جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

ماهیگیری


ماهیگیری

یک روز دخو در خیابان نشسته بود، تور ماهیگیری را روی زمین پهن کرده بود که ماهی بگیرد. رهگذری پرسید: «دخو جان، چه می کنی؟»
گفت: «هیچ. ماهی می گیرم.»
گفت: «پس یکی هم برای من بگیر.»
دخو گفت:« بنشینیتان …

یک روز دخو در خیابان نشسته بود، تور ماهیگیری را روی زمین پهن کرده بود که ماهی بگیرد. رهگذری پرسید: «دخو جان، چه می کنی؟»

گفت: «هیچ. ماهی می گیرم.»

گفت: «پس یکی هم برای من بگیر.»

دخو گفت:« بنشینیتان تا برایتان بگیرم!»

شخص دیگری می گذشت، از دخو پرسید: «چه می کنی؟» دخو گفت: «ماهی می گیرم.»

گفت: «آخر اینجا آب نیست که می خواهی ماهی بگیری؟» دخو رفیقش را نشان داد و گفت: «این را ببین که می خواهد یکی هم برای او بگیرم!»

دخونامه - دهخدا