یکشنبه, ۱۷ فروردین, ۱۴۰۴ / 6 April, 2025
بهره گیری زنان و مردان باستان از زیورهای مشترک

مردمان شرق باستان به ویژه در عصر مفرغ و عصر آهن دلبستگی فراوانی به زیورافزارهای گوناگون و پر نقشونگار داشتهاند. آنان نه تنها از انواع و اقسام کانیهای رنگین برای آرایش خود استفاده میکردهاند، که با بهرهگیری از فلزاتی که به تازگی بدان دست یافته بودند، زیورآلات متنوعی میساختهاند که تقریبا تمام سطح بدن آنان را از نوک پا تا فرق سر میپوشانده است.
آثار و ابزار و زیوآلات کشف شده در آسیای میانه اگرچه از سازماندهی مناسبی در حوزه مدیریت میراث برخوردار است وگرنه تفاوتی به لحاظ ارزشهای تاریخی با آنچه در جغرافیای ایران و در گوشه گوشه کشور کشف می شوند ندارد و گاهی از ارزشهای کمتری نیز برخورادرند.
در بهرهگیری از زیورافزار هیچ تفاوتی میان زنان و مردان نبوده است و همه آنان یکسان از تمام زینتهای ممکن و موجود استفاده میکردهاند. اما در این میان «کمربند» یک استثنا به شمار میرود و منحصر به مردان بوده است. کمربند علاوه بر اینکه بخشی از پوشاک مردانه بوده، نشانه و شاخصی برای موقعیت و مقام اجتماعی یا نظامی مردان بوده است.
بازماندههای مواد رنگین آلی و کانی که در بزکسابهای موجود در گورها به دست آمده است، نشاندهنده بهرهگیری توأمان زنان و مردان از آرایههای رنگی است. آنان همچنین از انواع فلزاتی همچون مس، مفرغ، نقره، طلا و آهن برای ساخت زینتابزاهای متنوعی بهره میبردهاند. این اشیای زینتی شامل طیف گستردهیی از زیورآلاتی متناسب با بخشهای گوناگون اندام آدمی میشده است: تاج، نیم تاج، دیهیم، پیشانیبند، شقیقهبند، گوشواره، سنجاق سر، لولههای دوازدهگانه برای انتهای گیسوان بافتهشده، یقهبند، سینهبند، گردنبند، مدال و نشان، دکمه، سگک، قلاب، سنجاق، سوزن، کمربند، پابند و خلخال، بازوبند، مچبند، انگشتر، النگو، دستبند و آویزهایی به اشکال گوناگون حیوانات، پرندگان، تبرزین، هلال ماه، ستاره، خورشید و اشکال هندسی. یکی از جالبترین زیورآلات بسیاری از مردمان باستان، زنگولههایی فلزی و زیبا بوده است که هم مردان و هم زنان بر گردن یا گیسوان خود میآویختهاند و بر خلاف امروز مختص به حیوانات نبوده است. پژوهشها و کاوشهای باستانشناسان روسیه در منطقه قفقاز منجر به کشف و شناسایی ابزار و ادواتی شد که مردم این منطقه در سدههای پایانی هزاره دوم و سدههای آغازین هزاره یکم پیش از میلاد ساخته بودهاند. ابزارهای کشفشده طی چندین فصل کاوش، بیانگر رشد بسیار سریع نیروهای تولیدی و سازندگی در جامعه باستانی حدود سه هزار سال پیش بوده است. مردمان قفقاز علاوه بر مس و آلیاژهایی که با قلمزنی یا قالبریزی ساخته میشد، از مواد معدنی و کانیها نیز برای ساخت زیورافزار بهره میبردهاند. مهمترین این کانیها عبارت بودند از: عقیق جگری، عقیق سرخ و زرد، عقیق ساده، سنگ یشم، درّ کوهی، یاقوت زرد، و نیز سنگهای معمولی که برای ساخت و زینت زیورآلات بدلی از آنها استفاده فراوان میشده است. آشکارا پیداست که این سنگها پس از خرد شدن و صیقل داده شدن، به نگینهای زیبا تبدیل میشدهاند. سُفتگری یا سوراخکردن مهرههای سنگی به وسیله مته فلزی یا سوزن مسی دو سر که دارای الماس بوده، انجام میپذیرفته است. قلمزنی روی قطعات کوچک نقرهیی در این دوره مرسوم بوده و برای ساختن زیورآلاتی به شکل سر اسب استفاده میشده است.
با اینکه بیشتر آثار پیدا شده در کاوشهای قفقاز بومی منطقه هستند، اما شکل تزیینات و شیوههای ساخت برخی از آنها نشان میدهد که از مناطق شرقی و جنوبی وارد شدهاند. تنوع این زینتآلات که دارای اشکال گوناگون جانوران هستند، آدمی را به این نتیجه میرساند که آنان نه تنها از فرهنگ مادی، که از دانش اقتصادی و اندیشهورزی خاصی نیز برخوردار بودهاند. پیکرههای کوچک بز، گاوهای نر، آهو، اسب و پرندگانی که از آنها به صورت آویز استفاده میشده است؛ حاکی از اعتقادات و باورهای مذهبی و آیینی آنها به خدایان و بویژه به خورشید است. علاوه بر این، نشان دادن اشکال نقاشیشده یا برجستهکاری شده حیوانات و پرندگان روی کمربندها، سگکها و دیگر چیزها، حاکی از کوشش و اعتقاد بر انتقال نیرو و توانایی آن حیوانات بر بدن خود است. النگوها، دستبندها، گردنبندها و پیشانیبندهایی که به شکل گاو نر، شیر، مار و بره ساخته شدهاند، در حکم سپر و محافظی در برابر نیروهای پلید و حوادث ناشناخته بوده است.
نمایش و ارایه این حیوانات و پرندگان گواه بر ذوق و سلیقه هنری و زیباییشناختی مردمان باستانی قفقاز دارد که در اواخر عصر مفرغ و آغاز عصر آهن زندگی میکردهاند. اغلب این زیورافزارها مزین به اشکال متنوع حیوانات یا اشکالی هندسی از قبیل لوزی، مارپیچ، مثلث، مربع، خطوط مواج و خطوط شبکهیی بودهاند. مردمان قفقاز رویدادهای طبیعی و کیهانی را پرستش میکردهاند و در نتیجه سامان اعتقادی از این نمادها را برای خود به وجود آورده بودهاند که هر کدام نشانگر پدیدهیی در طبیعت بودند. خطوط مواج نشان رودخانه، دایرهها نشان و نماد خورشید، و خطوطی به صورت هفت و هشت نشانگر پرتوهای خورشید. این زیورآلات در پیرامون اسکلتها در گورها به دست آمده است.
قرار گرفتن هر کدام از آنها در جایی در اطراف اسکلت، نشاندهنده مکان آن در اندام آدمی و کاربرد و طرز استفاده از آن است. بعضی از آنها در جمجمه یا استخوانهای بازو یا در سینه و انگشتها پیدا شدهاند. بعضی از آنها فقط جنبه زینتی داشتهاند (مثل النگوها، انگشترها و گردنبندها)؛ بعضی دیگر هم ضمن تزیینی بودن، بخشی از پوشاک نیز به حساب میآمدند (مثل کمربندها، قلابها، سنجاقها و دکمهها). با نگریستن و نگاه دقیق به این اشیا و طرز قرار گرفتن آنها آدمی میتواند تا حدی پوشاک و آرایش آن مردمان را نزد خود مجسم یا حتی بازسازی کند.
رضا مرادی غیاثآبادی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست