پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

آیا کسی آستین ها را بالا خواهد زد


آیا کسی آستین ها را بالا خواهد زد

درباره موسیقی «آشوری»

غآقایف میرعلی نقی در یادداشتی کوتاه در غروزنامهف «شرق» از خاموشی «سورن» آهنگساز و نوازنده یاد کرد با این اشاره که اطلاعی از او ندارد و آنان که می دانند همت کنند، او را با خبر کنند. دریغا که انگار کسی سورن را نمی شناسد، آن که با نوای موسیقی اش قلب میلیون ها شنونده را در دهه سی و چهل خورشیدی می لرزاند و امروز حتی میرعلی نقی، که در شناخت و تسلط و توان او در موسیقی و تاریخ آن بسیار خوانده ام او را «ارمنی» می خواند. شاید آن خاموشی بهانه یی شد تا نگاهی به موسیقی یی داشته باشیم که قدمتی چند هزار ساله دارد و سورن، مرده ریگ آن موسیقی است. «سورن» و برادرش «سارگن» آشوری اند هر دو نوازنده پرتوان و چیره دست در نواختن ماندولین و بانچو و آکاردئون و سورن البته آهنگساز و خالق ده ها اثر شورانگیز که به راستی هر نغمه او شوری در دل به پا می کند.

در دهه چهل سورن به رادیو ایران آن هنگام پیوست و به ویژه ساخته هایش در برنامه یی به نام «گفتنی ها» در حول و حوش ساعت ۱۳ یا ۱۴(به درستی به یاد ندارم) به عنوان نشانه و پایان و گاه متن گفتاری اجتماعی پخش می شد.

امروز از بخت خوش همان آهنگ ها البته بی کلام چندماهی است که از آرشیو رادیو به درآمده و بدون ذکر نام «سورن» از شبکه صداوسیما پخش می شوند.

سورن از بازماندگان آهنگسازان و مردان موسیقی است که تبار آنها به هفت هزار سال پیش می رسد. به آشوری هایی که «بربط»، «چنگ» و «قیطار» یا گیتار را ساختند و نخستین قومی که زبان نوشتن موسیقی را خلق کرد، چیزی پرشباهت به نت که با تاسف، اندک نشانه یی از آنها مانده است.

موسیقی یی که در موسیقی کلیسایی پس از پذیرش مسیحیت از سوی آشوری ها جان گرفت و هنوز نغمه های آن به همان اصالت در نغمه های روحانی کلیسای شرق آشوری و کلیسای آشوری کلدانی کاتولیک به گوش می آید.

با قبول مسیحیت، موسیقی آشوری کلیسایی شد و البته در حاشیه آن موسیقی شبانی و روستایی و اثرهایی از موسیقی رزمی همراه با رقص «شیخانی» و «تاولاما» و «زنگرتا» و... تا به امروز ماند.

موسیقی روستایی سینه به سینه آمد و به گونه یی بده بستان با موسیقی کردی و آذری داشت و آنچه امروز از آن موسیقی اصیل مانده است چنین حال و هوایی دارد. در زمینه زنده ساختن آن موسیقی اصیل تلاش های چندانی در قرن های اخیر با تاسف شکل نگرفته جز چند مورد.

نخستین آنها حماسه سرای بزرگ آشوری تحصیلکرده موسیقی کلاسیک اروپا یعنی «ویلیام دانیال» است. در زمینه شعر و نثر او را فردوسی آشوری می خوانند. با زبانی غنی، حماسی و لرزاننده. همتی کرد تا موسیقی فولکلوریک روستایی که سینه به سینه آمده بود، جمع آوری و به شکلی علمی و کلاسیک، سامان بخشید. از بخت حادثه او هم در رادیو ایران و رادیو ارومیه در دهه های سی کار کرده است. آن هم به هنگامی که برنامه ها زنده بود و حالا بی گمان اثری از آن در بایگانی رادیو نیست. اما کتاب ها و نوارهای موسیقی او مانده است.

نبو عیسایی که او هم تحصیلاتی در زمینه موسیقی کلاسیک اروپا داشت، با گردآوری و ساخت آثاری کلاسیک در موسیقی آشوری و پدید آوردن گروه همسرایان ملی، زمینه را برای به صحنه کشاندن اپرای «گیلگمش» و «سمیرامیس» یا به آشوری «شامیرام» فراهم کرد، که ممکن نشد. او در امریکا در زمینه ارائه موسیقی کلاسیک آشوری در قالب یک گروه همسرایی حرفه یی هنوز در تلاش است.

در زمینه موسیقی مردمی با رنگ و شکل امروزی، وانیا داوید، سرگن و آسورهادون خفری و شورا میخائیلیان که آثار تمامی آنها در رادیو ایران آن هنگام ارائه شد، آثاری خلق کردند.

پولس خفری، گنجینه دیگری در زمینه موسیقی کلاسیک فولکلوریک آشوری است که ۵-۴ سال پیش درگذشت و از بخت خوش با آثار متعددی به کتاب درآمده اند. گروه همسرایی کلیسایی و فولکلوریک او از یادمان های موسیقی آشوری است. در زمینه موسیقی پاپ آشوری، وانیا داوید در امریکا و شورا یا الکساندر میخائیلیان در استرالیا در جامعه آشوری آثاری نوین، علمی و به دل نشستنی و برگرفته از نواها و نغمه های اصیل می آفرینند.

این اشاره یی گذرا به گنجینه مانده از دوران به گونه یی شتاب آلود بود، گنجینه هایی که با تاسف انگار «زیرخاکی ها» یافت نشده، مانده اند. آثاری که اگر همتی باشد به مدد آهنگسازان برجسته و نامدار امروزی می توان از آنها گرته برداری کرده و به جهان موسیقی نثار کرد.

کسی آستین ها را به این خیال، بالا خواهد زد؟

آلبرت کوچویی