یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

جهانشمولی قرآن کریم


جهانشمولی قرآن کریم

عنصر محوری این همایش «قرآن و روابط بین الملل» است قرآن چون خود را جهانشمول می داند, جهانی می اندیشد و جهانی سخن می گوید و انسان های جهان بین می پروراند

● وجوه جهانشمول بودن قرآن کریم

عنصر محوری این همایش «قرآن و روابط بین الملل» است. قرآن چون خود را جهانشمول می داند، جهانی می اندیشد و جهانی سخن می گوید و انسان های جهان بین می پروراند. اگر کسی در مملکتی مشغول انجام وظیفه است، او هم موظف است جهانی بیندیشد؛ گرچه محلی یا منطقه ای عمل می کند. جهانشمول بودن قرآن براساس فطرت عمومی مردم است. اگر خداوند قرآن را به عنوان ذکری للبشر (۱)، پیامبر را به عنوان رحمه للعالمین(۲)، کافه للناس(۳) و مانند آن معرفی کرد، سند این حرف را هم بازگو کرد.

● جهانی بودن قوانین الهی براساس فطرت ثابت و مشترک بشری

وقتی منطقی می تواند جهانی باشد، قوانینی می تواند جهانشمول باشد که هم از مبدأ فاعلی جهانی نشأت گرفته باشد، هم با مبدأ قابلی جهانی پیوند ناگسستی داشته باشد. اگر قانون از زبان یک عده ای، یا سرزمین عده ای یا در زمان خاصی صورت پذیرفت؛ این، جهانی نخواهد بود. زیرا زمان، زمین و زبان و مانند آن گوناگونند. ولی اگر قانونی هماهنگ با فطرت بشر بود، خدای فطرت آفرین چنین فتوا داد که: لا تبدیل لخلق الله(۴). پس فطرت، یک اصل ثابت و مشترک است؛ چون فطرت، اصل مشترک است، قوانین فطرت پذیر می تواند جهانی باشد. چون خدای سبحان خالق همه است، قانون صادر شده از ذات اقدس اله می تواند جهانی باشد.

آنگاه وزارت امورخارجه، کارگزاران بزرگوار این نهاد وقتی می توانند در شرق و غرب عالم لسان خوبی، ترجمان خوبی و سفیر خوبی برای جمهوری اسلامی باشند که اینها هم جهانی بیندیشند و جهانی فکر بکنند و جهانی عمل بکنند. وقتی این اصول حاصل می شود که از طرف مبدأ فاعلی، ارتباط ناگسستنی با خدا برقرار باشد و از طرف مبدأ قابلی، ارتباط عمیق با فطرت.

کسی که موحد است و الهی می اندیشد و کسی که دارای فطرت پاک است؛ این در مشرق عالم یا در مغرب عالم می تواند نماینده خوبی برای جمهوری اسلامی باشد؛ این مطلب اول.

● رعایت حسن قول در گفتار با مسلمانان، موحدان و سائرین

مطلب دوم آن است که قرآن کریم به ما دستور داد که با همگان مؤدبانه سخن بگوئیم، مهربانانه و زیبا حرف بزنیم، خوب حرف بزنیم و حرف خوب بزنیم؛ قولوا للناس حسنا(۵). گاهی سخن در حوزه اسلامی است، گاهی سخن در حوزه الهی اهل کتاب است و گاهی سخن در حوزه جهان است. آنجا که می فرماید: قولو للناس حسنا؛ یعنی با مردم هم خوب حرف بزنید، هم حرف خوب. خوب حرف زدن و ادب را رعایت کردن جاذبه ایجاد می کند، حرف خوب زدن انسان را مقتدر می کند.

● اندیشمندان عوامزده، مطرود قرآن کریم

یک حکیم، یک عالم، یک فرهیخته، یک فرزانه وقتی حرف عمیق علمی ارائه کرد؛ نه تنها مرعوب هیچ پیشرفتی نمی شود، بلکه این رسالت را دارد که عده ای را مجذوب دانشوری خود بکند. معنای قولوا للناس حسنا این نیست که برابر میل دیگران حرف بزنید. آنکه عوام اندیش است یا عوام فریب است، یا عوام زده است؛ از نظر آیات قرآن کریم مطرود است. خدای سبحان وقتی جریان ذلت پذیری بنی اسرائیل را در برابر استکبار فرعون یاد می کند، می فرماید: فاستخف قومه فاطاعوه(۶). او چون ملت خود را خفیف و تهی مغز کرد، آنها را شستشوی مغزی داد؛ توانست بر آنها مسلط بشود یا خدای سبحان به رسول گرامی و رهبران الهی دستور می دهد: لایستخفنک الذین

لایوقنون(۷). آنها که عوامند و نفوذ عوامی دارند و خواسته عوامی دارند در شما نفوذ نکنند. این خطر یعنی عوام اندیشی، عوام فریبی، عوام پذیری، به میل عوام حرف زدن، عوامانه زندگی کردن همیشه انسان را مرعوب می کند.

این قول حسن نیست؛ چیزی حسن است که به تعبیر قرآن کریم مستحکم و استوار و متقن و برهانی باشد؛ قولوا قولا سدیدا(۸). آن قول سدید، حسن است. زیبائی در برهانی بودن سخن است، زیبائی در صداقت و طهارت سخن است؛ این هم یک مطلب.

● پرهیز سفیران فرهنگی نظام اسلامی از مرعوب شدن در برابر بیگانگان

مطلب دیگر آن است که اگر کسی نماینده نظام اسلامی شد، باید از منظر اسلام با جهان سخن بگوید؛ هرگز چیزی او را مرعوب نکند. در تحف العقول آمده است که یک مسیحی به حسب ظاهر متمدن آن روز، وارد مدینه شد با جامه فاخر. با رفتار اعجاب انگیز. برخی از مسلمانها گفتند: ما اعقل هذا الرجل؛ چه قدر این مرد خردمند و عاقل است! وجود مبارک رسول گرامی (ص) فرمود: مه ان العاقل من وحدالله(۹) فرمود: آرام باش، مرعوب مشو! عاقل کسی است که برای جهان یک مبدأ یگانه و یکتا معتقد باشد. کسی که گرفتار تثلیث و امثال تثلیث است، او نمی تواند خردمند باشد! اگر کسی مرعوب پیشرفت صنایع دیگری نشد، می تواند علوم تجریدی را سایه افکن علوم تجربی قرار بدهد تا علوم تجربی و حسی در پرتو رهبری علوم تجریدی و عقلی مشکل دنیا و آخرت مردم را حل کند. پس رسالت دوم و مطلب دوم آن است که هرگز انسان کوته بین نباشد، سخن خام نگوید و به این فکر نباشد که عوام را راضی کند!

● لزوم استقامت امت اسلامی در برابر بیگانگان

مطلب سوم آن است که: امت اسلامی نفوذ ناپذیر است، قرآن نفوذ ناپذیر است. اگر قرآن آسیب پذیر نیست و اگر امت اسلامی آسیب پذیر نیست، نمایندگان نظام اسلامی در سراسر جهان باید آسیب پذیر نباشند. این آسیب پذیر نبودن را قرآن کریم در استواری و استحکام و اتقان علمی و عملی جامعه معرفی کرد. فرمود: و لیجدوا فیکم غلظه (۰۱). یعنی شما آنقدر از نظر علم ستبر باشید که دیگران قدرت و اقتدار و عزت و مناعت شما را بیابند. نفرمود اغلظوا علیهم! با مردم، با حکومت ها یا ملت ها با خشونت رفتار کنید؛ چنین چیزی را دستور نداد. اگر گفته بود: اغلظوا علیهم، یک راه دیگری بود. اما فرمود: و لیجدوا فیکم غلظه. این امر غائب است؛ یعنی دیگری در شما حتماً ستبری را احساس کند. شما مانند سلسله جبال باشید که هیچ کس به خود اجازه نمی دهد با سلسله جبال درافتد، وگرنه سرشکسته برمی گردد.

اگر استحکام و بنیان مرصوصی شما را بیگانه احساس کند، - چه اینکه به لطف الهی این ایام احساس کرده اند؛ و پیشرفت ها و نوآوری ها و فن آوری های مسئولان علوم تجربی از یک سو، مسئولان علوم تجریدی و عقلی و فلسفی و برهانی و عرفانی و قرآنی رهبران الهی از سوی دیگر را احساس کرده اند-طمع نمی کنند. جامعه اسلامی و همچنین نمایندگان نظام اسلامی زمانی می توانند حرف قرآن را به جهان منتقل کنند که عاقلانه بیندیشند و عادلانه عمل کنند.

● نقش محوری «ایمان» و پایبندی به تعهدات در روابط بین الملل

مطلب بعدی آن است که : آنچه که می تواند روابط بین الملل را حفظ کند، ایمان (پایبندی به پیمانها) است. گرچه ایمان اصل است، ولی چون همه مومن نیستند؛ برخی کافرند، برخی ملحدند، برخی موحد غیراسلامی اند، برخی مسلمان که از توحید ناب برخوردارند؛ آنچه که جهان کنونی را اداره می کند، «ایمان» است. آنچه که باید جهان را اداره کند، ایمان است و وقتی وجود مبارک ولی عصر (ارواحنا فداه) ظهور کردند، جهان را ایمان اداره می کند. وقتی ایمان بود، اعتقاد بود، ایمان و پیوند و کنوانسیون و تفاهم و قطعنامه ها هم محترم است.

دوستی با کشورهای کافر غیر مزاحم و مبارزه با رهبران کفر، دستور قرآن کریم به مسلمانان

در قرآن کریم اینچنین فرمود : رهبران کفر، طاغیان و مستکبران، کسانی اند که به هیچ کنوانسیون، به هیچ تفاهم، به هیچ قطعنامه، به هیچ تعهد پایبند نیستند! قاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم(۱۱)؛ نه. لا ایمان لهم! فرمود: با استکبار و صهیونیست و امثال اینها مبارزه کنید، نه برای اینکه کافرند. چون خیلی ها هستند که کافرند، ولی از زندگی مسالمت آمیز، طرفی می بندند و در سوره مبارکه ممتحنه مطلبی است که همان مطلب به صورت یکی از اصول قانون اساسی در آمده که کشورهای اسلامی می توانند با کشورهای غیر مسلمان در صورتی که آنها در صدد براندازی نرم و درشت نیستند، تحریم نمی کنند، مزاحمی برای نظام اسلامی و مسلمانها نیستند ارتباط داشته باشند؛ خدا نهی نمی کند که شما با آنها معتدلانه رفتار کنید؛ لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین (۲۱). آنهایی که مظاهر اخراج شما نیستند؛ در تبعید شما، برای براندازی شما تلاش و کوشش نکرده و نمی کنند (۳۱)؛ خدا نهی نکرده که شما با آنها زندگی مسالمت آمیز داشته باشید؛ ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین (۴۱). بلکه امر کرد که مقسطانه و عادلانه با آنها رفتار کنید.

مشکل جامعه کنونی مشکل بی ایمانی است نه بی ایمانی!! «ایمان» جمع یمین به معنی سوگند است؛ یعنی قطعنامه ها، تفاهم، پیمان، و تعهد. کسی که به تعهد عمل نمی کند، زندگی با او مقدور نیست. فرمود: درباره اینگونه افراد شما ناچارید از مبارزه طرفی ببندید و مبارزه تان این باشد که سلطه پذیری آنها را نپذیرید، جواب نفی به تحریم های آنها، به خواسته های نامعقول و نامشروع و نامقبول آنها بدهید.

بنابراین اگر ملتی از نظر علم و صنعت و اقتصاد و اعتقاد مستقل بود، دیگران درباره چنین ملتی هرگز طمع نمی کنند؛ و لیجدوا فیکم غلظه. اینها اصول کلی است که می توان با این اصول کلی هم در بخش های محلی، هم در بخش های منطقه ای که مربوط به موحدان است، هم در بخش های بین المللی که اعم از مسلمان و غیرمسلمان است؛ انسان یک زندگی سعادتمندانه عاقلانه عادلانه داشته باشد و اگر ان شاءالله به این اصول عمل بشود، به سائر اصول و فروعی که قرآن کریم وعده داده است، به آنها خواهیم رسید.

پیام گفتاری به نخستین همایش «قرآن کریم و روابط بین الملل»- قم؛ اردیبهشت ۸۸۳۱

آیت الله جوادی آملی

پی نوشت:

(۱) مدثر/ ۱۳

(۲) انبیاء/ ۷۰۱

(۳) سبأ/ ۸۲

(۴) روم/ ۰۳

(۵) بقره/ ۳۸

(۶) زخرف/ ۴۵

(۷) روم/ ۰۶

(۸) احزاب/ ۰۷

(۹) تحف العقول/ ۴۵

(۱۰) توبه / ۳۲۱

(۱۱) توبه / ۲۱

(۱۲) ممتحنه / ۸

(۳۱) برداشت از: ممتحنه / ۹

(۴۱) ممتحنه / ۸