در نگاه اول، با مجموعهای از منظرهها، درختها، کوهها، روستاها، سنگها، فصلها و پهنههای طبیعی روبهرو هستیم؛ اما کمی دقیقتر که نگاه کنیم، درمییابیم این نمایشگاه درواقع درباره «طبیعت» به معنای واحد کلمه نیست. هر نقاش طبیعت را به قلمرو دیگری برده است؛ یکی آن را وارد تاریخ و جنگ کرده، دیگری به نشانه تبدیل کرده، دیگری در نور و رنگ جستوجو کرده، یکی آن را به خاطره مکان پیوند زده و دیگری به سکوت، انعکاس، فصل یا حتی انتزاع نزدیک شده است.
از این منظر، عنوان «چشمانداز» انتخابی دقیقتر از عنوانی چون «طبیعت» است. چشمانداز همیشه طبیعتی است که از خلال یک نگاه گذشته است. طبیعت بیرونی ممکن است واحد باشد، اما چشمانداز حاصل رابطه میان جهان و ناظر است؛ و این رابطه در آثار این نمایشگاه به یازده شکل متفاوت ظاهر میشود.
شاخصترین نمونه این تبدیل طبیعت به تجربه تاریخی را میشود در آثار مرتضی اسدی دید. سه اثر «بهار در جنگ» ـ اکرلیک روی تخته و متعلق به سال ۱۴۰۵ ـ از همان عنوان خود نشان میدهد که بهار در اینجا دیگر فصل طبیعت به معنای متعارف آن نیست. بهاری که اسدی تصویر میکند، بهاری است که جنگ بر آن سایه انداخته است؛ طبیعت و تاریخ در یک قاب قرار میگیرند. رنگهای زنده گیاهان و گلها در کنار تیرگی، نارنجی و سیاهی فضای جنگ، تضادی میسازند که مسأله اصلی اثر را آشکار میکند؛ اینکه چگونه طبیعت، که معمولاً با زندگی و تجدید حیات پیوند دارد، میتواند همزمان شاهد و قربانی خشونت تاریخی باشد. در اینجا منظره دیگر پناهگاهی خارج از تاریخ نیست؛ تاریخ وارد منظره شده است. …































































