چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

دوست دارم به همه کمک کنم


دوست دارم به همه کمک کنم

کمک کردن به هم سن و سالان و بزرگ ترها کار خیلی خوبیه و باید همیشه به پدر، مادر، خواهر و برادر، دوستان و مادر بزرگ و پدر بزرگ تا جایی که امکان داره کمک کنیم.همه بچه های خوب به احترام …

کمک کردن به هم سن و سالان و بزرگ ترها کار خیلی خوبیه و باید همیشه به پدر، مادر، خواهر و برادر، دوستان و مادر بزرگ و پدر بزرگ تا جایی که امکان داره کمک کنیم.همه بچه های خوب به احترام گذاشتن و کمک به دیگران خیلی اهمیت می دن و این کار پسندیده و نیک رو از وظایف اصلی خودشون می دونن. مثل «نوشین» که ۸ سال داره و می گه: من از کمک کردن به دیگران لذت می برم و از این که بتونم کاری برای کسی انجام بدم احساس خوشحالی می کنم.او ادامه می ده: چه خوبه همه آدم ها همه جا و همه وقت به هم کمک کنن.«فرشید» ۱۰ ساله هم می گه: من با انجام کارهای شخصی خودم و همکاری در خرید وسایل مورد نیاز خونه بار سنگینی از دوش مامان و بابا بر می دارم و خستگی رو از تنشون بیرون می کنم.او اضافه می کنه: مامانم همیشه می گه با کمک کردن به دیگران کارها سریع تر انجام می شه و تنها یک نفر خسته نمی شه.سحر ۹ ساله هم عنوان می کنه: من همیشه توی کارهای خونه به مامانم کمک می کنم و الآن که فصل تابستونه و بیشتر اوقات تو خونه ام، هم بیشتر از همیشه می تونم به مامانم کمک کنم و هم کارهای جدید یاد می گیرم.فربد ۸ ساله هم می گه: من کمک کردن به دیگران رو خیلی دوست دارم ولی هر وقت می خوام کاری برای پدر و مادر و یا اطرافیان انجام بدم، می گن کوچک تر از اون هستم که بتونم به اون ها کمک کنم.

او عقیده داره: بچه ها باید به بزرگ ترها کمک کنن و تجربه هایی رو به دست بیارن و بزرگ ترها هم باید با حوصله، انجام کارهای جدید رو به کوچک ترها یاد بدن.«نونا» ۷ سال داره و به دلیل علاقه زیادی که به آشپزی داره، دلش می خواد هر روز توی پختن نهار به مامانش کمک کنه؛ او می گه: من همراه خواهرم به کلاس شیرینی پزی می رم و همین کار باعث شده خیلی به آشپزی و پختن شیرینی و کیک علاقه پیدا کنم.او ادامه می ده: کاش مامان ها و باباها توی همه کارها به بچه ها اطمینان کافی داشته باشن و به اون ها اجازه بدن کارهای جدید انجام بدن و تجربه هایی رو به دست بیارن و نگران ریخت و پاش و شلوغی هم نباشن.«نیما» ۱۰ سال داره، او هم در این مورد می گه: چند روز پیش که از کلاس نقاشی بر می گشتم پیرزنی رو دیدم که با کمری خمیده و عصا به دست منتظر کمک بود تا کسی اونو از خیابون رد کنه، من هم دست اونو گرفتم و با هم از خیابون رد شدیم. پیرزن خوشحال شد و برای من دعا کرد و من هم از این که تونستم به او کمک کنم خیلی خوشحال شدم.«نیوشا» ۹ ساله هم می گه: من توی درس ریاضی خیلی ضعیفم و از دوستم ستایش خواهش کردم تا تعطیلات تابستون به من کمک کنه تا اشکالاتم توی این درس برطرف بشه، او هم با کمال میل قبول کرد و من هیچ وقت کمک بزرگ اون رو فراموش نمی کنم و امیدوارم بتونم یک روز این کار خوب دوستم رو جبران کنم.خب بچه های خوب و وظیفه شناس امیدوارم با کمک کردن و احترام گذاشتن به بزرگ ترها همه رو خوشحال کنین و خستگی رو از تنشون در بیارین ولی هیچ وقت برای انجام کارهایی که مناسب سن شما نیست پدر و مادر و اطرافیان رو ناراحت و دلخور نکنین و کمی صبر داشته باشین چون همین طور که بزرگ و بزرگ تر می شین، توانایی های شما هم بیشتر می شه و کم کم یاد می گیرین که هر کاری رو چه طور باید خوب و کامل انجام بدید.

آفرین به همه شما بچه های خوب.