یکشنبه, ۲۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 16 June, 2024
مجله ویستا

کشورهای غربی و پایان دوران طلایی


کشورهای غربی و پایان دوران طلایی

طی ۲۲ماه گذشته پیامد بحران مالی از مسکن آمریکا گرفته بخش به بخش و اقتصاد به اقتصاد پیش رفت بعضی از بازارهای تجاری متوقف شدند بقیه از ترس همچنان به خود می لرزند اکثر اقتصادها درحال ورشکستگی و فرصت های شغلی درحال نابودی است

طی ۲۲ماه گذشته پیامد بحران مالی از مسکن آمریکا گرفته بخش به بخش و اقتصاد به اقتصاد پیش رفت. بعضی از بازارهای تجاری متوقف شدند بقیه از ترس همچنان به خود می‌لرزند. اکثر اقتصادها درحال ورشکستگی و فرصت های شغلی درحال نابودی است.

هنگامی که بحران مالی بر اقتصاد جهان غلبه کرد، همه متضرر شدند. طی ۲۲ماه گذشته پیامد این بحران از مسکن آمریکا گرفته بخش به بخش و اقتصاد به اقتصاد پیش رفت. بعضی از بازارهای تجاری متوقف شدند بقیه از ترس همچنان به خود می‌لرزند. اکثر اقتصادها درحال ورشکستگی و فرصت های شغلی درحال نابودی ست برای اولین بار از سال ۱۹۹۱ تاکنون درآمد متوسط جهانی برای هر نفر درحال افت است. همزمان با توقف بازارها، اقتصادهای قدرتمند دنیا درحال فروپاشی است. آلن گرینزپن که به عنوان رئیس سیستم ذخیره فدرال فاجعه را بررسی کرده، این فروپاشی را «یک بار در نیم قرن» یا بهتر است بگوییم «یک بار در قرن» نامیده است. بازارهای مالی قول خوشبختی را داده بودند اما به جای آن سختی و مشقت را به ارمغان آوردند.

خدمات مالی درحال نزول است. شاید نیمی از معاملات کاملاً متوقف شده‌اند بعید نیست که بدون یاری دولت همین بلا بر سر بانک‌ها نیز بیاید. انگلیس برای اولین بار در زمان نخست وزیری دیزراییل در سال۱۸۷۰ تجربه تلخی را داشت، مبالغ کلانی از بانک ها برداشته شد. این به دلیل اعتماد نداشتن مردم به دولت بود. اعیان و بزرگان وال استریت از قدرت به پایین کشیده شدند و صدها هزار نفر از کارکنان خدمات مالی بی کار شدند و میلیون‌ها ارباب رجوع پس اندازهای خود را از دست دادند.

مدیریت مالی به مدت یک چهارم قرن در سالهای طلائی غوطه ور بود. مسئله جهانی شدن سرمایه را افزایش داده بود، بازارهای اقتصادی رونق پیدا کرده و تجار دست به داد و ستدهای مختلف می زدند. حتی مردم عادی دسترسی بی سابقه ای به استقراض و معاملات خارجی داشتند. مدیریت مالی مدرن زندگی های بیشماری را سر و سامان داده بود.

اما این اواخر اتفاقات ناگواری افتاد. سرویس های مالی موظفند از طریق بیمه و پس انداز پناهگاهی برای زندگی های شکست خورده باشند. در عوض سرمایه داران با به خطر انداختن خوشبختی مردم، ثروتمندتر شدند. اما وقتی شرکت های پرداخت وام عقب نشینی کردند، وام گیرندگان بدون اعتبار به گل نشستند و پس انداز کنندگان نیز دیدند که مستمری و سرمایه هایشان دود شد. بازارهای مالی مسئولند که به عنوان یک ماشین گردآوری سرمایه عمل کنند و تصمیم بگیرند چه کسی و برای چه چیزی از آن استفاده کند. چه اتفاقی افتاده که آنها خراب شده اند؟

فعالیت های امور مالی بسیار ظریف است. بری آیچنگرین از دانشگاه کالیفرنیا و میشل بردو از دانشگاه راتگریس ۱۳۹ بحران مالی را بین سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۷ که ۴۴ بحران آن در کشورهای طراز اول اقتصادی دنیا اتفاق افتاده را بررسی کرده و آن را با ۳۸بحران بین سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۷۱ مقایسه کرده اند. آنها اذعان داشته اند که بحران ها دو برابر قبل از ۱۹۱۴ میلادی می باشند. این تناقض به این معنی است که بازارهای مالی تنها در صورتی می توانند دوباره وارد عمل شوند که این درس تا حدودی فراموش شود. معاملات مالی چیزی جز یک سری از تعهدات و قول ها نمی باشد. شما پولی را در بانک می گذارید که به شما قول می دهد که هر وقت بخواهید به شما بازمی گرداند، شما در یک شرکت سرمایه گذاری می کنید که به شما قول می دهد در سود آینده شرکت سهیم باشید. پول تنها یک توافق است بر سر اینکه یک تکه کاغذ می تواند همیشه بجای کالا و یا خدمات معاوضه شود.

برای لحظه ای تصور کنید که مؤسسات مالی چگونه بوجود آمد. با وام های کوچک بین خانواده ها و دوستان قابل اعتماد. وقتی دایره گیرندگان قرض و دهندگان آن بزرگتر شد، معاملات مالی قادر به جمع آوری پول بیشتری شدند و با وجود محکم تر شدن تعهدات و قول ها باز هم میزان ریسک افزایش یافت. پول سی برایت، اقتصاد دان دانشگاه تولوس در فرانسه اشاره می کند که اعتماد به یک اقتصاد مدرن تا حدی گسترش پیدا می کند که تبدیل به یک چیز جادویی تبدیل می شود به گونه ای به مردم اعتماد می دهد که آنها راضی می شوند

پول خود را به افرادی بدهند که هیچ آشنایی با آنها ندارند. همین جادو باعث می شود که صنایع بزرگ با میلیاردها دلار بکار افتد.

جلب آرام آرام اعتماد، بازارهای مالی را به جلو می راند و خیانت مانند سنگی است بر شیشه اعتماد که با خورد کردن آن بازارها را به عقب ماندگی می کشاند. گاهی این امر بدلیل سوءنیت است. به عنوان مثال برنی مادوف، مدیر ارشد اعتبار مالی، بصورت علنی سرمایه گذاران خود را ۵۰ میلیارد دلار فقیرتر کرد، یا فروشندگان رهن، گیرندگان ساده وام را تحریک کردند. اما اعتمادهایی که از حسن نیت برآمده است نیز شکننده است. خیانت در برابر اعتماد حقیقتا مخرب تر از جرم علنی است. امروزه همه این موضوع را خوب درک می کنند.

شکست امور مالی تأثیرات ایدئولوژیکی نیز دارد. مردم دیگر به سیستم سرمایه داری اعتماد چندانی نمی کنند. از زمانی که اقتصاد جهان در حال رشد سریع بوده، بازارهای مالی تمایلی به تبعیت نداشته اند. هم اکنون همان سرمایه گذاران که اعتقاد به ضرورت بازارهای آزاد داشتند، برای نجات صنایع خود وابسته به میلیاردها دلار پول مالیات دهندگان شده اند.

حالا که سرمایه گذاران دیگر فرصتی برای شک و تردید ندارند، بحث بر سر بازارهای آزاد کمی برایشان سخت تر شده است.

بعضی ها فاجعه امروز را نتیجه سقوط اقتصادی آسیایی ها در سال ۱۹۹۷ میلادی می دانند. ملت های آسیایی خصوصا چین تصمیم گرفته بودند که جزیی از بازارهای بزرگ جهانی شوند اما هیچگاه طرف کسر بودجه حساب جاری نرفتند چرا که این کار آنها را بر در برابر خروج مقادیر بالای پول جاری آسیب پذیر می کرد. لذا آنها خوشحال می شدند از دیدن اینکه پولشان به خارج می رود. یک روزنامه نگار خوش ذوق تایمز اقتصادی نوشت: آنها سیگار می کشند اما دود آن را به ریه فرو نمی برند.

در سال ۲۰۰۶ میلادی کسر بودجه حساب جاری آمریکا به اوج خود رسید. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ این کشور ۷/۵ تریلیون دلار از کشورهای خارجی برای سرمایه گذاری دریافت کرد که بیش از ۴۰ درصد GDP سال ۲۰۰۷ می باشد. سیستم مالی وظیفه بازیافت پول به گیرندگان وام را دارد. در نتیجه اعتبار مالی ارزان تر شد و پس اندازها کاهش پیدا کرد. از سال ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا پس انداز از حدود ۱۰ درصد درآمد بر مالیات به ۱درصد بعد از سال ۲۰۰۵ میلادی نزول کرد.

همه دلیل این فاجعه را سرمایه های خارجی نمی دانند. در صورتی که عده ای پس انداز آسیایی را مقصر می دانند، عده ای دیگر دلیل آن را ولخرجی های مسئولان غربی می دانند.

در هر صورت نمی توان گفت خدمات مالی قربانی ورود سرمایه های خارجی نیستند. سؤال اینجاست که چرا سیستم های مالی متمایل به هدایت اعتبار مالی خارجی به سمت ورشکستگی های ویرانگر هستند. چرا آمریکا، خانه بهترین سیستم مالی دنیا اعتبار مالی خارجی را به جدی ترین ورشکستگی بعد از جنگ تبدیل می کند؟

شاید به دلیل این است که متخصصان و روشنفکران آمریکایی شرایط بد را بدتر می کنند. در بین تمام حمایتهای اقتصادی شکست خورده، وثیقه های انجام تعهد، به عنوان مخرب ترین آنها شناخته شده است. فیلیپ لین از دانشکده دابلین اعتقاد دارد که سیستم پیشرفته مالی آمریکا بطور بسیار خطرناکی با سیستم های مالی غیرپیشرفته دیگر ترکیب شده است.

در آخر باید گفت که راه حل، سرکوب تمام افراط گری ها و بی ثباتی ها نیست بلکه اصلاحات لازم است. باید توجه کرد که همواره امور مالی با بحران عجین بوده و باید دوران طلایی ۲۵ سال گذشته را نیز در نظر گرفت.

منبع:اکونومیست