چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

ریشه بدبینی یا خوش بینی کجاست


ریشه بدبینی یا خوش بینی کجاست

واکنش افراد خوشبین و بدبین به رویدادهای خوشایند زندگی متفاوت از یکدیگر است و این به عادت افراد در نسبت دادن امور به علل مختلف بر می گردد که به آن سبک تبیین امور می گویند

واکنش افراد خوشبین و بدبین به رویدادهای خوشایند زندگی متفاوت از یکدیگر است و این به عادت افراد در نسبت دادن امور به علل مختلف بر می‌گردد که به آن سبک تبیین امور می‌گویند. عموم مردم، خوشبینی را به صورت در نظر گرفتن نیمه پر لیوان یا دیدن لایه‌ای براق در هر پدیده، یا عادت به انتظار پایانی خوش داشتن برای هر دردسر واقعی در نظر می‌گیرند. زاویه تفکر مثبت از مثبت اندیشی و خوشبینی بیانگرآن است که خوشبینی مستلزم تکرار عبارتهایی تقویت کننده با خود است، مانند اینکه من هر روز به انحای مختلف دارم پیشرفت می‌کنم یا تجسم آنکه همه کارها با موفقیت انجام می‌پذیرد.در تمامی‌این موارد، تجلیاتی از خوشبینی و مثبت اندیشی وجود دارد، اما با این حال خوشبینی عمیق تر از اینهاست. پژوهشگران در پی چند سال کندوکاو، به اساس خوشبینی دست یافته اند. مبنای مثبت اندیشی و خوشبینی در عبارت‌های امیدوار کننده یا تجسم موفقیت جای ندارد، بلکه در نحوه تفکر افراد درباره علتها ریشه دارد.هر یک از ما، در نسبت دادن امور به علل مختلف عادت‌های خاصی داریم و این خصلت شخصیتی را سبک تبیین نامیده اند. سطح تبیین در هر فرد در دوره کودکی شکل می‌گیرد و در صورتی که از خارج، دخالتی در آن اعمال نشود، سرتاسر عمر پابرجا می‌ماند. افراد در تبیین اینکه چرا هر رویداد خوب یا بد، برای او اتفاق افتد، از سه بعد استفاده می‌کنند؛ تداوم، فراگیر بودن، شخصی‌سازی.

● تداوم گاهی در برابرهمیشه

کسانی که بیش از سایرین در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند بر این باورند که علل رویدادهای ناگواری که برای آنها پیش می‌آید، همیشگی هستند و بر همین اساس، چنین استدلال می‌کنند که حال که علت، همیشگی است، پس رویدادهای ناگوار همیشه مجددا تکرار می‌شوند. بر عکس آنها، کسانی که با پسرفت‌ها با انعطاف مواجه می‌شوند و نسبت به افسردگی مقاوم هستند، بر این باورند که علل رویدادهای ناگوار، موقتی هستند.فرد بدبین بر این باور است که آنچه باعث شده تا او دوستی پیدا نکرده باشد، همواره به همین روال باقی خواهد ماند، اما فرد خوشبین معتقد است که اگر به مدت لازم صبر کند مدتی طول می‌کشد سرانجام می‌تواند دوستان خوبی پیدا کند. واکنش افراد خوشبین و بدبین به رویدادهای خوشایند زندگی هم متفاوت از یکدیگر است. کسانی که معتقدند وقایع خوشایند دارای علت‌هایی همیشگی هستند، از کسانی که معتقدند علل این رویدادها موقتی هستند، مثبت اندیش تر و خوشبین‌تر هستند. یعنی درست بر عکس سبک خوشبینانه در مورد رویدادهای ناگوار.افراد خوشبین، برای تبیین رویدادهای خوشایند برای خودشان، به علت‌های دائمی‌استناد می‌کنند. آنها به ویژگی‌ها و توانایی‌هایی اشاره می‌کنند که همواره دارای آنها خواهند بود مانند سختکوشی، دوست داشتن یا مورد علاقه بودن. آنها زمانی که به علل رویدادهای خوشایند اشاره می‌کنند، واژه همیشه را به کار می‌برند. افراد بدبین به علل موقتی استناد می‌کنند.آنها در توجیه تبیین‌های خود، کلمات بعضی وقت‌ها و امروزرا به کار می‌برند.

● فراگیر بودن خاص در برابرکلی

هر گاه بر این باور باشید که علتی خاص، دائمی‌است انتظار دارید که تاثیرات آن را در موقعیت‌های گوناگونی در سراسر عمر مشاهده کنید. برخی می‌توانند مشکل خود را در جعبه ای قرار دهند و آن را به کناری بگذارند و حتی در صورتی که بخش مهمی‌از زندگی آنان، از این مشکل در هم ریخته باشد، همچنان به زندگی خود ادامه دهند. بعضی دیگر، امور را فاجعه آمیز تلقی می‌کنند. هر گاه رشته ای از زندگی آنها پاره شود تلقی آنها بدین گونه است که کل تار و پود زندگیشان از هم گسسته است و این طرز تلقی سرانجام به این نقطه منجر می‌شود که کسانی که از شکست‌های خود تعمیم‌هایی کلی به عمل می‌آورند، هرگاه تنها در یک حیطه با شکست مواجه شوند، در تمامی‌حوزه‌ها از تلاش کردن دست بر می‌دارند، اما کسانی که به تبیین‌های اختصاصی می‌پردازند، احتمالا در همان حوزه خاص به ناامیدی گرفتار می‌شوند. اما در سایر حوزه‌ها همچنان استوار باقی می‌مانند.

● شخصی درونی در برابر بیرونی

سبک تبیین، علاوه بر دو بعد تداوم و فراگیر بودن، بعد سومی‌دارد که شخصی سازی است، یعنی اینکه تقصیر چه کسی بوده، هر گاه رویداد ناگواری به وقوع می‌پیوندد، افراد می‌توانند خود را عامل درونی یا افراد یا موقعیت‌های دیگر را عوامل بیرونی مقصر بشمارند. اینکه افراد چه کسی را مقصر بشمارند، بر عزت نفس آنها اثر می‌گذارد. کسانی که عادت کرده‌اند تا در مواقع شکست خود را مقصر بشمارند عزت نفس نازلی دارند و احساس گناه و شرمساری می‌کنند. افرادی که در مواقع بروز رویدادهای ناخوشایند، افراد یا موقعیت‌های دیگر را مقصر می‌شمارند، در مورد خود نظر بهتری دارند. در مجموع، کسانی که دیگران را سرزنش می‌کنند، دستخوش احساس گناه و شرمساری کمتری می‌شوند و خود را به میزان بیشتری دوست دارند. آنها در عین حال افراد خشمگین تری نیز هستند.