پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

افلاطون و نگره ی زیبایی شناسی نظریه ی تقلید


افلاطون و نگره ی زیبایی شناسی نظریه ی تقلید

در برخورد با فلسفه هنر یونانی دو چهره شاخص با دو عقیده متفاوت وجود دارند : افلاطون و ارسطو
ریشه ی مفهوم هنر را باید در واژه MIMESIS که به معنای محاکات یا شباهت و تقلید می باشد،جست. اساس …

در برخورد با فلسفه هنر یونانی دو چهره شاخص با دو عقیده متفاوت وجود دارند : افلاطون و ارسطو

ریشه ی مفهوم هنر را باید در واژه MIMESIS که به معنای محاکات یا شباهت و تقلید می باشد،جست. اساس هنر برای این دو فیلسوف این واژه است یعنی تقلید؛ در باب نظریه ی تقلید افلاطون منتقد به هنر است.

بحث درباره ی هنر از منظر افلاطون را باید در دو بخش تقسیم نمود معرفت شناسی و سیاست و اخلاق

اساس نظریه ی معرفتی افلاطون نظریه ی مثل است. افلاطون بر اساس این عالم مثل به یک سلسله مراتبی در عالم قائل است که پایین ترین مرتبه آن به محسوسات اختصاص دارد و این محسوسات رونوشت و کپی هستند از از عالم مثل.

بدین ترتیب باید گفت که آثار هنری نیز اصلشان در عالم دیگری (مثل) است؛ مثالی که افلاطون می زند یک تختخواب است. یک تختخواب را تصور کنید، این تختخواب یک اصل دارد و آن تختخواب مثالی(که در عالم مثل وجود دارد) است، در مرتبه ی دوم وقتی یک صنعتگر می آید از این تختخواب مثالی تقلید می کند و یک تختخواب در جهان محسوسات می سازد حال در نظر بگیرید که نقاش از آن تصویری را می کشد-کار نقاش تقلید تقلید است-.

افلاطون کار صنعتگر را تقلید می داند،نقاشی یا هنر از نظر افلاطون رابطه ی ضعیفی با حقیقت دارد که در مرتبه ی سوم و در مرتبه ی پایین وجود دارد و ارزش چندانی ندارد.

در یک نگاه می توان در مثال غار جایگاه هنر را همچون سایه ها دید که صرفا توهمی بیش نیستند.

نظریه هنر افلاطون دو محور اصلی دارد : ۱) نظریه فلسفی مثل

۲) واکنش اش به اوضاع سیاسی زمانه ی خود که بر مفهوم هنر در اندیشه وی تاثیر داشت.

اساس نظریات سیاسی افلاطون در کتاب جمهور قرار دارد که در آن در پی تاسیس یک آرمان شهر(مدینه فاضله) است و در آن قوانین محکم و ماشین واری را بیان نموده است و البته نگاه منفی نسبت به شاعران در مدینه فاضله دارد.

در دوره افلاطون شاعران وظیفه آموزش جوانان را بر عهده داشتند و تربیت و آموزه های اخلاقی یونانیان توسط آنها صورت می گرفت.

افلاطون با این آموزه های اخلاقی مخالفت کرد چرا که اعتقاد داشت در آثار هومر فراوان به خدایان دروغ بسته شده است، و اگر جوانان این اشعار را بخوانند قبح مسائلی که تلاش می شود انجام ندهند از میان می رود چراکه خدایان آن را انجام می دهند.

همچنین ایراد دیگر افلاطون بر شاعران این است که آنها در اشعار خود نظام اداش و جزا ر بخوبی نشان نمی دهند.

همچنین یونانیان اعتقاد داشتند که شعر حاصل الهام است، و الهام از طریق الهه ها به شاعران الهام می شود و البته شاعران را دارای جنون الهی می دانند باید گفت که اینکه شعر الهام می شود به شاعران به این معنا است که، شاعران هیچ علم و اگاهی ندارند و یک مقلد صرف هستند بنابراین دلیل وی برای انتقاد از الهام رفا عدم آگاهی و معرفت در میان شاعران است.

از طرف دیگر افلاطون در آرمان شهر شعری را می پسندد که انسان ها را در جنگ ترغیب به شجاعت نماید و همینطور موسیقی مفید است که حماسی باشد. این نگاه افلاطون بیانگر توجه وی به تاثیر موسیقیایی و برانگیختگی درونی انسان است که باید در جهت مثبت آن به کار گرفته شود.

افلاطون تا حد زیادی به سانسور اعتقاد داشت و معتقد بود هنر نباید آزاد باشد و از این بابت که تقلید را نفی میکند و تقلید هم اساس و شالوده ی هنر است نافی هنر است. البته ارسطو دیدگاهی کاملا متفاوت با افلاطون دارد که در ادامه درباره ی آنهم بحث خواهیم کرد.

فرشاد نوروزی