چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

خوشه ای از معارف رضوی


خوشه ای از معارف رضوی

آنچه درپی می آید گزیده ای از معارف بلند امام رضا ع است که در قالب آموزه های اخلاقی و اجتماعی بیان شده است و هریک از آنها می تواند راهگشای مسائل و مشکلات روزمره افراد جامعه قرارگیرد

آنچه درپی می آید گزیده ای از معارف بلند امام رضا(ع) است که در قالب آموزه های اخلاقی و اجتماعی بیان شده است و هریک از آنها می تواند راهگشای مسائل و مشکلات روزمره افراد جامعه قرارگیرد.

امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع) به سال ۱۴۸ (هـ.ق) در مدینه دیده به جهان گشود و در ماه صفر سال ۲۰۳ (هـ.ق) در ۵۵ سالگی در شهر طوس جام شهادت نوشید.

مادرش به نام ام البنین بود. مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال می باشد.

(ارشاد ج۲ص ۳۴۷-۳۴۸)

ابراهیم ابن العباس می گوید: هرگز ندیدم که امام رضا(ع) به کسی سخن تندی بگوید و یا پیش از این که سخنش تمام شود سخن او را قطع نماید. اگر می توانست حاجت کسی را برآورد هرگز او را دست خالی برنمی گرداند. هیچگاه در برابر کسی پای خود را دراز نمی کرد. چنانچه کسی در حضور او نشسته بود تکیه نمی کرد. هرگز ندیدم که به یکی از خدمتکاران خود ناسزا بگوید. هرگز ندیدم که آب دهان بیندازد و یا هنگام خندیدن قهقهه سر دهد، بلکه خنده اش تبسم بود.

هرگاه سفره اش را پهن می کرد، خدمتکاران و اطرافیان و همه کارکنان را با خود سرسفره می نشاند. (میزان الحکمه، ج۱ص۹۱)

● آموزه اول: کمال عقل یک مسلمان

عقل مسلمان به نقطه کمال نمی رسد، مگر آنگاه که دارای ده ویژگی باشد:

۱) مردم از او امید خیر داشته باشند.

۲) از شر او در امان باشند.

۳) کار خیر دیگران را زیاد بشمار آورد.

۴) کار خیر خود را کم بشمار آورد.

۵) هرچه از او یاری و کمک خواسته شود، دلتنگ و ناراحت نگردد.

۶) در تمام طول عمر خود از تحصیل علم خسته و ملول نشود.

۷) نداری در راه خدا را محبوب تر و ارزشمندتر از ثروت بداند.

۸) خواری در راه خدا از عزتمندی در پیشگاه «دشمنان» ارزشمندتر بداند.

۹) گمنامی را از مشهورشدن بیشتر دوست بدارد.

۱۰) سپس امام(ع) فرمود: اما ویژگی دهم که بیش از همه مهمتر است عبارت است از اینکه: «احدی را ننگرد الا اینکه بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.»

زیرا مردم دو دسته اند: گروهی که از او بهتر و پرهیزکارترند و گروهی که از او بدتر و زبون تر هستند. هرگاه با گروه اول مواجه شود، برای آنان تواضع کند تا به مقام آنها دست پیدا کند. وقتی چنین کرد، عظمت و بزرگیش اوج خواهدگرفت، کارهای خوب وی سامان یافته و لباس پاکیزگی بر آنها پوشانده می شود، نام او را در دنیا به نیکی می برند و در نتیجه سرور اهل زمان خود خواهدگشت.

اما قضاوت مسلمان عاقل درباره گروه دوم، این باید باشد که شاید درون آنان بهتر باشد و این خوبی درون برای آنها بهتر است، درحالی که خوبی من ظاهر است و ممکن است خوبی ظاهر برای من بدتر و ناگوارتر باشد. (تحف العقول ص۴۶۷)

● آموزه دوم: ارزش سکوت و خاموشی

امام رضا(ع) فرمودند: سه ویژگی از نشانه های فهم است: حلم، علم و سکوت.

به طور قطع خاموشی یکی از درهای حکمت است زیرا محبت دیگران را جلب می کند و آدمی را به هر امر خیر و نیکی رهنمون می شود. (اصول کافی ج ۳ ص ۱۷۴)

و نیز می فرمایند: هرگاه مردی از بنی اسرائیل می خواست عبادت کند، ده سال پیش از آن، سکوت اختیار می کرد. (همان ص ۱۷۸)

از امام ششم نقل است که: لقمان به پسرش گفت: پسرجان اگر خیال می کنی که سخن گفتن از نقره است، بدان که خاموشی و سکوت از طلاست. (همان ص ۱۷۵)

شیخ عباس قمی می گوید: روایات درباره ارزش سکوت بسیار است و من در اینجا اکتفا می کنم به این چند بیت شعر که از امیرخسرو نقل شده است:

سخن گرچه هر لحظه دلکش تر است

چه بینی خموشی از آن بهتر است

در فتنه بستن دهان بستن است

که گیتی به نیک و بد آبستن است

پشیمان زگفتار دیدم بسی

پشیمان نگشت از خموشی کسی

شنیدن زگفتن به اردل نهی

کزین پر شود مردم از وی تهی

صدف زان سبب گشت جوهرفروش

که از پای تا سر همه گشت هوش

همه تن زبان گشت شمشیر تیز

به خون ریختن زان کند، رستخیز

(منتهی الآمال ج ۲ ص ۴۲۵)

باید توجه داشت که با سکوت، بسیاری از بداخلاقی ها و آفات زبانی و گناهان بزرگ خودبخود فرصت بروز و ظهور پیدا نمی کنند. از جمله غیبت، تهمت، فحش و ناسزا، دروغ که کلید همه گناهان است، تمسخر و استهزاء، سرزنش و نکوهش، مجادله و بگوومگو، سخن باطل و لغو، لعنت کردن، افشای اسرار دیگران، شوخی های ناهنجار، سوگند، و...

● آموزه سوم: بهترین بندگان خدا

بهترین بندگان خدا پنج خصوصیت گرانبها دارند:

۱) هرگاه به دیگران نیکی و احسان کنند، از عملکرد خود شادمان می شوند.

۲) هرگاه مرتکب عمل زشت و رفتار نامناسب گردند، از خداوند طلب آمرزش کنند.

۳) هرگاه به آنها نعمتی عطا شود، شکرگزاری نمایند.

۴) هرگاه دچار بلا و مصیبت گردند، صبر پیشه کنند.

۵) هرگاه عصبانی و خشمگین شوند، گذشت و عفو را پیشه خود کنند.

(تحف العقول ص ۴۶۹)

ترک خشم و شهوت و حرص آوری

هست مردی و رگ پیغمبری

(مثنوی، دفتر ۵- ۴۰۲۶)

خیر کن با خلق بهر ایزدت

یا برای راحت جان خودت

تا هماره دوست بینی در نظر

در دلت ناید زکین ناخوش صور

(دفتر ۴- ۱۹۸۰- ۱۹۷۹)

● آموزه چهارم: جایگاه انسان مؤمن در پیشگاه خداوند

امام فرمود: مثل شخص مؤمن در نزد خداوند همانند فرشته مقرب درگاه است. بدون تردید انسان مؤمن مقامش پیش خدا از آن هم بالاتر است. هیچ چیز نزد خدا، محبوب تر از مرد مؤمن توبه کار و یا زن مؤمن توبه کار نخواهد بود. (عیون اخبارالرضا(ع). ج۲ ص ۱۷)

و نیز فرمودند: آیا سخن رسول خدا را نشنیده اید که فرمودند: از فراست و زیرکی مؤمن برحذر باشید. چون شخص مؤمن با نور الهی می نگرد. هر مؤمنی فراستی دارد که خداوند را به اندازه ایمان و بصیرت و علم خود می بیند. (همان ص ۴۸۰- مسندالامام الرضا ج ۲ ص ۱۳۳ به نقل از قرآن کریم از منظر امام رضا ص ۲۲۳)

● آموزه پنجم: پنج دستور ارزشمند

امام هشتم(ع) فرمودند: پنج دستور است که هرچه درپی آنها بگردید ولو اینکه سواره باشید، مانند آنها را پیدا نخواهید کرد.

۱) هیچ کس جز از گناه خود بیم و هراس نداشته باشد.

۲) جز به پروردگار خود به هیچ کس امید نداشته باشد.

۳) اگر پرسشی از او شود که آن را نمی داند، بدون خجالت بگوید نمی دانم.

۴) اگر چیزی را نمی داند، ننگ نداند از اینکه آن را از اهلش بپرسد.

۵) ارزش صبر و بردباری نسبت به ایمان مانند ارزش سر است نسبت به بدن و ایمان نخواهد داشت کسی که صبوری نمی کند. (عیون اخبار الرضا ج۲ ص۵۷)

● آموزه ششم: شرایط قبولی نماز، سپاسگزاری، تقوا.

خداوند سه وظیفه دینی را در همراهی سه وظیفه دیگر معرفی نموده است.

به نماز و زکات (مانند خمس و زکات) امر فرمود، بطوری که هرکس نماز بخواند اما زکات نپردازد، نمازش مقبول نخواهد بود.

به سپاسگزاری از خویش و والدین امر فرموده است، به طوری که هرکس از پدر و مادر خود تشکر و سپاسگزاری نکند، در واقع از خدای خود سپاسگزاری نکرده است.

و به تقوا و صله رحم امر نموده است. بطوری که هرکس صله رحم نکند، در واقع تقوا نداشته است. (همان ج۱ ص۵۳۲)

با دقت در فرمایش امام(ع) این نکته دانسته می شود که پرداخت زکات، رعایت احترام پدر و مادر، سرکشی و دیدار فامیل که از جمله حقوق مردم محسوب می شود، از چنان اهمیتی برخوردار است که اگر نسبت به آنها سهل انگاری نماییم، انگار در واقع حقوق الهی (نماز- تقوا- شکرگزاری) پایمال شده است.

● آموزه هفتم: ترس از گناه

کسی که در گناه اندک از خدا نترسد، قطعاً در گناه بسیار هم از او نمی ترسد. (میزان الحکمه ج۲۱/۳۳۹) نیز فرمودند: گناهان صغیره راهی به سوی گناهان کبیره هستند. شخصی که در برابر خدا از گناه کم ترس نداشته باشد، در گناه زیاد نیز از او نخواهد ترسید. (همان)

از رسول خدا(ص) نقل است که: همانا مؤمن، گناه خود را همچون تخته سنگی بزرگ می بیند که می ترسد به روی او بیفتد و کافر، گناه خویش را مانند مگسی می بیند که از جلوی بینی اش رد می شود. (همان)

گرچه یک مو بد گنه، کو جسته بود

لیک آن مو در دو دیده رسته بود

بود آدم دیده نور قدیم

موی در دیده بود کوه عظیم

(مثنوی، دفتر۲- ۱۸-۱۷)

● آموزه هشتم: تعجب خدا از چهار گروه

حضرت رضا(ع) به نقل از امام حسین(ع) فرمودند: در زیر دیوار شهری، لوحی بدست آمد که در آن نوشته بود، من معبود یکتایم. معبودی جز من نیست و محمد(ص) پیامبر من است و:

۱) عجب دارم از کسی که یقین به مرگ دارد، چگونه خوشحال است. (یعنی نسبت به آخرت و حساب آنجا)

۲) عجب دارم از کسی که به تقدیرات الهی ایمان دارد، چگونه ناراحت و محزون است. (نسبت به دنیا)

۳) عجب دارم از کسی که دنیا را دیده و آزمایش کرده، چگونه به آن دل بسته است.

۴) عجب دارم از کسی که به حساب (قیامت) یقین دارد، چگونه گناه می کند.

(عیون اخبار الرضا ج۲ ص۵۸)

● آموزه نهم: ملاک بهشتی و جهنمی بودن

زید برادر امام رضا(ع) در بصره خروج کرد و خانه هایی را به آتش کشید و تعدادی را کشت. (به همین دلیل او را زیدالنار لقب دادند) وقتی که وی توسط مامون دستگیر شد، او را نزد امام آوردند. حضرت به او فرمود:

ای زید! آیا سخن مردم نادان، تو را مغرور کرد که می گویند: (فاطمه(س) عفت خود را نگه داشت، لذا خدا آتش را بر ذریه اش حرام ساخت.) بدان که این سخن مخصوص حسن(ع) و حسین(ع) است. اگر فکر می کنی معصیت خدا را بکنی، بهشت می روی و پدرت موسی بن جعفر(ع) با اطاعت خدا به بهشت می رود، اگر چنین باشد، تو باید نزد خدا گرامی تر بوده باشی. در حالی که اصلا چنین نیست. به خدا سوگند هیچ کس جز از راه اطاعت به آنچه پیش خداست، نمی رسد. اگر گمان می کنی با گناه کردن به آنها می رسی قطعا سوءتفاهم برایت شده است. خویشاوندی هیچ فایده ای در قیامت ندارد. همان طور که پسر نوح(ع) به خاطر نسبت فرزندی از عذاب الهی نجات نیافت. (عیون اخبار الرضا ج۲ص۵۷۱-۵۷۲)

ای زید از خدا پروا کن و بدان که ما این موقعیت را نزد خدا و خلق، فقط از راه تقوا و پرهیزکاری به دست آورده ایم. هر کس تقوا نداشته باشد و فرمان خدا را رعایت نکند، هرگز از ما نیست و ما نیز از او نیستیم. (همان ص۵۷۳) هر کس شخص گناهکاری را دوست بدارد، او خود، گناهکار است. هر کس مومن مطیع را دوست بدارد، او خود مومن مطیع است. هر کس ستمکار را کمک کند، خود ظالم است. هر کس عادل را پشتیبانی نکند خود ستمکار است. آری میان خدا واحدی خویشی نیست. هیچ کس به ولایت دوستی خدا نرسد مگر از راه اطاعت و بندگی خدا. رسول خدا به فرزندان عبدالمطلب فرمود: با اعمال نیک خود پیش من بیایید نه با نسبت های خود.(همان ۵۷۴)

● آموزه دهم: آفت بخل

حضرت فرمودند: «بخل آبرو را بر باد می دهد. (میزان الحکمه ج ۱ ص۱۲۳) و در جای دیگر تاکید می کنند: برای انسان بخیل آسایش و آرامش روانی وجود ندارد. (تحف العقول ص۴۷۳)

و نیز فرمودند: شخص بخشنده از غذای مردم می خورد تا مردم از غذایش بخورند. اما بخیل از غذای مردم نمی خورد تا آنها نیز از غذایش نخورند. (عیون اخبار الرضا ج۲ ص ۶۶۶)

شخص باسخاوت، به خدا و بهشت و مردم نزدیک و از آتش جهنم دور است. اما بخیل از بهشت و مردم دورو به آتش نزدیک است.(همان)

نقل می کنند که روزی پیامبر(ص) در حال طواف خانه خدا مردی را دید که می گوید: «خدایا به حرمت این خانه مرا بیامرز. پیامبر(ص) پرسید، گناه تو چیست؟ گفت: بزرگتر از آن است که توصیف کنم، رسول خدا فرمود: آیا گناه تو از زمین ها و آسمانها و کوهها و عرش خدا بزرگتر است. مرد گفت: آری. حضرت فرمود: گناه تو بزرگ است یا خدا؟ گفت: خدا اعلی و اجل است. فرمود: گناه تو چیست؟ گفت: من ثروتمند هستم و هر وقت گدائی و درخواست کننده ای رو به من می آورد، گویا شعله آتشی به من رو می کند.

پیامبر فرمود: از من دور شو و مرا به آتش خود مسوزان. قسم به خدای بزرگ که اگر میان رکن و مقام بایستی و دو هزار سال نماز بخوانی و چنان گریه کنی که نهرها از اشک هایت جاری شود و درختان از آن سیراب گردند، آن گاه با بخل و پستی بمیری، خدا تو را به جهنم می افکند. مگر نمی دانی خدا فرمود: هر کس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است و خدا بی نیاز است. (تغابن ۸۳) (داستانهای روایی ص۴۳)

آتشی افتاد در عهد عمر

همچو چوب خشک می خورد او حجر

نیم شهر از شعله ها آتش گرفت

آب می ترسید از آن و می شگفت

گفت: آن آتش زآیات خداست

شعله ای از آتش ظلم شماست

آب بگذارید و نان قسمت کنید

بخل بگذارید اگر آل منید

(مثنوی، دفتر اول-۳۷۰۹-۳۷۰۷-۳۷۱۲-۳۷۱۳)

محمدمهدی رشادتی

فهرست منابع:

۱-الارشاد، شیخ مفید، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۲جلدی

۲-تحف العقول، ترجمه علی اکبر غفاری، نشر اسلامیه، تهران

۳-اصول کافی، کلینی، ترجمه سیدجواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت

۴-عیون اخبارالرضا(ع)، شیخ صدوق، ترجمه علی اکبر غفاری و حمیدرضا مستفید، دارالکتب الاسلامیه، ۲جلدی

۵-منتهی الاآمال، شیخ عباس قمی، نشر پیام آزادی، ۷۸

۶-منتخب میزان الحکمه ، محمدی ری شهری، دارالحدیث، چاپ ۶، ۶۸، ۲جلدی

۷-قرآن کریم از منظر امام رضا(ع)، جوادی آملی، نشر اسراء، ۲۸

۸- مثنوی مولوی، نشر مولی، چاپ ۸، ۰۷

۹-داستانهای روایی، سیداحمد فاضلی بیارجمندی، میثم تمار، ۸۸