پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

استقلال, از آشوب تا آشوب


استقلال, از آشوب تا آشوب

استقلال که به مصداق نامش انتظار می رود مستقل باشد و امورش را مستقلانه سامان بخشد, تو گویی از هر سو آشوب زده باید پا در راهی بگذارد که سرانجامش نامعلوم باشد

استقلال که به مصداق نامش انتظار می رود مستقل باشد و امورش را مستقلانه سامان بخشد، تو گویی از هر سو آشوب زده باید پا در راهی بگذارد که سرانجامش نامعلوم باشد.

ضمن احترام به مدیران و چند تن از اعضای هیات مدیره این تیم که اعتقاد داریم دل به بهروزی اش بسته اند مع الاسف آنچه تاکنون از نتایج نشست های نیم بند و تمام بند این مجموعه فرخنده شاهد بوده و تو گویی همچنان هم شاهد خواهیم بود، بیش تصمیمات و به تبع آن مصوباتی است که نشان از بی ثباتی در نگاه و بینش و تصمیم گیری های خلق الساعه دارد.

آنچه مسلم است استقلال در فصل کنونی به نتایج غیرقابل قبولی دست یافته است، نتایجی که با توجه به پتانسیل و داشته های دیگر تیم های جوان، چه به لحاظ بضاعت در درون میدان ها، چه بیرون آن هرگز قابل مقایسه نیست، استقلالی که این روزها بدجوری دارد دل هواداران واقعی اش را چه روی سکوها و چه در جای جای این دیار می سوزاند.چنین است که امروزه اگر استقلال را در همه سطوحش به یک آشوبکده تشبیه کنیم، چندان بیراه نیست.

چه در بالاترین سطح آن که هیات مدیره اش باشد و چه در سطوح پایین تر که سرپرستی و امور فنی و مربیان و بازیکنانش و تو بگو هر آن کس و کسانی که در این آشفته بازار پرآشوب به هر نام و به هر عنوان چه جیره خواران سکونشین و چه آنالیزورها و ماموران ویژه چسبیده اش باشند،از آشفته حالی استقلال بزرگ همین بس که نه به درستی می داند که چی دارد و چی ندارد و نه می داند که چه می خواهد تا به جبران گذشته اش تلاش کند.

بحث فنی پرحرف و حدیث استقلال در این مقال کوتاه نمی گنجد ولی می توان در ارتباط با تصمیم گیری های مدیریتی و نیز تعامل میان سطوح مختلف آن در زیرمجموعه آشفته اش کم نگفت و کم ننوشت که امروزه کم نگفته و کم نمی نویسند.

از همان هفته هایی که چهره ناخوشایند ناکامی های استقلال آیینه تمام نمای میدان ها شد تا هیات مدیره اش کم کم به صرافت بیفتد که فکری البته نه چندان عاجل کند، تا به امروز که آقایان اندرخم کوچه اول به دنبال راهکار برای تغییر کادر فنی، بالاخره لنگ لنگان و نیم بند دست به دامان یک سرمربی جدید شدند، روزبه روز دریغ از دیروز استقلال عزیز که عزیزکرده بسیاری از مردم این دیار است، پای مبارکش بیشتر و بیشتر در گل ناکامی ها فرو رفته و تو گویی فرو خواهد رفت،چنانچه تاکنون در کنار حضور هفته به هفته حجازی و دیگر یاوران فنی اش روی نیمکت رهبری تیم، مذاکرات پنهانی و عیانی با دیگر مربیان خود نشانه بینش غلط و ناصواب تصمیم گیرنده های استقلال بوده است، گرچه هم شاید از سویی همین به راه انداختن شایعه مذاکره برای تعویض سرمربی خود به نوعی ارعاب و ترساندن سرمربی نشسته بر نیمکت بوده باشد تا حداقل در این فرصت باقیمانده بیشتر از گذشته کمربند همت را محکم تر ببندد ولی از سوی دیگر چنین نشست ها و چنین مذاکرات روزافزون در ارتباط با تعویض سرمربی خود موجب تزلزل روحیه و به تبع آن سستی کار وی و دستیاران متعددش شود.

به عبارتی مربی که هر روزه از بام تا شام پایه های نیمکت رهبر ی اش را چنین سست می بیند و هر لحظه منتظر است تا از زیر پایش کشیده شود، دیگر به کدام امید و میل و رغبت می تواند دلبسته کارش باشد؟، از سوی دیگر کار وقتی اوضاع چنین بیخ پیدا کند دیگر چه انتظار که در این آشفته بازار، فرمانبرهای تیم تره برای فرمانده خود خرد کنند؟، حالا باید هم که در این آشوب طلبی هر دسته و گروه کلنگ در دست به کندن سنگر برای مقابله با دیگران و مدافعه از حق و ناحق خود مبادرت کنند، باید هم که جیره خواران، سکوهای وفاق را به سکوهای نفاق بدل کرده و یقه گیر هم شوند.

باید هم که نه تو بفهمی و نه من و من های دگر که چرا یک روز مربی بدنساز تیم می رود و چرا روز دیگر می آید و چرا به طرفه العینی از درون خانه پدری آنالیزوری پا می گیرد تا پا به پا در میدان ها یاور پدر شود،

و عاقبت چرا آن هیات گروه شده بر پشت میز تصمیم گیری برای به خدمت گرفتن سرمربی جدید، نباید به رعایت اصول جاری و ساری مذاکره و ارائه پیشنهاد به باشگاه متبوع طرف مربوطه تن در دهند و حجاب گرفته با پنهان کاری در پشت پرده به زد و بند با مربی موردنظر بپردازند؟،آیا اینک کسی در این آشوبکده آبی هست که به مردم علاقه مند استقلال ضمانت دهد که فردا روز که دیر نیست، تضاد و اختلافی میان افکار و بینش همین جناب مدیرفنی خلق الساعه و همین حضرت سرمربی تازه وارد پیش نمی آید؟،اختلاف در افکار و بینش و روش و رفتار و کرداری که اگر امروزه روز تصمیم گیرندگان عدیده و ندیده استقلال به دلیل نبود تجربه کافی و عدم میدان دیدگی وافی به آن واقف نیستند، اهل درد این فوتبال با شناخت این دو شخصیت متضاد به خوبی به آن آگاهند.

ختم کلام؛ استقلال اینک به مثابه همان شترمرغی است که نه قادر است امروز بار این همه ناکامی را بر پشت خود تحمل کند و نه به شوق رسیدن به موفقیت فردا بال پرواز دارد، همین و تمام.

شهرام وزیری