جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
رورتی: فیلسوف ادبیات

«خرد رمان با خرد فلسفه متفاوت است. رمان نه از قریحه نظری، که از ذوق هزل و مطایبه پدید می آید. یکی از ناکامی های اروپا آن است که اروپایی ترین هنر، یعنی رمان را هرگز درک نکرده است؛ نه روح آن را، نه شناختها و اکتشافات عظیم آن را، نه استقلال تاریخ آنرا. هنری که از خندۀ خداوند الهام می گیرد، به حسب ذات خود، تابه یقین های ایدئولوژیک نیست، بلکه نقیض آنهاست. این هنر، همانند پنه لوپه(Penelope)، آنچه را که فیلسوفان و دانشمندان بامدادان رشته اند، شبانگاه پنبه می کند».
(میلان کوندرا، هنر رمان)
«این واقعیت که اندیشه پیامد دارد، به این معنا نیست که ما فیلسوفان، ما متخصصان اندیشه ها، در موضعی کلیدی هستیم. ما نیامده ایم که اصول یا بنیاد یا تشخیص های نظری عمیق یا بینشی کلی فراهم بیاوریم. هرگاه از من می-پرسند(چنان که متأسفانه اغلب سؤال می کنند)"رسالت" یا"وظیفه" فلسفه معاصر چه باید باشد، زبانم بند می آید… وقتی شما سعی می کنید اندیشه های به خصوصی را با هم ترکیب یا از هم تفکیک کنید، براساس شناختی که از نتایج تجربه های گذشته داریم، می توانیم دربارۀ آنچه روی خواهد داد، نظری بدهیم. ما، با این کار، می توانیم به شما کمک کنیم وقت خود را صرف تفکر کنید اما اگر تأکید چیزهایی را بخواهید که از صمیم دل دوست دارید در قلب نظام عالم باشد، یا اینکه احساس مسئولیت اخلاقی شما به جای آنکه"فقط" نتیجه شیوۀ تربیت شما باشد،"منطقی و عینی" به حساب آید، ما کسی نیستیم که سراغ او باید رفت».
(رورتی، تروتسکی و ارکیده های وحشی)
ریچارد رورتی فیلسوف پراگماتیست امریکایی یکی از درخشان ترین و خلاق ترین فلاسفه معاصر بود. آثار او طیف وسیعی از موضوعات مباحث فلسفی از فلسفه تحلیلی گرفته تا سیاست و ادبیات را در بر گرفته است. او با تأثیرپذیری از پراگمانیسم امریکایی و نمایندگان برجسته اش چون جان دیوی و ویلیام جیمز، فلسفه پساتحصلی آنگلوساکسون و فیلسوفانی چون کواین و دونالد دیویدسون و هیلاری پاتنام و تلفیق آن با دیدگاه فلاسفه اروپای قاره ای از هگل گرفته تا نیچه، هایدگر، گادامر و دریدا و در نهایت داروین که تأثیر بسزایی درتفکر فلسفی- اجتماعی او دارد، تصویرگر دنیای بدیع در اندیشه معاصر می شود. جسارت رورتی در ترکیب این اندیشه های متمایز و بدست دادن فلسفه ای"ضد بنیان گرایانه"، "و ضد متافیزیکی" او را بدل به یکی از برجسته ترین فلاسفه معاصر کرده است، فیلسوفی که "امید اجتماعی" و خواست جامعه ای و دموکراتیک و انسانی تر را در کانون نظام فکری خود می نهد.
شرح زندگی
ریچارد رورتی در اکتبر سال 1931 در نیویورک به دنیا آمد. محیط روشنفکری خانواده خیلی زود او را تحت تأثیر فضای اجتماعی- سیاسی روز امریکا قرار داد. پدر و مادر او"تروتسکیست" بودند از حزب کمونیست امریکا جدا شده بودند. خانواده و دوستان خانوادگی همگی بر اندیشه اجتماعی- سیاسی رورتی در سالهای نوجوانی تأثیر نهادند او خود می گوید: "... به خودم می گفتم اگر به راستی پسر خوبی هستم " تاریخ انقلاب روسیه" تروتسکی را باید بخوانم، کتابی که بارها خواندنش را آغاز کردم، ولی هیچ گاه به پایان نبردم: زیرا دهه 1940 انقلاب روسیه و خیانت استالین به آن، از نظر من به"تجسد" عیسی و خیانت کاتولیک ها به آن از دید لوتری های نازنین پیش رس 400 سال پیش شبیه بود" ... رورتی دراین فضا پس زمینه ی اندیشه هایش در فلسفۀ سیاسی را می یابد او می گوید: "من با این آگاهی بزرگ شدم که همه مردمان محترم، اگر نه تروتسکیست، دست کم سوسیالیست اند." (45:1384). رورتی در سال 1946 به دانشگاه شیکاگو رفت جایی که در آن رودولف کارناپ فیلسوف برجسته علم در آن تدریس می کرد. رورتی مدرک فوق لیسانس خود را در سال 1952 با رساله-ای در باب وایتهد از این دانشگاه گرفت و سپس به دانشگاه ییل رفت و در آنجا زیر نظر پل وایس رساله دکترایش تحت عنوان"مفهوم امکان" (The concept of Potentiality) را نگاشت. رورتی از اواخر دهه 50 تا سال 1982 در دانشگاه های ییل و پرینستون به تدریس فلسفه پرداخت، علایق او به تدریج از مباحث"صرف فلسفه تحلیلی" به مباحث سیاسی و فرهنگی گسترش یافت؛ اگر چه در تمامی آثار او می توان یک خط سیر مشخص را دریافت به شکلی که او از دیدگاه خاص فلسفی خود در ارائه نظریاتش در باب فرهنگ، جامعه و حتی ادبیات معاصر بهره می برد. کتابهای اولیه او"چرخش زبانی"(The Linguistic Turn) (1967) و "فلسفه و آئینه طبیعت" (Philosophy and the Mirror of Nature) (1979) بودند، که اولی همچنان در قالب فلسفه تحلیل و فلسفه علم سنتی- به نگارش درآمده اما در دومی اساساً می توان سرآغاز بسیاری از دیدگاهی های اصیل و خاص رورتی را دریافت. کتابهای بعدی او در سالهای دهه 80 و 90 شهرت فراوان رورتی را موجب شد کتابهایی چون”امکان، ایرونی و همبستگی“(Contingency, Irony and Solidarity)(1989) که میتوان گفت مهمترین و بنیانیترین کتاب اوست،”عینیت، نسبیگرایی و صدق“(Objectivity, Relativism and Truth)(1991)، ”مقالاتی در باب هایدگر و دیگران“(Essays on Heidegger and Others)(1991) ”حقیقت و پیشرفت“(Truth and Progress)(1998) که در واقع تشکیل دهندة سه جلد”مقالات فلسفی“ او هستند و در نهایت کتاب”کشور شدن کشور“(Country Achieving our)(1998) که اصلیترین کتابهای او هستند.
رورتی در سال 1982 به دانشگاه ویرجینیا رفت و تا زمان بازنشستگیاش در این دانشگاه تدریس کرد و پس از بازنشستگی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا تنها چند ساعت در هفته ادبیات تطبیقی تدریس کرد. ریچارد رورتی در 8 ژوئن سال 2007 میلادی در سال 76 سالگی چشم ازجهان فرو بست.
کارنامة فکری
رورتی نخستین بارقههای دیدگاههای رادیکال و بنیان براندازانة خود را در اولین کتاب مهم خود یعنی”فلسفه و آیینة طبیعت“ مطرح میکند. در این کتاب او در ستیز با نظریة”بازنمایی شناخت“(Representationalism) میپردازد. نظریة بازنمایی بر تمامی پروژة معرفتشناسی فلسفة غرب از دکارت تا لاک، کانت و پوزیتیویسم منطقی حکفرماست، این نظریه برآنست که ذهن و جهان آگاهی ما آینة هستی مادی و جهان بیرون است. ذهن تصویر روشن و وحدت گونهای از تکثر جهان بیرونی بدست میدهد. در معرفتشناسی دکارتی تناظر با واقعیت است که سنگبنای شناخت و دستیابی به حقیقت به شمار میرود. رورتی با بهرهگیری از آراء هایدگر، ویتگنشتاین متأخر و دیویدسون دوگانگی سوژه و ابژه در معرفتشناسی کلاسیک را نفی میکند، او معتقد است که ایده آلیسم آلمانی و مشخصاً هگل گامهای بزرگی در فراروی از این نظریه برداشتند اما در نهایت نتوانستند به تمامی از آن گذر کنند. رورتی میگوید:”مخالفان ما میگویند که نظریة تناظر صدق(حقیقت) آن قدر آشکار و چنان بدیهی است که پرسش دربارة آن فقط انحرافی است. ما میگویم که این نظریه اصلاً مفهوم نیست و هیچ اهمیت خاصی ندارد- بیش از آنکه یک نظریه باشد، شعاری است که قرنها به طرزی احمقانه سر دادهایم. ما پراگماتیستها براین باور هستیم که بدون هرگونه پیامد زیانباری، سردادن آن را میتوانیم متوقف کنیم“.(رورتی، 1384:20و21) رورتی با این نظر هم از گذارههایی که آگاهی و ذهن را در مرکز فلسفه قرار میدهند و هم از گزارههای فلسفة تحلیلی که زبان را در جایگاه محوری پژوهش فلسفی مینهد می گسلد او با اتکا به نظریات کواین و دیویدسون پایبندی خود به نظریة”چرخش زبانی“ را طرح میکند، نظریهای که برمبنای آن هیچ شکافی مابین کلمات و جهانی که بواسطة آن کلمات توصیف میشود وجود ندارد و حقیقت و زبان به تمامی درهم تنیدهاند، او با این ایده نظریة”زبان آرمانی“ فلسفه تحلیلی را به کنار مینهد. رورتی در فصل اول کتاب درخشان خود”امکان، آیرونی و همبستگی“، تحت عنوان”امکان زبان“ به تفصیل به بیان نظریات دیویدسون میپردازد و اساس بحث خود در باب زبان را که مجرایی برای بحث عام او در باب فرهنگ و سیاست معاصر است، ارائه میدهد رورتی مینویسد:”ما باید بین این ادعا که جهان آن بیرون است و این ادعا که حقیقت آن بیرون است تمایز قائل شدیم. این گفته که جهان آن بیرون است، که جهان آفریدهی ما نیست، به معنی این گفته، به معنای متداول، است که اکثر موجوداتی که در زمان و مکان وجود دارند، معلول عللی به شمار میروند که اوضاع ذهنی آدمی دخلی به آنها ندارد. این گفته که حقیقت آن بیرون نیست صرفاً به معنی این گفته است که آن جا که جملهای نباشد حقیقتی هم نیست، که جملهها مؤلفههای زبانهای انسانیاند، و زبانهای انسانی آفریدههای انسانیاند. حقیقت نمیتواند آن بیرون باشد- نمیتواند مستقل از ذهن آدمی وجود داشته باشد- چون جملهها نمیتوانند چنین باشند، نمیتوانند آن بیرون باشند. جهان آن بیرون است، اما توصیفات جهان نه، تنها توصیفاتی که از جهان میشوند میتوانند درست یا نادرست باشند. جهان به خودی خود- بییاریِ توصیفهایی از فعالیتهای انسانها نمیتواند درست یا نادرست باشد.“(رورتی، 1385:34-35) از نظر رورتی دست کشیدن از ادعاهای سنتی فلسفة غرب به معنای خاتمة رسالتی است که برای فلسفه در این نظام قائل بودهایم. او برای اینکه چه مبنایی باید جایگزین نظریة”بازنمایی“ شود هیچ پیشنهادی ندارد زیرا از نظر او اساساً چنین مبنایی نمیتواند حاصل شود، تنها دلیل برای رها کردن آن نظریه دست یافتن به توافقی ممکن است که همه ما به نحوی مشترک و یکسان آن را مقبول میدانیم. رورتی در نگرش خود هیچ جایگاه خاصی برای فلسفه همچون جایگاهی که در دستگاه فلسفة افلاطونی به آن داده میشد، قائل نیست، او مینویسد:”از دیدگاه پراگماتیستها، مرز قاطعی بیان علوم طبیعی و اجتماعی، میان علوم اجتماعی و سیاست، میان سیاست، فلسفه و ادبیات نیست. همه حوزههای فرهنگ اجزای کوشش یگانه برای بهتر ساختن زندگی است. میان نظریه و عمل شکاف عمیقی نیست، زیرا بر اساس دیدگاه پراگماتیستی، آنچه به”نظریه“ موسوم است بازی با کلمه نیست، همواره عمل از پیش موجود است.“( 1384:30) در این دیدگاه ادبیات جایگاه ویژهای در نظام فکری رورتی مییابد، رورتی در تعریف خود از فرهنگ معاصر آنرا فرهنگی”پسافلسفی“ و”پساروشنفکری“ میداند که دیگر نمیتواند به میراث معرفتشناسانة کانت دل ببندد او ادبیات را هم ردیف، فلسفه و علم میداند، به عنوان بخشی از فرهنگ که حتی میتواند به منظور شناخت و نظم فرهنگی یا”کاراتر“ را عمل کند و حتی میتوان گفت بنابر تعریف موسع او از ادبیات، فلسفه و علم خود به نوعی ادبیات تلقی میشوند. رورتی بواسطة عدم داشتن محدودیتهایی که فلسفة سنتی و سنت افلاطونی حائز آنها هستند به دفاع از ادبیات میپردازد. او به ادبیات به مثابه مکانی”… که در آن هیچ کس مالک حقیقت نیست و هر کس حق دارد فهمیده شود…“ مینگرد. بنا به تعبیری او برای اعضای فرهنگهای گوناگون این توصیه را دارد که به جای روی آوردن به فلسفه برای فهم یکدیگر”رمان“ بخوانند و در واقع به”خرد رمان“ پایبند باشند.
رورتی و آیرونیسم لیبرال
تفکر سیاسی اجتماعی رورتی، لیبرالیسم کلاسیک و پراگماتیسم و فلسفة پساتحلیلی را در خود جای داده است. رورتی با بهرهگیری از نظریات"بنیان ستیزانة" و ”ضدبازنمایانه“ی خود”اتوپیای لیبرالی“اش را طرح میکند. او عمیقاً به آرمانهای لیبرالیسم کلاسیک باور دارد مدافع سکولاریسم و اهداف دموکراتیک و آزادی خواهانه است، اما برآنست که دیگر نمیتوان امروزه به شیوة اصحاب روشنگری از آن آرمانها دفاع کرد. فلسفة سیاسی او را که به هیچ وجه نمیتوان از نظریاتش در فلسفه و نظریة ادبی و نظریة فرهنگ جدا کرد میتوان بهتر از هر کجا در کتاب”امکان، آیرونی و همبستگی“ یافت. در این کتاب رورتی برآنست که کشاکش دیر پا میان حوزة عمومی و حوزه خصوصی در میان است. در یک سو متفکرانی چون نیچه، هایدگر و فوکو و ناباکوف هستند که خود آفرینی و بینش استاتیک را ارج مینهند و در آزادی فردی و باز آفرینی شخصی دفاع میکنند و در سوی دیگر متفکرینی چون مارکس، دیویی، رالز و هابرماس قرار دارند که هدف آنها نه خود آفرینی شخصی بلکه دستیابی به اجتماع و جامعهای عادلانهتر و آزادتر است. رورتی در واقع در این کتاب به دنبال قرار دادن این دو گرایش در کنار هم است. او بدون آنکه کلمه قصد تلفیق آنها را داشته باشد میپذیرد که در عرصة نظریة هیچ راهی را نمیتوان برای تلفیق آن دو یافت. او در واقع معتقد است که اساساً این تلفیق غیرضروری است زیرا میتوان این دو نگرش را تنها به مثابه ابزارهایی که در کنار هم به کار میروند در نظر آورد. رورتی در اینجا تصویر خاص خود از آیرونیسم لیبرال را پیش مینهد و مینویسد:”آیرونیستهای لیبرال کسانی هستند که به این آمال فارغ از بنیاد امید دارند که رنج آدمی تخفیف یافته و بساط تحقیر انسان به دست انسان شاید که برچیده شود.“(25:1385) در واقع آیرونیسم رورتی بیانگر این امر است که تنها پایبندی افراد به”خودآفرینی“ از یک سو و”همبستگی انسانی“ از سوی دیگر میتواند در دستیابی شهروندان به جامعه ای مطلوبتر یاری دهنده باشد. لیبرالیسم رورتی در واقع اصلیترین آزادی را آزادی نائل شدن به امکان دادن به زندگی براساس ارزشهای شخصی و از سوی دیگر آزادی افراد انسانی از قساوت و رنج میداند.
سویة دیگر تفکر سیاسی- اجتماعی رورتی توجه خاص او به تاریخ و سیاست کشورش امریکاست، وجهی از اندیشة او که بیش از هر کجا در کتاب”کشور شدن کشور“ نمود مییابد، رورتی در آن کتاب چپ اصلاحگر امریکایی نیمة اول قرن 20 را که برای دستیابی به عدالت اجتماعی به عمل سیاسی دست میزد، میستاید از”چپ فرهنگی“ و”چپ دانشگاهی“ امریکا در امریکای امروز به دلیل از دست دادن آرمانها و خواستههای”چپ اصلاح گر“ انتقاد میکند. برای رورتی امریکا کشوری است که جوامع میتوانند آنرا به مثابه تجربهای برای کل بشریت در نظر آورند او در آخرین سطرهای مقالة بلند و بسیار مهم خود،”اولویت دموکراسی بر فلسفه“ مینویسد:”هم جفرسون و هم دیویی امریکا را یک”تجربه“ توصیف کردند. اگر این تجربه شکست بخورد، اعقاب ما چیز بسیار مهمی خواهند آموخت. اما آنچه خواهند آموخت یک حقیقت فلسفی نیست، همچنانکه یک حقیقت مذهبی هم نیست، آنها فقط اشاراتی را در خواهند یافت که وقتی تجربة بعدی را سامان میدهند مواظب و مراقب چه چیزهایی باشند. اگر حتی از عصر انقلابهای دموکراتیک چیز دیگری هم برجای نماند، شاید اعقاب ما به خاطر بیاورند که نهادهای اجتماعی را می توان به دیدة تجربههایی از همکاری دید و نه تلاش برای تجسم بخشیدن به یک نظم عام و کلی و غیرتاریخی. مشکل میتوان باور کرد که این خاطره ارزش داشتنش را ندارد.“(رورتی، 1382:57-58) برای رورتی امریکا تجسم تلاشی است که در راه ایجاد کشوری آزادتر، عادلانهتر، دموکراتیکتر و انسانیتر از همه نظام دیگری انجام گرفته است. او نیز چون والت ویتمن و جان دیویی امریکا را برای دستیابی به جامعهای آزادتر که امکان خودآفرینی شخصی در آن به رغم تمامی کاستیهایش، مهیاست جدی میگرفت. رورتی میگوید:”به گمانم میهن ما به رغم سیاهکاریها و زشتیهای دیروز و امروزش و به رغم تداوم اشتیاقش به برگزیدن نادانان و فرومایگان برای مناصب بالا، نمونة خوبی از بهترین نوع جامعهای است که تاکنون ساخته شده است“.(43:1384)
رورتی و علوم اجتماعی
بحث رورتی در باب نظریة فرهنگ و علوم اجتماعی معاصر در قالب بحث عام او در باب ادبیات و فلسفه قابل بررسی است، از آن رو که او علوم اجتماعی را به عنوان ادامه ادبیات در نظر میگیرد، بدیهی است که اتخاذ چنین دیدگاهی تمامی تقسیمبندیهای رایج در مورد علم و شبهعلم، روش علمی و روش غیرعلمی و… را فرو میریزد، رورتی در واقع با بهرهگیری فراوان از آثار دیویدسون، به تمامی آرزوهای فلسفة کلاسیک علم پایان میدهد. برای رورتی که مدتهاست تقابل سوژه/ ابژه را پشت سرگذاشته است دیگر تداوم بحث در باب”عینیت“ در علم و یا تفاوت علوم طبیعی و علوم انسانی بیمعناست. به بیان دیگر رورتی به واسطة استدلالهایش بر ضد”نظریة بازنمایی“ تمامی پنداشتهای متافیزیک غربی در باب علم و یا”زبان طبیعت“ را به کنار مینهد. او علم را از این مسئولیت که باید آیینهای برای طبیعت و بازنمای”کتاب طبیعت“ باشد، رها میکند، در نظر او آنچه میتوان نام علم بر آن نهاد تنها مجموعه لغاتی است که در شرایط خاصی بهتر عمل کرده است، مجموعه لغاتی که این امکان را فراهم آورده که مشکلات خود را آسانتر مرتفع سازیم. هنگامی که رورتی به همراه دیویدسون با این اندیشه که زبان یک”رسانه“ است وداع میکند در واقع برآنست که میتوان از ادعاهای بیهوده فلسفة کلاسیک دست شست و امور دیگری را دست مایة تفکر قرار داد، و در این راه اگر براستی مدعی آنیم که با تفکر کلاسیک خداحافظی کردهایم دیگر نیازی به دفاع از ایدههای پیشنهادی خود و در واقع”اثبات“ آنها نمیبیندم و آنها را تنها در کارایی و توفیقشان در بهبود شرایط جاری مورد قضاوت قرار میدهیم. از آنجا که در کشمکش”استعارات“ هیچ واژگانی و هیچ زبانی ورای دیگر زبانها وجود ندارد که از جایگاه جهان واقعی منفک از جهان”بازیهای زبانی به برتری که”استعاره“ بر استعارات دیگر حکم کند، این تنها و تنها بواسطۀ مقایسه و سنجش این”روایتها“ و”استعارات“ است که امکانپذیر است. رورتی در این راه از مردمشناسی و تاریخ به مثابه شاخههایی که میتوانند به ما بیاموزند که هیچ زبان خنثی، هیچ منطق فرا زمانی، هیچ ایدة فراتاریخی و هیچ فرهنگ یگانهای وجود ندارد که بتواند تمامی هستی اجتماعی- فرهنگی بشیریت را بواسطۀ آن توضیح داد، یاد میکند و در نهایت معتقد است که هدف جستجو تنها دستیابی به یک اشتراک نظر بین الاذهانی است. رورتی معتقد است که ما همیشه و در تمامی زمان ها”در تماس با جهان“ هستیم و نمیتوانیم فارغ از این نسبت عمل کنیم همین تماس است که باعث میشود هنگامی که حتی به”ذات“ یا”بنیان“ یا"سرشت" طبیعت اعتقاد نداریم همچنان خود را تحت شرایطی که امکان دیدگاههای خودسرانه را از ما میگیرد، قرار دهیم. دیدگاههایی که”نسبیگرایان“ با گسست از هستی انضمامی به آن میآویزند. رورتی برخلاف منتقدیناش که او را یک”نسبیگرای پسامدرن“ میدانند خود را یک”ضد دوگانهانگار“، یک”ضد بنیانگرا“ میداند. رورتی برخلاف نسبیگرایانی چون گیرتز عمیقاً معتقد است که”امید اجتماعی“ای که با عصر روشنگری پدیدار شد همچنان عظیمترین تلاشی است که در راه سعادت و آزادی انسان صورت گرفته است تلاشی که امکان میدهد در مقابل مخالفان دموکراسی بایستیم، امکان میدهد خوشبختی بیشتری به نسبت مخالفینمان و کسانی که معرفت اروپاییان قرن نوزده را در نیافتهاند بدست آوریم. رورتی به تمامی ما می آموزد که چگونه امیدها و آرزوهایمان در قبال آینده را جایگزین مصایبی کنیم که فلسفة سنتی با تمامی جلال و شکوهش و با تمامی دستاوردهای ارزشمندش در رهایی ما از آنها ناتوان بود.
منابع و مآخذ:
- رورتی، ریچارد، 1382، اولویت دموکراسی بر فلسفه، ترجمة خشایار دیهیمی، تهران: طرح نو.
- ــــــــــــــ ، 1383، کشور شدن کشور، ترجمه، عبدالحسین آذرنگ، تهران: نشر نی.
- ــــــــــــــ ، 1384، فلسفه و امید اجتماعی، ترجمة عبدالحسین آذرنگ/ نگار نادری، تهران: نشر نی.
- ـــــــــــــ ، 1385، پیشامد، بازی و همبستگی، ترجمة پیام یزدانجو، تهران: نشر مرکز.
- Philosophy and the Mirror of Naturer. Princeton University press, 1979.
- Richard Rorty Consequences of Pragmatism. University of Minnesota press, 1989.
- David L Hall, Richard Rorty: Prophet and Poet of the New Pragmatism. New York: State University of New York press, 1994.
- The Stanford Encyclopedia of Philosophy.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست