جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

دزد و فقیر


دزد و فقیر

شبی دزدی به خانه تهیدستی رفت، هر چه جست چیزی نیافت.
مرد فقیر بیدار بود، سر برداشت و گفت: برادر، من روز روشن در این خانه هیچ نیابم، تو در شب تاریک چه خواهی یافت؟

لطایف و حکایات - سهل …

شبی دزدی به خانه تهیدستی رفت، هر چه جست چیزی نیافت.

مرد فقیر بیدار بود، سر برداشت و گفت: برادر، من روز روشن در این خانه هیچ نیابم، تو در شب تاریک چه خواهی یافت؟

لطایف و حکایات - سهل آبادی