنزین و گازوئیل افزایش پیدا میکند. هزینه تولید صنایع بالا میرود. تورم افزایش مییابد و بانکهای مرکزی برای کاهش نرخ بهره با محدودیت بیشتری مواجه میشوند.
یک محاسبه ساده
برای درک اندازه شوک میتوان یک محاسبه تقریبی انجام داد.
اگر تنها ۱۰ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی برای مدتی از بازار خارج شود و قیمت هر بشکه نفت به طور متوسط ۹۰ دلار باشد، ارزش نفتی که دیگر به بازار نمیرسد حدود ۹۰۰ میلیون دلار در روز خواهد بود.
در یک ماه این رقم به حدود ۲۷ میلیارد دلار میرسد.
اگر اختلال به ۱۳ میلیون بشکه در روز برسد، ارزش نفت مختلشده در قیمت ۹۰ دلار به حدود ۱.۱۷ میلیارد دلار در روز و بیش از ۳۵ میلیارد دلار در ماه میرسد.
اما این ارقام خسارت اقتصاد جهانی نیستند. اینها فقط ارزش تقریبی نفتی است که در یک سناریو به دلیل اختلال در عرضه به بازار نمیرسد. خسارت واقعی میتواند به دلیل اثرات زنجیرهای بر تولید، حملونقل، تورم، بازارهای مالی و مصرف بسیار بیشتر باشد.
مشکل بزرگتر از نفت خام
شاید مهمترین اتفاق بازار در روزهای اخیر این باشد که بحران دیگر فقط بحران نفت خام نیست.
رویترز گزارش داده است که ظرفیت پالایش در خاورمیانه بیش از ۲۰ درصد کاهش یافته و همزمان حملات به پالایشگاههای روسیه نیز ظرفیت پالایشی را تحت فشار گذاشته است. صادرات جهانی گازوئیل نیز در ژوئیه حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز نسبت به سال قبل کاهش داشته است. ذخایر گازوئیل و سوخت جت در اروپا نیز پایینتر از میانگینهای معمول قرار گرفتهاند.
به همین دلیل ممکن است حتی با کاهش قیمت نفت خام، مصرفکننده همچنان کاهش محسوسی در قیمت سوخت احساس نکند. مشکل پالایش و کمبود فرآورده میتواند مستقل از قیمت نفت خام ادامه پیدا کند.
چشم بازار به هرمز است
بازار نفت در حال حاضر بیش از آنکه به آمارهای معمول عرضه و تقاضا نگاه کند، به یک سؤال سیاسی چشم دوخته است: تنگه هرمز چه زمانی به شکل پایدار باز میشود؟
اگر تردد نفتکشها عادی شود، بخشی از حق بیمه ژئوپلیتیک از قیمت نفت حذف خواهد شد و احتمال کاهش قیمت وجود دارد. آژانس بینالمللی انرژی نیز در سناریوی عادی شدن تدریجی جریان نفت، افزایش دوباره عرضه و کاهش فشار بازار را پیشبینی کرده است.
اما اگر اختلال ادامه پیدا کند، بازار با همان معادله قدیمی مواجه خواهد بود. عرضه محدودتر، ذخایر تحت فشار و هزینه بیشتر برای پالایش و حملونقل.
در چنین شرایطی، عبور برنت از ۱۰۰ دلار دیگر یک سناریوی دور از ذهن نیست. البته این به معنای پیشبینی قطعی چنین قیمتی نیست. ادامه اختلال هرمز، شدت درگیری، سرعت بازگشت تولید و واکنش تولیدکنندگان خارج از خلیج فارس، چهار متغیر اصلی تعیینکننده مسیر بعدی نفت خواهند بود.
فعلاً، اما بازار یک پیام روشن دارد. هر روزی که هرمز در وضعیت فعلی باقی بماند، هزینه آن فقط روی تابلوهای معاملات نفت دیده نمیشود. بخشی از این هزینه دیرتر و در قالب تورم، سوخت گرانتر، حملونقل گرانتر و رشد اقتصادی ضعیفتر به اقتصاد جهان منتقل خواهد شد.



































































































































































