یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

۲۳ اوت ـ در دهمین سالروز حمله موشکی آمریکا به مخفیگاه بن لادن ...


۲۳ اوت ـ در دهمین سالروز حمله موشکی آمریکا به مخفیگاه بن لادن ...

در دهمین سالروز حمله آمریکا به مخفیگاه اسامه بن لادن در کوههای مشرق افغانستان با موشک کروز، در نقاط متعدد از پاکستان تا الجزایر انفجاری های انتحاری که شیوه ای رو به گسترش است …

در دهمین سالروز حمله آمریکا به مخفیگاه اسامه بن لادن در کوههای مشرق افغانستان با موشک کروز، در نقاط متعدد از پاکستان تا الجزایر انفجاری های انتحاری که شیوه ای رو به گسترش است صورت گرفت و تلفات سنگین ببارآورد. حمله موشکی بیستم اوت ۱۹۹۸ آمریکا از ناوهای این کشور به مقرّ بن لادن در «توره بوره» به انتقام انفجار هفتم اوت سفارتخانه های آن کشور در کنیا و تانزانیا صورت گرفت. ناوهای آمریکایی همزمان به یک کارخانه تولید دارو در حاشیه شهر خرطوم سودان که تصور می رفت متعلق به بن لادن است نیز موشک زدند. این حملات آسیبی به بن لادن وارد نساخت ولی «بهانه» مناسبی به دست یک قدرت مشخص داد که به نام سرکوبی تروریسم به تامین هدف های دیگر خود بپردازند. رویدادهای نیویورک و واشنگتن معروف به «یازدهم سپتامبر» که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت لشکرکشی به افغانستان و عراق، سختگیری های امنیتی ـ پلیسی از جمله استراق سمع و بازداشت و نیز نفوذ هرچه بیشتر در پاکستان و جلب همکاری محدود برخی از کشورهای آسیای میانه را به دنبال داشت که بتدریج با واکنش هایی رو به رو شده است. تیره شدن مناسبات روسیه با غرب در آگست جاری این واکنش ها سخت تر خواهد ساخت. با وجود این، بن لادن همچنان باقی مانده و به گفته برخی از مفسّران، تاریخ مصرف آن هنوز منقضی نشده است.

از آغاز سال ۲۰۰۸ زد و خوردها درافغانستان رو به شدت گذارده و به روش عراق درآمده است؛ انفجار انتحاری، انفجارخودرو بمبگذاری شده، قتل مقامات دولتی و ازمیان برداشتن همکاران داخلی نظامیان «ناتو». به همین نسبت هم بر میزان تلفات و تخریب و شمار نیروهای اعزامی «ناتو» افزوده شده است. در برابر، مبارزه با کشت و قاچاق تریاک، فساد اداری و فقر عمومی رو به کاهش است. در این میان اعتراض به مداخلات غرب و بویژه آمریکا درافغانستان دارد گسترش می یابد و یکی از اعتراض کنندگان؛ برهان الدین ربّانی رئیس پیشین دولت کابل بوده است.

در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ سران و وزیران کشورهای عضو «ناتو» یکی پس از دیگری از افغانستان دیدن کردند تا نشان دهند نه تنها در منطقه اتلانتیک شمالی (غرب)، بلکه در همه جهان حضور دارند که به باور مورخین، هدف از این حضور حفظ منافع اقتصادی است که مستلزم محافظت از فعالیت کمپانی های خود در گرفتن امتیاز صدور مواد خام ارزان، استفاده از نیروی کار با دستمزد کم، کنترل بازار مخصوصا معاملات پول و سرمایه بوده و به علاوه، جلوگیری از ورود رقبای غیر خودی و همچنین آوردن و بردن مقامات ملل مورد نظر و پیشگیری از هرگونه بپاخیزی مخالفان و سرکوب مبارزان است.

کشته شدن ده نظامی فرانسوی در نوزدهم اوت ۲۰۰۸ در حاشیه شرقی منطقه کابل و مجروح شدن ۲۱ تن دیگر از نظامیان آن کشور در این محل که گرفتار شبیخون مخالفان استقرار غرب در افغانستان شده بودند اروپا را که سرگرم مذاکره برای فریب مجدد روسیه بود (از نوع فریبکاری نیمه دوم دهه ۱۹۸۰) و در بروکسل جلسه فوق العاده داشت به تامل وادار کرد.

سارکوزی رئیس جمهور فرانسه که پس از آغاز کار به افغانستان رفته بود و وعده اعزام نیروی بیشتر تا نابودی (؟!) را داده بود با شنیدن خبر تلفات ۱۹ اوت، با قیافه ای گرفته و با شتاب (و با یک خیل فیلمبردار و عکاس) به افغانستان رفت تا از محل زد و خورد دیدن کند و ضمن دلداری دادن نظامیان فرصت تبلیغ برای خود را به دست آورد.

رسانه ها که تقریبا از ژورنالیست واقعی تهی شده اند و تنها اعلامیه و نطقهای رسمی، ظاهر قضیه و آنچه را که برایشان انتخاب شود منعکس می کنند؛ دیگر نمی پرسند: مگر «ناتو» پلیس جهان است که در همه جا دخالت می کند. چه نسبتی، ارتباطی و خویشاوندی میان افغانستان و فرانسه و یا کاناداست؟. سرانجام این مداخلات چه خواهد شد؟. آیا نیروی دیگری به میدان نخواهد آمد؟. اگر نیاید که خلاف قواعد فیزیک و طبیعت است.

اگر سارکوزی مروری بر تاریخ افغانستان (بخش خاوری امپراتوری پارسیان) کند به خود خواهد آمد و خواهد دید که این مردمان چنگیز، انگلستان و اتحاد شوروی را شکست داده بودند و هیچگاه شکست نداشتند. به علاوه، دنیا همیشه به کام غرب نیست که از ۵ قرن و اندی پیش (اززمان رسیدن اروپاییان به قاره غربی و خوردن آن و سپس آفریقا و آسیا) بوده است. قدرتهای دیگری که طلوع کرده اند دارند بالا می آیند.