پژوهش های روانشناسی نشان می دهند کمبود خواب، فشار اقتصادی، مسئولیت های متعدد، تعارض خانوادگی و نداشتن حمایت کافی می توانند توان تنظیم هیجان والدین را کاهش دهند. در این وضعیت، رفتار کوچکی که در شرایط عادی قابل مدیریت است، ممکن است به محرکی برای فریاد یا واکنشی تند تبدیل شود. فرسودگی والدگری با خستگی معمولی تفاوت دارد
هر خستگی به معنای فرسودگی والدگری نیست. خستگی معمولا پس از استراحت کاهش پیدا می کند، اما فرسودگی والدگری حالتی پایدارتر است و می تواند با نشانه هایی مانند خستگی شدید در نقش والد، فاصله گرفتن عاطفی از کودک، کاهش احساس کارآمدی و تصور ناتوانی در ادامه مسئولیت ها همراه باشد.
مطالعات نشان داده اند که تداوم این وضعیت ممکن است احتمال فاصله گیری عاطفی، بی توجهی به نیازهای کودک و رفتارهای خشن را افزایش دهد. این ارتباط به معنای آن نیست که هر مادر خسته ای با کودک بدرفتاری می کند؛ بلکه نشان می دهد فرسودگی باید جدی گرفته شود و فقط با توصیه به صبر بیشتر نادیده نماند. خشم با پرخاشگری یکسان نیست
خشم هیجانی طبیعی است و تقریبا همه والدین آن را تجربه می کنند. مسئله اصلی، احساس خشم نیست؛ بلکه رفتاری است که پس از آن اتفاق می افتد.
فریاد زدن مکرر، تحقیر، تهدید و تنبیه بدنی از شکل های رفتار خشن محسوب می شوند. پژوهش ها میان انضباط کلامی خشن و افزایش مشکلات هیجانی و رفتاری کودکان ارتباط یافته اند.
این یافته ها به معنای آن نیست که یک بار صدای بلند والد، آینده کودک را تخریب می کند. نگرانی اصلی درباره الگوهای مکرر، شدید و ترس آفرین است. چرا رفتارهای معمول کودک گاهی لجبازی دیده می شوند؟
بخش هایی از مغز کودک که در کنترل تکانه، تحمل ناکامی و تنظیم هیجان نقش دارند، هنوز در حال رشد هستند. به همین دلیل، گریه، مخالفت، اصرار یا انفجار هیجانی در سنین پایین همیشه به معنای بی احترامی یا تلاش آگاهانه برای آزار والد نیست. …



































































































































































