دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

آزادی بیان، آزادی مطبوعات


آزادی بیان، آزادی مطبوعات

آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی قلم، کلمه ها و پاره جمله هایی هستند که به همین شکل یا به تعابیر دیگر، از دهان و قلم دوست و دشمن شنیده می شوند. و البته طرفداران این آزادی، هر یک …

آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی قلم، کلمه ها و پاره جمله هایی هستند که به همین شکل یا به تعابیر دیگر، از دهان و قلم دوست و دشمن شنیده می شوند. و البته طرفداران این آزادی، هر یک نمایندگان طرز تفکری ویژه اند، که گاه با همدیگر تعارض داشته و یا دست کم همسو نیستند.

تردیدی نیست که آزادی، مطلوب است. اما کدام آزادی؟ برای چه کسی؟ و در چه شرایطی؟ آیا منظور از این آزادی، فراهم آوردن شرایط و محیطی است که هر قلم به دستی، در هر جا و به هرگونه که خواست و درباره هرچه خواست، چیزی بنویسد؟ حتی اگر آن فرد، مثلا سلمان رشدی باشد؟ و حتی اگر آن نوشته، محیطی متشنج بیافریند و یا مقدسات مذهبی و باورهای اعتقادی را به سخره بگیرد و یا تیشه بر ارکان نظام جمهوری اسلامی ما بزند؟

در همین جا بلافاصله باید جایگاه نقدهای اصولی و عملی و غیرمغرضانه را جدا دانست. سخن بیشتر بر سر آن دسته از دگراندیشان، ناباوران معاند و یا شبه روشنفکری است که متاسفانه مجوز اندیشه پراکنی و نشر کتاب یا مجله و روزنامه ای را از همین نظام دریافت می دارند و به لطایف الحیل و در قالب های گوناگون، به شکل صریح یا استعاری، یا در لفافه، به ضربه زدن به انقلاب اسلامی و یا استهزا کردن بنیان ها و بنیادهای دینی مبادرت می ورزند!

کسانی که آب به آسیاب دشمن می ریزند و معرف فرهنگ های بیگانه و مروج افکار نادرستی هستند که در تقابل با آرا و باورهای اکثریت قاطع افراد جامعه است، چگونه انتظار دارند که در یک جامعه اسلامی و انقلابی، هرچه را پسند خویش می دانند و گاه مورد پسند دشمنان و بیگانگان نیز هست، نشردهند و کسی هم پیدا نشود که به آنان بگوید بالای چشمتان ابروست؟

اینان، به تعبیر ظریفی، همان هایی هستند که همه کینه ها و عقده های دل و ذهنشان را به انحای گوناگون فریاد می زنند و به روشنی به مخالفت و مخالف خوانی می پردازند، و با این همه، با کمال بی شرمی، دم از نبود آزادی و وجود اختناق و سانسور می زنند. آیا این ها به همین راحتی که خود سخن پراکنی می کنند، می پذیرند که کسی علیه آنان حرفی بگوید یا سخنی بنویسد؟

آیا در یک جامعه آزاد و در عین حال مقید به باورها، سنتها و داشته های مذهبی و انقلابی، می توان و باید هر چیزی را نوشت، حتی سیاه ترین کلمه ها را، و حتی بی شرمانه ترین صحنه ها را، و حتی تمسخر اعتقادات دینی و ارزش های انقلابی را؟

آیا می توان به بهانه ابراز و اظهار واقعیتها، و در پس واژه ها و عناوین چشم نواز و دلفریب، موید و مبلغ اندیشه های ناصواب و نابجا بود؟ و آیا می توان آزادی را تنها محدود به خواسته های خود دانست؟

آیا می شود همین که امکان نشر برای آدم فراهم شد، همه چیز را زیر پا گذاشت و تنها به تبلیغ مسائل و مطالبی پرداخت که آبشخورهای خاص دارند و عده خاصی را خرسند می سازند؟

به نظر می رسد این دسته از افراد که به بهانه آزادی، آزادانه به جنگ با ارزش ها می پردازند، نه بهای آزادی را می دانند، نه قدر آن را می شناسند، و نه تصوری درست از مخاطبان خود یا به هر حال کسانی که افکار آنها را مورد ارزیابی قرار می دهند، دارند!

چگونه می شود فردی در هوا و فضای جمهوری اسلامی تنفس کند و ایمان و آرمان را نادیده بگیرد؟ چگونه می شود چشم بر همه خوبی ها و والایی ها بست و تنها برخی از مسائل ویژه را آن هم با دیدی خاص و نظری مغرضانه مطرح کرد و در جست وجوی تاثیرگذاری آن برآمد؟

خوشبختانه، مردم، کاملا هشیار و بیدارند، اغلب، دیدی باز دارند و بسیار خوب به ارزیابی می پردازند و دوست و دشمن را به خوبی می شناسند.

هر کلمه یا کلام، حامل یک پیام است. پیامی که از منشا ویژه ای صادر می شود و به مقصد خاصی ارسال می گردد. و هر پیام رسان و پیام گزاری- که در این بحث، هر نویسنده ای است- می باید هماره خود را در قبال خداوند، جامعه، وجدان، و تاریخ، مسئول بداند و متعهدانه به پیام رسانی مبادرت ورزد. نشاط و اثر مطلوب هر نوشته ای را، بی گمان محتوا و خاستگاه آن تعیین می کند.

جواد نعیمی