جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

اعتراف الهام اولین یا آخرین


اعتراف الهام اولین یا آخرین

من خیلی جاها برای سخنرانی دعوت شده بودم اما نپذیرفتم در ضمن آن روز من برای سخنرانی به آنجا نرفته بودم موج مردم مرا روی دست به سمت جایگاه کشاند که با نرسیدن آقای احمدی نژاد به جایگاه ترس از آن داشتم که کسی در آن ازدحام بمیرد

«من خیلی جاها برای سخنرانی دعوت شده بودم اما نپذیرفتم. در ضمن آن روز من برای سخنرانی به آنجا نرفته بودم. موج مردم مرا روی دست به سمت جایگاه کشاند که با نرسیدن آقای احمدی نژاد به جایگاه ترس از آن داشتم که کسی در آن ازدحام بمیرد. در آنجا من اعلام کردم آقای احمدی نژاد نتوانستند خودشان را به جایگاه برسانند و چند دقیقه یی هم در مورد مسائل کلی صحبت کردم. البته اگر آن اضطرار هم نبود بنده سخنگوی ایشان بودم و مردم مرا نیز با این سمت می شناختند اما من اعتراف می کنم که اشتباه کردم ولی اضطرار بود.»

این جملات بخشی از سخنان غلامحسین الهام سخنگوی سابق دولت بود که شامگاه سه شنبه روی خروجی برخی خبرگزاری ها قرار گرفت و به سرعت به تیتر یک بسیاری از جراید و پایگاه های خبری تبدیل شد چرا که الهام پس از هشت ماه از حضورش در میتینگ انتخاباتی محمود احمدی نژاد در مصلای تهران لب به سخن گشود و در مسجد اهل البیت قم به تقصیر و قصور خویش اعتراف کرد؛ رویکردی که اگرچه کمتر در دولتمردان نهم و دهم سابقه دارد و از این منظر قابل تحسین است اما حاوی نکاتی است که مرور آن خالی از فایده به نظر نمی رسد.

جدا از اینکه چقدر عذر تقصیر غلامحسین الهام- با توجه به تصاویری که از واپسین روزهای تبلیغات ریاست جمهوری و مراسم مورد اشاره سخنگوی سابق به جا مانده- «اشتباه» او را موجه می کند اما آنچه تا این لحظه روشن شد مهر تایید نهادن به گله و گلایه اصلاح طلبان از برخی از اعضای شورای نگهبان از جمله غلامحسین الهام بود؛ اگرچه الهام کوشید در توجیه سخنرانی انتخاباتی اش که بعد از مناظره اخیر جواد اطاعت و علیرضا زاکانی بر سر زبان ها افتاد و به عنوان یک اشکال مطرح شد این سخنرانی را تحت لوای سخنگویی اش توجیه کند اما انتقادها از موضع حمایتی الهام نه به واسطه سخنگویی که به واسطه عضویت او در شورای نگهبان بود که نه تنها تایید و رد صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری را بر عهده داشت بلکه باید سلامت انتخابات و بالطبع نتیجه آن را نیز تایید می کرد. شورای نگهبان در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم از ۱۲ عضو مرکب از شش فقیه به اسامی آیات جنتی، غلامرضا رضوانی، محمد مومن، محمد یزدی، صادق لاریجانی و محمدرضا مدرس یزدی و شش حقوقدان مرکب از غلامحسین الهام، عباس کعبی، ابراهیم عزیزی، محمدرضا علیزاده، محسن اسماعیلی و حسینعلی امیری تشکیل شده بود.

سخن گفتن از مواضع حمایتی آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان از محمود احمدی نژاد رئیس دولت تحت الحمایه و محبوب او مثنوی هفت من کاغذ اصلاح طلبان است که گاه و بیگاه از سوی محافل سیاسی و رسانه یی مورد انتقاد قرار می گرفت. علاوه بر اظهارات فرادای احمد جنتی، او به همراه آیت الله صادق لاریجانی، آیت الله محمد یزدی و آیت الله محمد مومن عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بودند که این تشکل در ایام تبلیغات با صدور بیانیه یی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم به طور رسمی از محمود احمدی نژاد حمایت کردند؛ «ما جمعی از استادان حوزه علمیه قم با توجه به جایگاه ممتاز و تاثیرگذار رئیس جمهور در اداره کشور و با عنایت به تعیین ملاک های اصلح در سخنان صریح رهبر معظم انقلاب یعنی پایبندی به ارزش های اسلامی و انقلابی، مردمی بودن، صمیمیت با مردم، ساده زیستی و پرهیز از اشرافی گری، قاطعیت، تسلیم ناپذیری در مقابل دشمن و استکبارستیزی حمایت خود را از محمود احمدی نژاد به عنوان نامزد اصلح ریاست جمهوری اعلام می داریم.»

اگرچه چهار فقیه شورای نگهبان در این بیانیه مشترکاً از احمدی نژاد حمایت کردند و امضای خود را ذیل این حمایت نامه به ثبت رساندند اما آیت الله محمد یزدی بسان آیت الله احمد جنتی به این حمایت مشترک بسنده نکرد و بارها حمایت خود را از احمدی نژاد علنی ساخت و حتی آنجا که نتوانست حمایت تام و تمام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، تشکل روحانی تحت امرش را به جبهه رئیس دولت نهم ببرد اما تمام تلاش خود را برای جلب حمایت اکثریت جامعه مدرسین به کار برد و در آخر در مصاحبه مطبوعاتی گفت؛ «نظر شخص بنده به عنوان یکی از اعضای جامعه مدرسین قبلاً اعلام شده است و مجدداً عرض می کنم به هیچ وجه مجوز شرعی برای عبور از آقای احمدی نژاد را نداریم. نظر شخصی ام در بیان مصداق این است که بعد از جمع بندی به این نتیجه رسیده ام که آقای احمدی نژاد اصلح است و به ایشان رای می دهم.» آیت الله مومن دیگر عضو فقیه شورای نگهبان بود که او نیز در گفت وگو با خبرنگاران اعلام کرد؛ «من هیچ کجا آقای دکتر احمدی نژاد را نفی صلاحیت نکرده ام. چه بسا ممکن است انتقاداتی داشته باشم ولی در حال حاضر من آقای احمدی نژاد را بهترین فرد برای ریاست جمهوری می دانم و او را از دیگر آقایان بهتر می دانم.»

اما جدا از مواضع حمایتی فقهای شورای نگهبان دو تن از حقوقدانان این نهاد نظارتی نیز در بدنه دولت بودند. ابراهیم عزیزی یکی از حقوقدانان این شورا بود که با حکمی که از محمود احمدی نژاد دریافت کرده بود به سمت معاون توسعه مدیریت و برنامه انسانی ریاست جمهوری منصوب شد. غلامحسین الهام هم که نیاز به معرفی ندارد. او علاوه بر سخنگویی دولت، وزیر دادگستری بود و ریاست بر ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز را بر عهده داشت و علاوه بر این قطار عناوین و مسوولیت های دولتی، رابطه اش با احمدی نژاد را «مریدی و مرادی» توصیف کرده و از ابراز آن نیز ابایی نداشت.

شاید مجموع این عوامل بود که سیل انتقادها از اعضای شورای نگهبان را روانه این نهاد می کرد و البته گوش کسی هم بدهکار نبود. نه گله و گلایه ها و نه نامه های بلندبالای مهدی کروبی هیچ کدام باعث نشد اعضای شورای نگهبان از حمایت رسمی رسانه یی از یکی از کاندیداها دست بردارند و کنایه های مهدی کروبی مبنی بر اینکه آیت الله احمد جنتی به جای دبیری شورای نگهبان حزب تشکیل بدهد هم باعث نشد شیخ کهنه کار و کاربلد شورای نگهبان قافیه را واگذار کند. اگرچه رویدادهای پس از انتخابات این گلایه ها را به گوشه یی راند اما در مناظره دو هفته پیش جواد اطاعت با علیرضا زاکانی این زخم دوباره تازه شد.

جواد اطاعت در انتقاد از آنچه هنگام انتخابات روی داد این پرسش را مطرح کرد که چگونه می توان به شورای نگهبانی اعتماد کرد که یکی از اعضای آن به جای یکی از کاندیداها سخنرانی می کند؟ پرسشی که هر چند در هفته بعد از سوی الهام پاسخ داده شد اما با مروری بر ماوقع ماجرا دو پرسش اساسی مطرح می شود. پرسش نخست این است که آیا دیگر اعضای شورای نگهبان نیز به شیوه غلامحسین الهام تاسی و آنان نیز حداقل به «اشتباه» خود اعتراف می کنند یا همچنان کار خود را درست می دانند؟ و پرسش بعدی که از سوال قبلی مهم تر به نظر می رسد این است که با توجه به اعتراف غلامحسین الهام و تقاضای مکرر اصلاح طلبان که اخیراً در بیانیه میرحسین موسوی و کمی قبل تر در سخنرانی های آیت الله هاشمی رفسنجانی مطرح شد، آیا ساز و کاری اندیشیده می شود تا این نهاد نظارتی بتواند اعتماد آسیب دیده را ترمیم کند و آیا این اعتراف در کنار خواسته های مکرر می تواند سرآغاز یک رنسانس در شورای نگهبان باشد یا فقط یک عذر تقصیر بود و بس

فرناز حسنعلی زاده