با این حال، نباید در تحلیل این تحول به یک دوگانه ساده «وثیقه یا اعتبار» رسید. اعتبار و وثیقه دو کارکرد متفاوت در مدیریت ریسک اعتباری دارند. اعتبارسنجی، عمدتا ابزار سنجش احتمال نکول است؛ وثیقه، ابزار کاهش زیان در صورت وقوع نکول. بانک با استفاده از اطلاعات اعتباری تلاش میکند پیش از اعطای تسهیلات تشخیص دهد که احتمال بازپرداخت مشتری چقدر است. در مقابل، وثیقه به بانک امکان میدهد در صورت عدم ایفای تعهدات، بخشی از زیان احتمالی خود را از محل دارایی تضمینشده جبران کند. به همین دلیل، اعتبار نمیتواند در همه انواع تسهیلات و برای همه مشتریان جایگزین وثیقه شود. در تسهیلات بزرگ، بلندمدت یا پرریسک، وثیقه همچنان میتواند نقش مهمی در کاهش زیان مورد انتظار داشته باشد. اما اعتبارسنجی دقیق میتواند نیاز به وثیقه را در برخی بخشهای بازار کاهش دهد، شرایط وثیقهگذاری را تعدیل کند و تصمیم اعتباری را از یک معیار صرفا داراییمحور به یک معیار ریسکمحور نزدیکتر سازد. این تمایز از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف اعتبارسنجی حذف وثیقه نیست، بلکه کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان بانک و مشتری و بهبود قیمتگذاری ریسک است. چرا اطلاعات اعتباری اهمیت پیدا کرده است؟
بازار اعتبار زمانی کارآمدتر عمل میکند که وامدهنده اطلاعات کافی درباره وامگیرنده داشته باشد. هرچه اطلاعات ناقصتر باشد، بانک با عدم اطمینان بیشتری تصمیم میگیرد و طبیعی است که برای جبران این عدم اطمینان به ابزارهایی مانند وثیقه، محدودیت اعتباری یا نرخهای بالاتر متوسل شود. …



































































































































































