یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

۱۷ نوامبر ۱۹۷۳ ـ بپاخیزی دانشجویان و کارگران آتن و آغاز موج تازه دمکراتیزاسیون در جهان


۱۷ نوامبر سال ۱۹۷۳ دانشجویان و کارگران یونانی برضدحکومت سرهنگها بپاخاستند و ۳۷ تن از آنان در این قیام جان باختند که انعکاسی بزرگ در سراسر جهان داشت. برخی، و عمدتا مشاوران سیاسی …

۱۷ نوامبر سال ۱۹۷۳ دانشجویان و کارگران یونانی برضدحکومت سرهنگها بپاخاستند و ۳۷ تن از آنان در این قیام جان باختند که انعکاسی بزرگ در سراسر جهان داشت. برخی، و عمدتا مشاوران سیاسی دولتهای معین از فرصتی که تاثیر اخبار این بپاخیزی در افکار عمومی ایجاد کرده بود بهره گرفتند و به این رویداد « سر آغاز موج تازه دمکراتیزاسیون در جهان » عنوان دادند و خواستند که ادامه یابد که به تدریج به صورت حربه ای سیاسی در دست آن چند دولت برای تهدید دولتهای معارض قرار گرفت . گرچه دوران کودتا در آمریکای لاتین و افریقا عملا پایان یافت ، ولی تمرین دمکراسی در این کشورها بر پایه فرضیه های اندیشمندان قرون ۱۷ تا ۱۹ غرب که برگرفته از فرهنگ اروپایی بود نتیجه مطلوب به بار نیاورد و به جای شایستگان؛ آزمندان را روی کار آورد و آنان را معتاد به « مقام » کرد. انتخابات اخیر چند کشور پیشرفته نشان داد که در این کشورها هم آن فرضیه ها با همه تبلیغی که در قرن گذشته برایشان شده است کاربرد ندارند و ثمربخش واقع نمی شوند و نمی توان امید داشت که بر پایه آنها بشود شایستگان یک جامعه را که نیتی جز خدمت بی دریغ به جامعه خود ندارند برای مدیریت یافت و برای انتخاب شدن معرفی و توصیه کرد. گسترش وسائل تبلیغ و سوء استفاده از این ابزار برای قبولاندن افراد به تدریج مزید بر علت شده و همان فرضیه های کتابی را هم وارد راهی پر از دست انداز ساخته است. نتیجه این شده است که اعضای آگاهتر جامعه نسبت به مشارکت در امری که می دانند ثمره مطلوب ندارد بی اعتنا شده اند و این بی اعتنایی به فرضیه های دمکراسی، اندیشمندان را به چاره جویی واداشته تا طرحی نو برای دمکراسی که واژه ای گیرا ، دلچسب و نوید بخش است تهیه کنند که مطلوب و دارای کاربرد باشد. این اندیشمندان مشکلات داخلی جوامع بشری ، جز در چند کشور کوچک ، و مسائل بین المللی را نتیجه نقائص دمکراسی کهن می دانند.

حکومت سرهنگها در یونان در پی کودتای ۲۴ آوریل ۱۹۶۷ بر ضد دولت انتخابی کارامانلیس روی کار آمده بود و ریاست این دولت با سرهنک «جورج پاپادوپولوس» بود که با استبداد تمام حکومت می کرد. چون شاه یونان از حکومت سرهنگها حمایت نکرده بود، پس از مدتی سرهنگها نظام حکومتی یونان را جمهوری اعلام کرده بودند.

در پی بپاخیزی دانشجویان و برخی کارگران آتن و سرکوب خونین آنان، یک دسته نظامی دیگر به رهبری ژنرال «جیزیکیس» با استفاده از نفرت افکار عمومی جهان از حکومت سرهنگهای یونانی بر ضد آنان دست به کودتا زد و به این حکومت پایان داد و پاپادوپولوس را بازداشت کرد.

این حکومت هم نتوانست بیش از چند ماه دوام آورد که ۲۳ ژوئیه ۱۹۷۴ کارامانلیس به یونان بازگشت. برکناری حکومت نظامیان سبب باز گشت سلطنت به یونان نشد و در مورد بازگشت پادشاه قرار شد رفراندم شود که در این همه پرسی « سلطنت » رای نیاورد و جمهوری ادامه یافت. سلطنت یونان ساخته و پرداخته قدرتهای اروپایی در نیمه اول قرن ۱۹ پس از طرد عثمانی ها از یونان بود. کارامانلیس پس از بازگشت به یونان، سرزمینی که اندیشه دمکراسی در آن زاده شده است ، سرهنگهای کودتاگر را به دادگاه سپرد که در جریان محاکمه معلوم شد که پاپادوپولس ۱۴ سال حقوق بگیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ــ سیا ــ بود و در دوران جنگ جهانی دوم هم به ارتش آلمان که یونان را اشغال کرده بود خدمت می کرد. وی در دادگاه به اعدام محکوم شد که بعدا به او یک درجه تخفیف داده شد و در سال ۱۹۹۹ در ۸۰ سالگی در گذشت.