چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

فرصت های اقتصادی آلمان در جام جهانی ۲۰۰۶


فرصت های اقتصادی آلمان در جام جهانی ۲۰۰۶

جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان در شرایطی برگزار می شود كه آلمان با مشكلات اقتصادی مواجه است مسائلی مانند نظام تامین اجتماعی و تعداد زیاد افراد بیكار در آلمان اقتصاد این كشور را با مشكلاتی روبه رو ساخته است

جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان در شرایطی برگزار می شود كه آلمان با مشكلات اقتصادی مواجه است. مسائلی مانند نظام تامین اجتماعی و تعداد زیاد افراد بیكار در آلمان اقتصاد این كشور را با مشكلاتی روبه رو ساخته است. این كشور كه ۳۲ سال قبل (۱۹۷۴) میزبان جام جهانی فوتبال بود، بعد از وحدت آلمان برای اولین بار این فرصت را به دست آورده كه میزبان جام جهانی باشد. اما این رویداد مهم ورزشی چه نقشی در اقتصاد می تواند داشته باشد؟ آیا جام جهانی ۲۰۰۶ فرصت اقتصادی مناسبی برای آلمان فراهم می آورد تا از بار مشكلات اقتصادی خود بكاهد؟ در این صورت این رویداد در چه بخش هایی از اقتصاد آلمان بیشتر تاثیرگذار است؟ در این نوشتار سعی می شود به فرصت های اقتصادی آلمان در جام جهانی ۲۰۰۶ پرداخته شود. از آنجا كه جام جهانی علاوه بر اینكه رویداد مهم ورزشی تلقی می شود، مرتبط با مسائل اقتصادی، امنیتی، سیاسی و فرهنگی است و با توجه به اهمیت این امر برای آلمان در این نوشتار به نقش جام جهانی ۲۰۰۶ در اقتصاد آلمان اشاره می شود. مطلب حاضر این موضوع را عنوان می كند كه جام جهانی ۲۰۰۶ می تواند تاثیری مثبت در اقتصاد آلمان داشته باشد. در این مطلب ضمن توصیف مختصر در مورد اقتصاد آلمان به دیدگاه برخی مقامات و تحلیلگران در زمینه جام جهانی ۲۰۰۶ اشاره می شود و سپس به نقش این رویداد در جهت رفع مشكلات اقتصادی آلمان پرداخته خواهد شد.

‌●تاریخچه اقتصادی آلمان: پس از سال ۱۹۹۰ كه وحدت آلمان در شرایط اقتصادی بسیار مناسبی شكل گرفت، تغییرات چشمگیری در وضعیت اقتصادی این كشور به وجود آمد مازاد صادرات به شدت كاهش یافت، وجود تقاضای فوق العاده برای كالاهای مصرفی در ایالات جدید موجب جذب شدید واردات شد و بدین ترتیب بازار آلمان در دوره ركود اقتصادی جهان به صورت موتوری پیشرو برای كمك به صادرات دیگر كشورها درآمد. سرمایه گذاری خارجی آن به میزان زیادی صرف بازسازی شرق آن كشور شد و در مرحله گذار از اقتصاد برنامه ای سوسیالیستی به اقتصاد اجتماعی بازار مشاغل بسیاری حذف شدند. بین سال های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳ تعداد مشاغل حذف شده از ۶/۳ میلیون به ۲/۶ میلیون افزایش یافت كه این امر به معنای افزایش شدید تعداد بیكاران در سال های بعد از وحدت آلمان بود. پس از این دوره (۱۹۹۳- ۱۹۸۹) نشانه های بهبودی نسبی آشكار شد كه یكی از عوامل آن درهم تنیده شدن بیش از پیش اقتصاد ایالات غربی و ایالات جدید و پرداخت های ویژه ایالات غربی به ایالات جدید بود كه تا سال ۲۰۰۲ این شرایط همچنان بر اقتصاد آلمان حاكم بود. اما در سال ۲۰۰۲ اوضاع اقتصادی آلمان در شرایط نامناسبی قرار گرفت؛ بحران جهانی اقتصاد در سال ۲۰۰۱ تاثیر منفی خود را بر وضعیت اقتصادی آلمان نیز به جای گذاشت، كاهش تقاضا در بازار داخلی، تاثیر این بحران در بازار سهام و تشدید روزافزون بحران در خاورمیانه علائم مشخصه این وضعیت بودند. نتیجه چنین وضعیتی ورشكستگی تعداد زیادی از شركت های آلمانی و افزایش بیكاری به بیش از ۴ میلیون نفر در سال بود. در سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ نیز شرایط اقتصادی نابسامانی بر آلمان حاكم بود و به دلیل تحولات شرق آلمان تعداد افراد بیكار در سال ۲۰۰۵ باز هم افزایش یافت. اداره فدرال آمار آلمان اعلام كرد اقتصاد آلمان در سال ۲۰۰۵ تنها ۹/۰درصد رشد داشته است، حال آنكه این رقم در سال ،۲۰۰۴ ۶/۱ درصد بوده است. همچنین كسری بودجه آلمان برای چهارمین سال متوالی از حد مجاز اتحادیه اروپا فراتر رفت. اداره آمار آلمان اعلام كرد كسری بودجه این كشور در سال ۲۰۰۵ به ۹۵ میلیارد دلار یا ۵/۳ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است. این آمار نشان می دهد كه گرچه بزرگترین اقتصاد اروپا نشانه های بهبود را بروز می دهد اما رشد آن آهسته است. دولت تلاش می كند با انجام اصلاحات در بازار كار و نظام تامین اجتماعی امكان اشتغال بیشتری فراهم آورد و بدین منظور برای افراد بیكار چند صدهزار شغل فقط در بخش عمومی در نظر گرفته است. یوهان هلن رئیس اداره آمار آلمان اعلام كرد روی هم رفته اقتصاد آلمان در مسیری مثبت و احتیاط آمیز توسعه یافته است اما در كل وضعیت بازار كار و تقاضای ضعیف داخلی دردسرساز باقی می ماند. آلمان با چندین مشكل دست و پنجه نرم می كند كه یكی از آنها مشكل سیاستگزاران این كشور برای اصلاح و احیای اقتصاد است. تحلیلگران گفته اند كه بازار كار و نظام تامین اجتماعی نیاز مبرم به اصلاحات دارد. پایگاه اینترنتی دویچه وله نوشت: در سال ۲۰۰۵ میلادی كندی رشد اقتصادی، اخراج های دسته جمعی و افزایش تعداد بیكاران محور اصلی بحث نظریه پردازی را در زمینه اقتصاد آلمان تشكیل می دادند. اما از سوی دیگر بسیاری از شركت های آلمانی به سودهای كلان دست یافتند و بهای اوراق سهام بورس در مقایسه با سه سال و نیم گذشته به بالاترین سطح رسید. آنچه اقتصاد آلمان را زنده نگه داشته تقاضای خارجی است به طوری كه در سال گذشته میلادی این كشور شاهد افزایش ۲/۶ درصدی صادرات بوده است. سهم آلمان در تجارت جهانی حدود ۵/۱۰ درصد است. سهم آلمان در تجارت جهانی در سال ۲۰۰۳ حتی از آمریكا هم پیشی گرفت و بدین ترتیب قهرمان جهان در تجارت شد. تجارت خارجی برای رشد اقتصادی و اشتغال حائزاهمیت است. تقریباً از هر چهار شغل در آلمان یك شغل به صادرات وابسته است. در بخش تولید كالا این وابستگی شدیدتر است.

آلمان بدون ارتباط با اقتصاد جهانی قادر به ادامه حیات به عنوان یك كشور صنعتی مدرن نیست، طبعاً قابلیت توان اقتصادی و استعداد رقابت آن زمینه ای مهم برای روابط سیاسی خارجی نیز هست. تجارت و همكاری های اقتصادی اعتماد ایجاد كرده و به تثبیت روابط بین المللی كمك می كند. آلمان با مجموعه بازدهی های اقتصادی خود، به عنوان سومین اقتصاد ملی قدرتمند، در جهان نقشی پیشتاز در عرصه بین المللی دارد. این كشور در تجارت جهانی با توجه به میزان صادرات آن در جایگاه اول ایستاده است و برای سرمایه گذاران خارجی كماكان محلی جذاب با زیرساخت هایی بسیار پیشرفته و نیروی كار متخصص و دارای انگیزه بالا است. جهت گیری بین المللی حیات اقتصادی آلمان با كمتر كشور بزرگ صنعتی در جهان قابل مقایسه است. توان رقابت بالای بین المللی آلمان بیش از همه در این بخش آشكار می شود كه بنگاه های اقتصادی در مقابله ای بین المللی با یكدیگر به رقابت می پردازند. صادرات آلمان به رغم كاهش تجارت جهانی رشدی بیش از حد میانگین داشته است. افزایش مستمر سرمایه گذاری های مستقیم شركت های بین المللی در آلمان و نیز شركت های آلمانی در سایر كشورها نشان دهنده موقعیت خوب اقتصاد آلمان در مقایسه با رقبای خارجی است. حتی در عرصه داخلی نیز به رغم مشكلاتی از قبیل بیكاری، بازار آلمان از ثبات قابل ملاحظه ای برخوردار است. در نتیجه ورود گسترده سرمایه به آلمان سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در سال ۲۰۰۰ نسبت به آغاز دهه نود سه برابر شد. میزان سرمایه گذاری های مستقیم آلمان در خارج در همان مدت تقریباً چهار برابر شد كه بیشتر جهت دست یافتن به بازارهای جدید بود. جهانی شدن حضور بین المللی شركت ها را ضروری ساخته است. اقتصاد آلمان به این ضرورت پی برده و خود را با آن وفق داده است.

فرشته عزیزی


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.