چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
فیلم سخیف, فیلم فرهنگی, فیلم خنثی

● ابتذال در چیست؟
با اکران فیلم «سن پطرزبورگ» (بهروز افخمی) میتوانیم راحتتر درباره ابتذال در سینمای ایران صحبت کنیم چون این فیلم نمونه مناسبی از آن فیلمهایی است که «به ظاهر» برخی از مولفههای کمدیهای مبتذل را در خود دارند اما به هیچ عنوان سخیف و بیارزش نیستند. با اکران فیلم «پسر آدم و دختر حوا» (رامبد جوان) هم البته این فرصت به دست آمد اما «سنپطرزبورگ» به خاطر بیپرواتر بودن شوخی هایش میتواند فیلم مناسبتری برای این بحث باشد.
در مورد فیلمهای مبتذل به نظرم یک سو تفاهم ایجاد شده است و آن این است که عدهای تصور میکنند هر فیلمی که در آن شوخیهای بیپروا، همراه با مضامین جنسی وجود داشته باشد فیلمی مبتذل خواهد بود، در صورتی که فیلمی اگر مبتذل باشد در فرم است که مبتذل است و نه فقط در محتوا و در واقع ابتذال در محتوا نتیجه ابتذال در فرم است و به همین دلیل است که یک شوخی در یک فیلم به ابتذال میانجامد و در فیلم دیگر نه یا احمد پورمخبر در سریالهای رضا عطاران بامزه است و در فیلمهای جواد رضویان آزار دهنده، چون فرم و اجرای آن شوخی و نحوه استفاده از آن بازیگر است که تعیین کننده است. پس وقتی که اعتقاد داریم فیلمی مثل «چارچنگولی» (سعید سهیلی) فیلمی سخیف است، تنها منظورمان به شوخیهای به اصطلاح بالای ۱۸ سال آن نیست، بلکه قبل از هر چیز کارگردانی، فیلمنامه و فرم فیلم را در نظر گرفتهایم و از طرفی به نظرم هر فیلمی که بخواهد از تماشاگر سوء استفاده کند و خودش را آنی جا بزند که نیست، فیلمی سخیف خواهد بود.
در واقع همین که بخواهیم فیلمی ضدارزش را ارزشی جا بزنیم و به مخاطب تحمیل کنیم خود نشانه ابتذال است.
در این شرایط امیدوارم «سنپطرزبورگ» در گیشه موفق تر از نمونههایی مثل «یک جیب پر پول» (قدرت الله صلح میرزایی) عمل کند که ثابت شود اتفاقا مخاطبان عام هم فرق بین فیلم خوب و بد را میفهمند و حواسشان هستند که در کدام فیلم به شعورشان توهین شده و در کدام فیلم نه. «سنپطرزبورگ» نشان میدهد که میتوان یک فیلم کمدی با شوخیهای خندهدار ساخت و از طرفی سلیقه را هم در کارگردانی و اجرا رعایت کرد، این فیلم به ما یادآوری میکند که دو بازیگران میتوانند حتی در نقش دو جوان آس و پاس هم بدرخشند و بازیهای خوبی ارائه دهند. «سن پطرزبورگ» ثابت میکند که هنوز فیلمنامه نویسان باهوشی هستند که میتوانند انواع شوخیها را در سطوح مختلف خلق کنند که هر کس بنا بر میزان شناخت و آگاهیاش از مسائل مختلف با آنها ارتباط برقرار کند. همه اینها البته دلیل بر بینقص بودن این فیلم نیست، فیلم همان مشکل «مارمولک» (کمال تبریزی) که اتفاقا فیلمنامه آن را هم پیمان قاسمخانی نوشته بود را دارد یعنی بسیاری از شوخیهای فیلم در خدمت داستان نیستند و این میشود که فیلم تبدیل میشود به یکسری شوخیهای پشت سر هم که قرار است به هر ترتیبی که شده در پایان به یک نقطه مشخصی ختم شوند. با این حال نباید از این غافل شد که این فیلم میتواند یک نمونه درست برای سینمای کمدی ما باشد و باید بین آن و فیلمهای سخیف دیگر تفاوت قائل شویم تا کمکی باشد برای سینمای ایران که بتواند به مرور از آفت فیلمهای بیمایه کمدی خلاص شود، اتفاقی که خوشبختانه دارد رخ میدهد. در این بین اما نباید به «سن پطرزبورگ» قانع شد و آن را سقف سینمای کمدی در ایران دانست.
● معیارمان برای فیلم جهانی چیست؟
این اصطلاح فیلم فرهنگی، یکی از اصطلاحات رایج در ادبیات سینمایی ماست. به راستی تعریف فیلم فرهنگی و ملاک تشخیص آن چیست؟ شاید تنها معیاری که به ذهن میرسد این باشد که اگر فیلمی با بودجه کلان غیر خصوصی ساخته شود فیلمی فرهنگی خواهد بود، یعنی صرف بودجه یک فیلم است که عظمت و جایگاه آن را مشخص میکند و نه مثلا ارزشهای هنری آن. یکی از همین فیلمهای فرهنگی هم اکنون در حال اکران است، منظورم فیلم «ملک سلیمان» (شهریار بحرانی) است که آنطور که اعلام کردهاند شش میلیارد هزینه صرف ساختش شده است. اول اینکه به نظرم بر خلاف طیف گستردهای از اظهار نظرها، اختصاص دادن چنین بودجهای به یک فیلم به هیچ عنوان کار ناصوابی نیست و اتفاقا میتواند اتفاق مثبتی هم باشد، به شرط آنکه نتیجهای قابل قبول و ارزشمند حاصل شود که به نفع سینمای ایران باشد.
«ملک سلیمان» نکات مثبتی دارد، از جمله فیلمبرداری چشمنواز حمید خضوعی ابیانه یا موسیقی متن و صداگذاری حرفهای آن، اما مشکل اینجاست که فیلمنامه و کارگردانی به فیلم لطمه جبران ناپذیری زدهاست. ضعف اصلی فیلم «ملک سلیمان» این است که بیش از آنکه سرگرم کننده باشد حاوی مطالب اخلاقی است. طبعا منظورم این نیست که فیلمی درباره سلیمان نبی (ع) بسازیم و از جنبههای اخلاقی داستان زندگی او غافل بمانیم، مقصودم این است که این فیلم که قرار است فیلمی برای مخاطب جهانی باشد باید اول مخاطب را نه تنها در مقیاس ایران بلکه در مقیاس جهانی سرگرم کند و بعد اگر مایل بود مفاهیم اخلاقی را هم به او یادآور شود و نه اینکه از همان ابتدا اساس کار را پند و اندرز مخاطب قرار دهد. «ملک سلیمان» ممکن است برای آن دسته از مخاطبانی که با سینمای جهان آشنایی چندانی ندارد، تجربه جذابی باشد اما برای مخاطبان آشنا به سینما و مخاطبان کشورهای دیگر کمتر نکته جذاب و بدیعی دارد. با اینحال «ملک سلیمان » را بهعنوان یک اتفاق در سینمای ایران نباید نادیده گرفت.
● خنثی بودن خوب است یا بد؟
بعضی از فیلمها کاملا خنثی و بیخاصیت هستند یعنی هیچ حسی را در شما به وجود نمیآورند، نه میتوان از دیدنشان لذت برد و نه مثل خیلی از فیلمها اعصابتان را خرد میکنند و تنها انرژی و وقت مخاطبانشان را هدر میدهند. مشکل اصلی این فیلمها این است که اولا تکلیفشان با خودشان معلوم نیست و واقعا نمیدانند قرار است چطور و از چه راهی با مخاطب ارتباط برقرار کنند و بعد اینکه نه داستان دارند ( درحد اینکه بتوانیم خلاصه داستانش را بنویسیم) و نه شخصیت جذابی (حالا قهرمان یا ضد قهرمان) که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. نمونه تمام عیار چنین فیلمی «شکلات داغ» به کارگردانی حامد کلاهداری است که حتی با وجود در اختیار داشته یک فضای گرم مانند کافه به عنوان لوکیشن اصلی و چندین بازیگر نام آشنا مانند فریبرز عربنیا، نیکی کریمی، داریوش ارجمند و حامد کمیلی، فیلمی خنثی و بیخاصیت از آب درآمده که تنها میتوان امیدوار بود که هر چه زودتر تمام شود یا نمونه دیگری مثل فیلم «هرچه خدا بخواهد» (نوید مهین دوست) که اصلا معلوم نیست سازندگانش به چه هدفی آن را ساختهاند. به هدف خنده دار بودن؟ که نیست، به هدف جذب مخاطب به وسیله داستان؟ که اصلا داستانی در کار نیست یا به هدف ساخت یک فیلم تبلیغاتی درباره جزیره کیش و جاذبههای توریستیاش؟ که این کار را هم انجام نمیدهد. حتی منظورم این نیست که این فیلم قرار بود خنده دار باشد و این اتفاق رخ نداد، منظورم این است که سازندگان این فیلم اصلا نمیدانستند قرار است چه کار کنند. متاسفانه چنین فیلمهایی که در واقع «هیچی» نیستند تعدادشان هم کم نیست. فیلمهایی که اصلا لحن ندارند که مثلا بخواهیم آنها را به چند لحنی بودن متهم کنیم، فیلمهایی که اصلا اصولی ندارند که بخواهیم درباره قبول داشتن یا نداشتن آن اصول بحث کنیم، فیلمهایی که اصلا تاثیری روی ما نمیگذارند که بخواهیم درباره ماندگاری آن تاثیر صحبت کنیم، فیلمهایی که حتی سکانس آزار دهندهای هم ندارند که بعد از چند روز آن را به عنوان یک خاطره بد نقل کنیم، فیلمهایی که «هیچی» نیستند.
آریان گلصورت
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست