جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
تمدن ایلامی, بنیانگذار سیستم حکومتی در ایران

ساکنان نخستین ایران در مناطق مختلفی از جمله غارها وکوهها و دشتها سکنی گزیده بودند که آثار بهدست آمده وبه جای مانده از آنها میتواند دلیل خوبی بر این مدعا باشد.
اغلب مردم ایران، سرزمینشان را با پیشینه تاریخی دوهزار و پانصد ساله میشناسند، در حالی که پیشینه تمدنی این سرزمین حدود به۱۰ هزار سال قبل میرسد و تاریخ دوهزار و پانصد ساله ایران فقط به تاریخ فرمانروایی پادشاهان بزرگ ایرانی باز میگردد.
یکی از درخشانترین مقاطع تاریخ ایران باستان، دوران تمدن «ایلام» است ایلامیان، بنیانگذاران نخستین پادشاهی در گستره ایران بودهاند.
● تاریخچه ایلامیان
بخشی از ساکنان بومی فلات ایران برای نخستین باراز اواخر هزاره چهارم قبل از میلاد در جلگههای بین زاگرس و شرق بینالنهرین در دشتهای رسوبی خوزستان که یکی از کهنترین مناطق فرهنگی ایران است، و سرزمین خدایان لقب گرفته بود، قدیمیترین سیستم حکومتی را ابداع کردند، امپراطوری عظیم ایلام را بهوجود آوردند.
در حالی که در گوشه وکنار ایران در آن زمان مردمانی زندگی میکردند، ایلامیان در جنوب و جنوب غربی ایران یکی از اقوام متمدنتر نسبت به بقیه این اقوام ایرانی بودند. ؛ این مردمان قدیمیترین شهرهای جهان راپایه ریزی کردند و قدیمیترین پایتختهای جهان را بنیان گذاردند.
به کمک نوشتههای سومری میتوانیم از حدود ۲۸۶۰ قبل از میلاد به اطلاعاتی درباره ایلام دست یابیم.
شاهان ایلام از سال ۲۲۲۵ تا ۶۴۰ قبل از میلاد؛ بر سرزمین ایلام فرمان میراند. اگرچه نخستین آثار بهدست آمده از تمدن ایلامی مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد است (در تمدن جیرفت )، اما به دلیل نبود مدارک نوشتاری نمیتوان درباره حکومتها و شاهان ایلامی پیش ازاین دوره اظهار نظر کرد.
ایلامیها نام کشور خود را با الفبای میخی «هل-تا-ام-تی» یا «هلتامتی» مینوشتند که «هل» به معنی سرزمین و «تمپت» به معنای فرزانه و خدا است و در حقیقت آن را «سرزمین خدا» میدانستند و سومریها نیز ایلام را «نیم» NIMبه معنای سرزمین بلند مینامیدند.
همچنین در اکدیElamtu خوانده و تلفظ میشد . هخامنشیان این سرزمین را Uja میخواندند، که گفته میشود نام کنونی «خوز» (خوزستان) بازمانده همین واژه است.
گستره سرزمین ایلام، شامل خوزستان و لرستان کنونی، پشتکوه و کوههای بختیاری بود . بدین معنی که، از غرب به رود دجله، از شرق به استان فارس، از شمال به کوههای بختیاری و از جنوب به خلیج فارس محدود بوده و البته در دوران اوج قدرت خود، وسعتی افزونتر از این نیز داشت.
پادشاهی ایلام در اوج برتریاش، بر بخشهایی از بینالنهرین احاطه داشت.این پادشاهی اتحادی از ایلات و طوایف منطقه را شامل میشد، اما چنین اتحادی لزوماً به معنی امپراتوری نبوده است. هرگاه ایلامیها قدرت یافتهاند، نقشی در سیاست بین النهرین ایفا کردهاند و حتی بر بخشهایی از آن سرزمین، اگر چه کوتاه مدت، فرمان راندند.
کشور ایلام از دو بخش کوهستانی و دشتی تشکیل میشد.
پایتختهای ایلامیان که در کتیبهها ثبت شده است عبارت بودند از:
ایالت (اوان)در شمالغرب شوش که احتمالاشوشتر امروزی است. ایالت (سیماش)در شمالشرقی دشت خوزستان که احتمالا خرم آباد امروزی است و ایالت ( انزان) درشرق وجنوب شرقی دشت خوزستان که احتمالا ملیان فارس امروزی است.
بقایای این شهرها نمونههای بارز شهر سازی و نخستین شهرهای سازمان یافته دنیا هستند.
بر اساس تقسیمات جغرافیایی امروز، ایلام باستان سرزمینهای خوزستان، فارس، ایلام و بخشهایی از استانهای بوشهر، استان کرمان، لرستان و کردستان را شامل میشد.
سرزمین ایلام در غالب تاریخ خود به شکل فدرال اداره میشد و به مرکزیت شهرهای بزرگ آن، حکومتهای مستقل وخودگردانی شکل مییافت. اما هر گاه که قدرت دولت مرکزی ایلام فزونی میگرفت، این حکومتهای جداگانه را متحد کرد و زیر فرمان خود درمیآورد.
از نظر سیاسی میتوان چهار سلسله را در ایلام نام برد، نخستین دودمان حاکم بر ایلام، سلسله برآمده از شهر «اوان»( Avan) بود که شهریاران آن، از حدود ۲۵۰۰ تا ۲۲۰۰ پیش از میلاد فرمانروایی میکردند. به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت یافتن سلسله ایلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهمترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پیش از میلاد است،
ایلام در این دوران به وحدت دست یافت و بر اثر حمله گوتیها، حدود ۲۰۰ سال تاریخ ایلامیان در تاریکی وابهام فرو رفت.
پس از آن، سلسله «سیماش» از حدود ۱۸۵۰ -۲۰۰۰ قبل از میلاد به مدت سه قرن حکومت را در دست گرفت.
دوران بین ۱۸۵۰ -۱۵۲۰ قبل از میلاد دورهای است که به دوران «سوکل مخها» معروف است.
از سال ۱۳۱۰ -۱۲۵۰ قبل از میلاد سلسلهای به مرکزیت «انشان» روی کار آمد، این دوره را که از ۱۴۵۰ قبل از میلاد آغازشد وتا ۱۱۰۰ قبل از میلاد ادامه یافت، دوره ایلام میانی میگویند.
ایلام در این دوره بار دیگر درهای خود را برای نفوذ فرهنگ سامی باز کرد وبسیاری از مدارک اداری به زبان بابلی نوشته شد، این دوره را به عبارتی میتوان دوره طلایی ایلام قلمداد کرد.
مهمترین پادشاه این دوره «انتاش گال» پسر «هومبان» است که شهر «دور انتاشی» و زیگورات «چغازنبیل» توسط این پادشاه بنا شد.
از ۱۱۱۰ تا ۱۲۱۰ قبل از میلاد سلسلهای بهنام «شوتروکی» در ایلام قدرت را به دست گرفت، از وقایع مهم این دوره حمله بین النهرین و تصرف بابل توسط «شوتروک ناهونته» مقتدرترین پادشاه این سلسله است. وی در حمله به بابل وتصرف آن، غنایم زیادی از جمله تندیس «مردوک» خدای بابل و استل «قانون حمورابی» را به شوش آورد.
بعداز دوران این سلسله تا ۷۶۰ قبل از میلاد دوران مبهم وتاریک ایلام آغاز میشود که به دلیل فقدان مدارک باستان شناسی و اسناد تاریخی، اطلاعات کمی از آن دوره موجود است.از ۷۶۰ قبل از میلاد دوره سلسلههای ایلام جدید نام دارد که تا سال ۶۴۰ ادامه مییابد.
● سر انجام ایلامیان
بیشتر پادشاهان ایلام با فرمانروایان بابل، سومر و اکد در جنگ بودند.
اوج قدرت ایلامیان در قرن ۱۳ قبل از میلاد بود ؛ و این به دلیل ضعف دولت های همسایه بود، در سال ۶۴۰ قبل از میلاد «آشور بانیپال» پادشاه نیرومند آشور، مانند دیگر پادشاهان آشور به ایلام حمله کرد، از آنجا که خوی جنگجویی آشوریان در آشوربانیپال نیز وجود داشت، او هم شروع به توسعــه قلمرو خود و حمله به همسایگان کرد. او به ایلام یورش برد و با ویران ساختن شهر شوش و قتل عام هزاران نفر از مردم بیگناه، تمدن باستانی ایلامی را از صحنه روزگار محو کرد.
در کتیبهای که از آشوربانیپال به مناسبت نابودی شوش به جا مانده، چنین آمده است: «من، شوش، شهر بزرگ و مقدس را به دستور خدایان آشور گشودم. من وارد کاخهایش شدم و هر آنچه از سیم و زر و مال فراوان بود، همه را به غنیمت برداشتم... من همه آجرهای زیگورات شوش را که با سنگ لاجورد تزیین شده بود، شکستم... من معابد ایلام را با خاک یکسان کردم... من شوش را تبدیل به ویرانهای کردم و بر زمینش نمک پاشیدم... من دختران و زنان و همه مردان را به اسارت گرفتم... از این پس دیگر کسی در ایلام صدای شادی مردم و صدای سُم اسبان را نخواهد شنید».
این ویرانگری و کشتار بی رحمانه آشوربانیپال در ذهن ایرانیان باقی ماند تا اینکه در کمتر از نیم قرن بعد، مادها به رهبری «هُوَخْشَتْرَه» پادشاه ایرانی توانستند انتقام سختی از آشوریان بگیرند.
● زبان و نژاد ایلامیان
در هزاره چهارم پیش از میلاد به موازات ابداع نخستین خط تصویری در سومر، ایلامیان نیز موفق به اختراع خط مشابهی شده بودند که از آن برای ثبت و نگهداری حسابها و معاملات خود استفاده میکردند.
این خط احتمالاً ۱۵۰ نشانه داشته است. بعدها از این خط صرفاً تصویری، به تدریج یک خط «هجایی» به وجود آمد که حدود ۸۰ نشانه داشت. از اواخر هزاره سوم پیش از میلاد، اندک اندک، خط «اکدی» به خط میخی معروف تبدیل و جانشین خط پیشین ایلامیان شد، اما در طول سالیان بعد، ایلامیان این خط وام گرفته را ساده و پیراسته کرده و تا مرز نوشتار الفبایی رساندند.
یکی از دانشمندان پس از باز خوانی هزاران نوشته ایلامی،مینویسد که ایلامیها از اسرار خود به ندرت چیزی به زبان میآوردند.
زبان ایلامی، زبانی بسیار دشوار است که تاکنون شناسایی کامل آنصورت نگرفته و پیوند مستقیم آن با دیــگر زبانهای منطقه، دقیقاً ثابت نشده است. ساختار زبان ایلامی گرچه از نظر دستوری آسان است، ولی متاسفانه از نظر محتوایی به علت کمبود نوشتهها و نیز نبود فرهنگی تطبیقی با دیگر زبانهای همزمان، از درک و فهم معنای راستین آن ناآگاهیم.
زبان ایلامی در سال ۱۸۹۰ رمزگشایی شد. در این سال «وایسباخ» نخستین دستور زبان آن را ارائه داد. با این همه، متن ایلامی سنگنوشتهها در عصر هخامنشیان آنچنان سخت و مشکل است که امروزه تنها بخشهایی از آن قابل فهم است.
تعیین خاستگاه ایلامیان از نظر مردم شناسی بسیار دشوار است، ویژگیهای مدنی وفرهنگی این قوم، خاص خود بوده وکمتر نشانهای از وجود خویشاوندی بین این مردم واقوام شناخته شده دیگر است.
ایلامیان نه آریایی بودند و نه سامی. زبان ایلامی زبانی تکخانواده است بدان معنا که خویشاوندی آن با هیچ خانواده زبانی در جهان اثبات نشده است.
دلایلی برای این باور وجود دارد که ایلامیان، دست کم در سرزمینهای پست، تیره پوست بودند، و به نظر میرسد که زبان شان به زبان Proto-Dravidian، (نیای زبانهای دراویدی کنونی که در جنوب هند و برخی بخشهای بلوچستان تکلم میشود)، وابسته بوده است.
برخی سربازان ایلامی در برجسته نگاریهای آجری لعابدار هخامنشی سده پنجم پیش از میلاد، تیره پوست نشان داده شده اند، و البته با گونهای به لحاظ انسان شناختی، تیره پوست میتوان در جنوب خوزستان تا به امروز، مواجه شد.
هر تلاشی برای ردیابی نژاد ایلامیان با دشواری مواجه میشود. هر چه منابع موجود بیشتر بررسی میشود، بیشتر این تصویر ایجاد میشود که ایلامیها، نژادی با استقلالی خدشه ناپذیرند. هیچ رابطهای میان آنها با دیگر ملل هنوز پیدا نشده است.
درباره اقوام خوزی (بازماندگان ایلامیان باستان) که در منابع دوران اسلامی به آنها اشاره شده، هیچ سخنی از ترکی یا سامی زبان بودن آنها به میان نیامده است. زبان ایلامیها به هیچ وجه سامی نبوده و هیچ دانشمندی ادعا نکرده که زبان ایلامیها سامی است. باید توجه کرد که آثار زیادی از زبان ایلامیان وجود دارد و هیچ دانشمندی آنها را جزو زبانهای گروه سامی طبقه بندی نکرده است.
از حدود ۱۰۰۰ میلادی از زبانی ناشناس در خوزستان یاد میشود، این زبان خوزی ظاهرا واپسین باقی مانده از زبان ایلامی است «خوزا» در نوشتههای داریوش به جای ایلام به کار میرود.
زبان ایلامی تا قرنها بعد از سقوط ایلام اهمیت خود را حفظ کرد به طوری که داریوش هخامنشی آن را به عنوان زبان رسمی و اداری امپراطوری خود برگزید و یکی از دلایل اثبات این تصمیم داریوش، ایلامی بودن زبان همه ۳۰ هزار لوحه پیدا شده در تخت جمشید است.
● اعتقادات
بخش عمدهای از باورها و اندیشههای دینی و اسطورهای ایلامیان بر نوعی عبودیت و احترام به زن و زنانگی و پرستش مار استوار بوده است.
در باورهای ایلامی، مار موجودی مقدس و حافظ آب و خرد و ثروت و عامل دور دارندة نیروهای اهریمنی دانسته میشد. حضور تصویر مار بر بسیاری از اشیاء و ظروف و نگارههای بازمانده از ایلامی، نمودار اهمیت نماد مار و به ویژه نقش برکتبخشی آن است.
ایلامیان نیز چون بسیاری از تمدنهای کهن خاورمیانه، معتقد به نظام مادرسالاری بودند؛ چنان که در رأس خدایانشان، ایزدبانوان قرار داشتند. در نظام اجتماعی ایلامیان نیز زنان از اعتبار، منزلت و حقوقی گسترده برخوردار بودند.
در طول هزارهی دوم پیش از میلاد با قدرت گرفتن نظام پدرسالاری، خدای نر به نام «هومبان» بر خدایان مادینة پیشین برتری یافت و پرستش آن در سراسر سرزمین ایلام معمول شد.
معبد چغازنبیل نیزکه یکی از شاهکارهای معماری ایلامی است، توسط «انتاش گال» شاه برای خدایان «گال»، هومبان و اینشوشیناک بنا شده است.
● اقتصاد ایلام
ایلام از نظر تمدن شهر نشینی به بلوغ تعیین کنندهای رسیده بود از این رو برای بین النهرین که در اکثر موارد با همسایگان خود در دادوستد بوده است از اهمیت فوق العادهای برخوردار بود.
در نوشتهای آمده است که سومریها و بابلیها از طریق داد و ستد چوب برای مصارف ساختمانی و نیز مس وسرب وقلع ومرمر و انواع سنگهای زینتی و قیمتی، اسب مورد نیاز خود را از ایلام تأمین میکردند.
● هنر ایلامی
یکی از منا بع بسیار مهم برای بازخوانی هنر و تمدن ایلامی، لوحها ونقش برجستهها و مهرههای باقی مانده از دوران حکومت آنهاست.
با رشد شهر نشینی از حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد، پیکر تراشی نیز رشد یافت. آنچه از بقایای شوش در این زمینه یافت شده، متعلق به ۳۰۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از میلاد است که شامل مجموعهای از ظروف به شکل جانورانی چون قورباغه، خوک و میمون است که از سنگی چون مرمر تراشیده میشده است. این نقوش بر نخستین مهرههای استوانهای که از گل ساخته میشده، نقش بسته است.
یکی دیگر از نقوش مورد علاقه ایلامیها، نقوش غولهای ترکیبی انسان و حیوان یا حیوان و حیوان است.
هنر ایلام در کنار الهام گیری از سرچشمه طبیعی زندگی، تمایل به تقلید از هنر بین النهرین را نیز داشت.
اصولا هنر تندیسسازی ایلام خواه از سنگ یا فلز یا گل با تأکید بر بیان واقعیت و به دور از تخیل شکل گرفته است. این ویژگی در هیچ زمینهای به اندازه نقش برجسته صخرهای نمایان نیست.
ایلامیها در پیکر تراشی سه بعدی نیز مهارت داشتند، سرهای تراشیده از سنگ که از گورهای شوش بهدست آمده، نمونههایی عالی از این هنر را عرضه میکند.
پاره شکستههای لوح سنگی که از ارگ شوش به دست آمده است و تصویری از بانوی ایلامی را نشان میدهد، به خوبی نشان دهنده قدرت پیکرتراشی ایلامیهاست.
▪ مهرهها
مهرههای ایلامی نیز از شهرت به سزایی برخوردار هستند. مهرهها در آن دوران علاوه بر نقش عملی خود، نقش طلسم را نیز برعهده داشتند. در هر حال مهرهها با نقشهای شگفتانگیز، متنوع و زیبای خود حامل پیامهای بسیار ارزشمندی بودند.
به جرأت میتوان گفت با بررسی نقش برجستهها و مهرهها میتوان به زندگی روزمره مردم ایلام پی برد. در این تصاویر از چشم انداز کشتزارها و شیوه کار کشاورزان و دامداران گرفته تا حیاتوحش وشکار جانوران و انواع سلاحها از قبیل تیر و کمان، نیزه و بیل نوک برگشته به چشم میخورد.
▪ فلزکاری
از آثار فلزی ایلامیان متأسفانه آثار کمی تاکنون برجای مانده است، ولی با این حال برخی یافتههای تصادفی در کشتزارها و گورستانها که در دسترس پژوهشگران قرار گرفتهاند، هنر فلز کاری ایلامی را آشکار کرده است.
یکی از برجستهترین یافتههای تصادفی، تندیس گاوی با اندام انسانی است که روی دو زانو نشسته وبا دو دست سم دار خود آبدان نقره ای را ارائه میکند.
اوج هنر فلزکاری ایلام را باید در ۱۲۰۰ پیش از میلاد جستجو کرد.
● معماری ایلامی
معماری ایلامی متاثر از اقلیم نیمه بیابانی منطقه است، از این رو در این ناحیه که دسترسی به چوب زیاد نبوده طبیعی است که بهترین ابزار خانهسازی، خشت و گل خشک شده در آفتاب است. الوارها هم برای کارگذاری در سقف به کار میرفت و آجرهای کورهای برای روکش روینما، کتیبه نویسی و بافت بنا مصرف میشد .
اتاق های ایلامی در هر اندازهای که مورد نظر بوده، ساخته میشد اما عرض آنها از چهار پنج متر (اندازه الوار) تجاوز نمیکرده است. پنجرهها نیز کوچک بود و به حیاط داخلی باز میشد .
در شوش، خانــهها همه بر مبنای نقشه بنا میشد. همچنین اتاق های جـــانبی برای میهمانان و خــدمتکاران ساخته میشد .
▪ چغازنبیل
یکی از مهمترین آثار بر جای مانده از تمدن ایلامی محوطه چغازنبیل است که اطلاعات مهمی از فرهنگ، بینش و معماری آن دوران در اختیار ما میگذارد.
این محوطه شامل سه حصار تودرتوی خشتی است که هر کدام دارای تأسیساتی بود . تمامی این محوطه در واقع شهری بود که برای خدایان ساخته میشد.
مهمترین بنای این شهر یعنی زیگورات به خدای اینشوشیناک که خدای شهر شوش بوده، هدیه شده بود.
معماری در این دوران به پیشرفت زیادی دست یافت. استفاده از خشت و آجر باتوجه به اقلیم این ناحیه امری ضروری به نظر میرسید . در این محوطه از آجر لعابدار ومیلههای شیشهای استفاده شده و طاق ضربی در این دوره برای نخستین بار قبل از هر جایی دیگر دنیا ایجاد شده است.
تجهیزات تصفیه آب وشیوه بنای ساختمان از مواردی هستند که توجه انسان را با گذشت هزاران سال به خود جلب میکند.
در ساخت این شهرک مطابق معماری ایلامیان از خشت استفاده و از آجر به عنوان روکشی برای سطح خشتی بهره گرفته شده است؛ آجر لعابدار و میلههای شیشهای از دیگر عناصر بهکار رفته در این شهرک است، فلزاتی مثل طلا و مفرغ و همچنین قیر بهعنوان ماده کلاف کشی مورد استفاده بوده که نشانگر میزان پیشرفت انسانها در این دوره است.
ایلام اگرچه گاه و بیگاه چه از نظر سیاسی و چه از نظر معنوی و فرهنگی تحت نفوذ همسایگان با تمدن خود مانند سومر، اکد، بابل و آشور بود، ولی زمانی خود موجد فکری اصیل و خاص بوده است که توانسته پرتو آنرا بر نواحی دیگر بگستراند و پیشرفتهای فراوانی را برای دورههای بعد از خود در دنیا باقی گذارد.
سمیه عزیزی (کارشناس موزهداری)
فهرست منابع
تاریخ ماد، دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز
تاریخ کمبریج ایران، دیاکونوف، جلد ۱
دنیای گم شده ایلام، والتر هینتس، ترجمه فیروز فیروزنیا، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۶
هزارههای گمشده، پرویز رجبی، ج ۲، توس، ۱۳۸۰
آشنایی با میراث فرهنگی، فایق توحیدی، سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۸۱
تاریخ ایلام، پیر آمیه، شیرین بیانی، تهران، ۱۳۷۲ گذری بر تاریخ ایلام، هینس، ترجمه محمدحسین خانی، هران، ۱۳۷۳
چغازنبیل (دورانتاش)، رومن گیرشمن، جلد ۱، مترجم اصغر کریمی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۳
چغازنبیل (تمنوس وکاخها )، رومن گیرشمن، جلد ۲، مترجم اصغر کریمی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۳
چغازنبیل (متون عیلامی واکدی )، م. ج. استو، جلد ۳، مترجم اصغر کریمی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۵
هنر ایران باستان، ایدت پرادا با همکاری رابرت دایسون و چالز ویکیسون، ترجمه یوسف مجیدزاده، تهران، ۲۵۳۷ شاهنشاهی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست