یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ / Sunday, 17 February, 2019

شعر با نظریه سروده نمی‌شود


شعر با نظریه سروده نمی‌شود
بیشتر شاعران و به‌ویژه آنها که کمی باسابقه ترند «کریم رجب‌زاده» را می‌شناسند. در هر جلسه شعری و در هر کجا که برگزار شود، اگر نام او را ببرید، چند نفری سلام می‌رسانند! اهل لاهیجان است و شاعری است صمیمی و به دور از هیاهوی متداول که سال‌هاست به تدریس شعر به نسل جوان پرداخته است. دلسوز شعر است و این را همه کسانی که در جلسات شعر او در سال‌های گذشته حضور یافته‌اند، دیده‌اند و به‌خاطر دارند. «از شرق خون»، «آوازخوانی بی‌زبان»، «گزیده ادبیات معاصر»، «قرارمان پای همین شعر» و «راز غریب ارغوان» حاصل کار شاعری آقای رجب‌زاده است. «اردیبهشت و این همه برف» مجموعه تازه‌ای از ایشان است که آماده انتشار است و همین بهانه‌ای شد تا با ایشان به گفت‌وگو بپردازیم.
▪ آقای رجب‌زاده،شنیدیم که به زودی قرار است مجموعه‌ای از اشعار شما چاپ و منتشر شود اگر ممکن است، در مورد چند و چون آن توضیحاتی ارائه نمایید.
ـ پس از چند سال شعر چاپ نکردن تصمیم گرفتم به هر حال مجموعه‌ای چاپ کنم. یکی از مجموعه‌هایی که قرار است چاپ شود که کارهایش هم انجام شده و احتمالاً تا یک ماه آینده بیرون می‌آید، مجموعه شعری است با نام «اردیبهشت و این همه برف»
▪ بعد از چند سال است که دارید مجموعه چاپ می‌کنید؟
ـ بعد از سال ۸۲ دیگر کتابی چاپ نکردم.
▪ یعنی بعد از «قرارمان پای همین شعر»؟
ـ خیر! بعد از آن مجموعه کوچکی درآمد با نام «راز غریب ارغوان» که متاسفانه الان دیگر موجود نیست. اما مجموعه «اردیبهشت و این همه برف» می‌توان گفت دربرگیرنده شعرهای بعد از انقلاب است که گزینه‌ای شده از دو مجموعه و بقیه هم شعرهایی است که جایی چاپ نشده‌اند و براساس همان علاقه‌ای که من به غزل دارم، بخشی از آن کتاب غزل است و بخش دیگرش هم شعرهای سپید.
▪ به نوعی می‌توان گفت این کتاب، حاصل دو دهه و نیم از زندگی شماست که در آنها جریان‌های شعری مختلفی اتفاق افتاده. به‌نظر ما با توجه به اینکه شما چارچوبی برای کتاب‌هایتان انتخاب می‌کنید که معمولاً هم اشعار کلاسیک مانند غزل را دربرمی‌گیرد و هم نیمایی و هم سپید و در هر سه نیز به‌نظر موفق هستید ـ اما احساس می‌کنیم به نوعی به دور از پیشنهادهایی که در این دهه‌ها شده همچون تصویرگرایی، شعر حجم، شعر تجربه‌گرا یا شعر زبان و... به‌گونه‌ای مستقل،سرودن شعرتان را دنبال می‌کنید. یعنی در همان چارچوبی که متعلق به خودتان است این قضیه می‌تواند به نوعی شبهه‌برانگیز باشد که شاعری در حیطه فعالیتش یعنی همان شعر، واکنش خاصی نشان ندهد خود شما چه نظری در این‌باره دارید؟
ـ همان‌طور که اشاره کردید این مجموعه در واقع حاصل بیشتر از دو دهه کار شاعری من است. بعد از انقلاب اتفاق‌های متعددی در شعر افتاد. یعنی پس از یک وقفه و سردرگمی‌ای که در همان سال‌ها اتفاق افتاد. ما از دهه ۶۰ شاهد پیشنهادهایی به شعر بوده‌ایم، همین‌طور دهه ۷۰ انواع و اقسام نظریه‌ها مطرح شدند می‌توان گفت من به‌گونه‌ای بر تمام این نظریه‌ها اشراف داشته‌ام و آنها را مطالعه کرده‌ام.
دست‌کم نسبت به آنها بی‌تفاوت نبوده‌ام.
اما اگر من آن نظریه‌ها را در شعر خودم اعمال نکرده‌ام به این معنی نیست که آنها را نپذیرفته‌ام. یا فرض کنید اگر نپذیرفته‌ام آن نظریه‌ها چیزهای خوبی نیستند. هرکدام از این نظریه‌ها چیزهایی داشتند که گاه مفید بودند اما نوع اجرای آنها به‌نظر من به نوعی با اشکال مواجه می‌شد. ضمن اینکه من فکر می‌کنم اگر به آن نظریه‌ها دل نبستم، یا شعرم را براساس آن نظریه‌ها ننوشتم باورم این است که شعر اصولاً براساس نظریه نوشته نمی‌شود به‌نظر من این شعر است که نوشته می‌شود و نظریه‌ها بعدها براساس آن شکل می‌گیرند یا نوشته می‌شوند.
این را داشته باشیم... اما من در عین حال که زبان و استقلال شعر خودم را حفظ کرده‌ام سعی می‌کنم که شعرم را به روز و هم عصر خودش نگاه دارم حتی معتقدم که این نگاه را در غزل هم باید حفظ کرد و شعر را به روز کرد.
به‌نظر خودم شعرهایی در همین مجموعه هست که از جریان‌های امروز شعر نیز چندان غافل نیست.
اما دلیل دیگری هم هست. برای نمونه اخیراً در یکی از مجله‌ها شعری از آقای باباچاهی خواندم و آن‌طور که پیدا بود، ایشان کاملا از آن نظریه‌های خودش برگشته و دوست دارم که آن نسخه از «بابا» را بخوانید و ببینید که آقای باباچاهی چقدر از آن نظراتی که در «عقل عذابم می‌دهد» یا «منزل‌های دریا بی‌نشان است» داشته دور شده است. به‌نظر می‌رسد که این شاعران به‌نوعی از این جریان‌ها سرخورده شدند. این نظریه‌ها، در اروپا هم به این شکل مطرح نشده‌اند. یک شاعر فرانسوی هست که متاسفانه اسمش را فراموش کرده‌ام اما از شاعران معاصر فرانسه است که شعری از او چاپ شده بود و سطری از آن چنین است؛
«مملکت تو زیبا بود / کلاغان همه‌اش را خوردند»
خب این شعر، آن هم از شاعری که در مهد پست‌مدرن دارد زندگی می‌کند قابل هضم و قابل فهم و بررسی است یا شعرهایی از شاعران مدرن آلمان نیز به همین ترتیب. نمی‌دانم!... به‌نظر من شاید ما دچار کج‌فهمی‌هایی شده‌ایم.
شاید اگر ما آن نظریه‌ها را با خودمان درونی می‌کردیم، یعنی دلباخته صرف نمی‌شدیم و شتاب‌زده با این نظریه‌ها برخورد نمی‌کردیم، موفقیت چشمگیرتری را به‌دنبال داشتیم.
در این رابطه براهنی نیز در «خطاب به پروانه‌ها» نظری دارد که به عقیده من، گفته پرمسمایی راجع به این قضیه است. او معتقد است که نیما برای خود نظریه‌ای دارد، شاملو نیز به همین ترتیب و رویایی و نیز دیگران اما به عقیده او، جاهایی این شاعران موفق شده‌اند شعر بهتری بگویند که در تقابل با نظریه‌های خودشان عمل کرده‌اند. پس ما هم با شما موافقیم که الزاما نباید از همه نظریه‌ها چشم و گوش بسته پیروی کرد. بنابراین می‌توان گفت وقتی نظریه‌ای صادر می‌شود، می‌توان براساس آن یا حتی ضد آنها شعر را نقد و بررسی کرد.
به هر صورت نظریه‌ها مفیدند. گاهی از دل همین نظریه‌ها چیزهای خوبی بیرون می‌آید. خود آقای براهنی نیز به نظر من پیشنهادهای خوبی کرده و اجراهایی که خود وی ارائه داده، اجراهای خوبی از کار درآمده‌اند و شعرهای خوبی در این مجموعه وجود دارد که نمی‌توانیم منکر آنها باشیم اما به‌نظر می‌آید که خود آقای براهنی به یک شوریدگی رسیده است. آن شوریدگی سبب می‌شود که آن نظریه‌ها در شعرش ـ با اجرایی هم که شده ـ فراموش شوند اما با این حال دقیقا آن نظریه در شعر تابیده شده است یا درباره آقای رویایی می‌بینم که از دهه ۴۰ و هنوز درباره «حجم» حرف می‌زند اما به گمان من، آقای رویایی هنوز نتوانسته نظریه خودش را جا بیندازد. به‌نظر من یک جای کار می‌لنگد. البته گفته من به این معنی نیست که خودش آن تئوری‌ها را اجرا نکرده است.
▪ نتوانسته است به عامه بقبولاند...
ـ بله، به عامه نتوانسته بقبولاند. ببینید... نیما طیف وسیعی از شاعران را به‌دنبال خودش کشید. علی‌رغم همه مخالفت‌ها. نمی‌دانم... شاید بتوان گفت به‌دلیل حقانیتی که داشت... چه‌بسا اگر نیما کمی جوان‌تر می‌بود، به پختگی بیشتری در شعرهایش می‌رسید.
نامه‌های نیما، مانیفست نیما درباره شعر هستند. نظرات بسیار خوبی هستند و می‌بینیم که طیف گسترده‌ای از شاعران به پیروی از او مدت‌ها شعر نیمایی نوشتند اما می‌خواهیم ببینیم چند نفر پیدا می‌کنیم در ایران که شعر حجم می‌نویسند؟ یا چه تعداد از شاعران ما شعر به سبک «موج نو» می‌نویسند؟ به‌جز خود آقای رویایی و احمدرضا احمدی که اصرار می‌کنند شعر حجم یا موج نوی‌شان را بنویسند.
البته نمی‌خواهم بگویم که حقانیتی در کار نیست، آنها بسیار آدم‌های باسوادی هستند اما می‌بینم در عین حال که خود آنها شعرهای خوبی براساس نظریه‌هایشان می‌نویسند، این نظریه‌ها گسترده نمی‌شوند و پیروانی پیدا نمی‌کنند.
▪ یعنی شعر حجم در حد همان آقای رویایی و موج نو در حد خود آقای احمدی می‌ماند.
ـ حتی در مورد شعر موج‌نو نمی‌بینیم که آقای احمدی در جایی توضیحی درباره آن بدهد و آن را بشکافد، بلکه دیگران هستند که این عنوان را به آن می‌دهند چرا که پس از مجموعه، فکر کنم «دیوار شیشه‌ای ... از آقای احمدی است که فریدون رهنما با برداشتی که از سینمای موج‌نو فرانسه داشته‌اند و از این سو در برخورد با جوانی که دارای افکاری متفاوت با روزگار خود در ایران داشته، این نام را روی این نوع شعر گذاشته است اما همان‌طور که گفتم، خود احمدی توضیح چندانی در این باره نداده‌اند، جز اینکه شاعری، شعر ایشان را بخواند و ویژگی‌هایی را از دل آن بیرون بکشد که همگی منجر به شکل‌گیری «سبک» شده‌اند و بخواهد براساس آن شعر موج‌نو بنویسد که آنها هم دو، سه نفری بیشتر نبوده‌اند. یا در مورد شعر حجم علاوه بر خود رویایی چند نفری ازجمله اسلام‌پور و چگینی بیشتر نبوده‌اند که آنها هم در شعر حجم نماندند. پس باید گفت که یک جای کار این نظریه مشکل دارد.
▪ اشاره خوبی کردید آقای رجب‌زاده. اما می‌توانیم بپرسیم چرا و چه مشکلی؟
ـ ببینید ... همان‌طور که خودتان نیز پیش‌تر اشاره کردید، شاعران در دوره‌ای دچار سردرگمی شدند و این کاملاً ملموس است. آیا می‌توان گفت که این مسأله نشأت‌گرفته از همان بحرانی است که سال‌ها پیش از آن با عنوان «فقدان رهبری ادبی» یاد شده؟ با توجه به اینکه آن بحران همچنان به قوت خود باقی است و امروزه حتی از حضور بسیاری از شاعران هم بی‌بهره‌ایم.
ببینید! شما جریان‌هایی که در طول سده‌های مختلفی در اروپا پیش آمده را مرور کنید. مثلاً «رمانتیک» می‌آید و دوره‌ای می‌شود که با آن سبک و سیاق اثر تولید می‌شود، یعنی در همان زمانی که رمانتیک جان می‌گیرد، بلافاصله «رئالیسم» نمی‌آید، بلکه یک دوره تاریخی را پشت‌سر می‌گذارد.
یا مثلاً مدرنیته که می‌آید، یک دوره نسبتاً طولانی را پشت‌سر می‌گذارد که نهایتاً پست‌مدرن جای آن را می‌گیرد، یا شاید به یک اشباع‌شدگی می‌رسد اما ما اینجا این ثبات را نداریم. نظریه پشت نظریه متفاوت است که همین باعث سردرگمی می‌شود. مثلاً در دوره‌ای که هنوز نیما خودش را جا نینداخته، شاملو سرمی‌رسد و می‌خواهد سپید بنویسد که این به نوعی جامعه شعرخوان را دچار مشکل کرد. البته این فاصله زمانی بسیار کم است که مشکل ایجاد کرد.
یا همزمان با نیما، آقای هوشنگ ایرانی سر می‌رسد و عقیده دارد که نیما شاعر نیست! همزمان با همین‌ها ما با حجم طرفیم، با موج نو طرفیم و ... این است که هنگامی که هنوز یک پروسه طی نشده، نظریه دیگری می‌رسد و ما هی در نظریه‌ها دست و پا می‌زنیم. من معتقدم شاعر باید ضمن اشراف بر نظریه‌های دیگران خودش بتواند به یک استقلال دست پیدا کند.
▪ اصولاً قرار نیست که همه شعر موج نو یا حجم یا هر شعر دیگری بنویسند و یک رهبر ادبی هم وجود داشته باشد. اگر قرار است شعر ما به یک سر و سامانی برسد، در وهله اول باید یک خانه تکانی در ذهن‌مان داشته باشیم. ببینیم به کجا می‌خواهیم برسیم؟ آیا هدفمان شعر نوشتن است؟ آیا این باید تداوم پیدا کند؟با توجه به اینکه شما در ادبیات کلاسیک هم تحقیق و مطالعه می‌کنید، به‌نظر شما در دوره‌های گذشته نیز مانند امروز پیش می‌آمده که شاعران با بحرانی مشابه همان چیزی که ما با آن روبه‌روییم درگیر باشند؟ اصلا روند نقد به چه شکل بوده است؟
ـ به نظر من این اتفاق‌ها در گذشته نیز وجود داشته‌اند.در تذکره‌هایی مثل تذکره آذر بیگدلی می‌بینیم که آنجا مثلا برخورد خوبی با «صائب» نمی‌کند. چون نگاه او با نگاه صائب متفاوت است، او را نمی‌پذیرد. به نظر من این نگاه، نوعی نگاه منتقدانه است... بله... در قرن ۱۲، همان‌طور که در کتاب «شاعری در هجوم منتقدان» (نقد ادبی در سبک هندی) که نوشته دکتر شفیعی کدکنی است می‌بینیم، وقتی «حزین» از ایران به هندوستان می‌رود با اقبال عمومی مردم و شاعران آنجا روبه‌رو می‌شود و بیشتر مورد پذیرش قرار می‌گیرد. اما خود حزین به نوعی به شاعران فخر می‌فروشد و همین دشمنی پاره‌ای از شاعران (که در اینجا با عنوان منتقد آمده‌اند) را بر می‌انگیزد که با او از در مخاصمه وارد می‌شوند و شعرش را به نقد می‌کشند.
یکی از آنها «خان آرزو» است که بیت به بیت، اشکال‌های حزین را یادآوری کرده و جالب این است که آن آدم در تمام نقدش کاملا بدبینانه به شعر حزین نگاه کرده است. یعنی منتقدی که یک نکته کوچک مثبت درباره شعر حزین نمی‌نویسد از طرفی، شخص دیگری به نام «صهبایی» می‌آید و نظریه نقد آن آقا را نقد می‌کند و جالب این است که نقد دوم کاملا موشکافانه و دقیق است. بعد از اینها، منتقد دیگری می‌آید و بین دو نقد داوری می‌کند که البته داوری‌اش منصفانه نیست. نهایتا در پایان این کتاب شخصی به نام «آزاد بلگرامی» به دفاع از «صهبایی» می‌پردازد و «آرزو» را نقد می‌کند. اینها از جمله اتفاق‌هایی است که در حوزه نقد در قرن ۱۲ می‌افتد.
▪ قبل از سبک‌ هندی چطور؟ یکی از مواردی که ما در نظریه‌پردازی داریم، تئوریسین بزرگی است به نام عبدالقاهر جرجانی که نظریه‌های بدیعی در علم معانی و بیان و همین‌طور تصویرپردازی و صور خیال در متن ادبی و شعر دارد. به طوری که جرجانی با آوردن واژه «ساخت» ـ که امروزه از سوی ساختارگرایان اروپایی مطرح شده ـ و اشاره به چگونگی شکل‌گیری ساختمان شعر و کیفیت تصویرها و... پیشنهادهای کاملا بدیع و نویی به شعر می‌دهد. به نظر شما آیا شاعران ما چنین آثاری را مدنظر قرار می‌داده‌اند؟ یا براساس آنها شعر می‌نوشتند؟
ـ البته در این زمینه باید به تذکره‌ها مراجعه کرد. چیزی حدود ۲۰۰ تذکره هم موجود است که احتمالا می‌توان در آنها این قضیه را به صورت دقیق بررسی کرد، اما نکته‌ای که به نظر من قابل بیان است و من برای مثال گریزی به آن می‌زنم بحثی درباره شاعری حافظ است خیلی‌ها معتقدند که حافظ بسیاری از مفاهیم و حتی جمله‌ها را از شعر دیگران گرفته است.
اما به نظر من این هوشمندی شاعر را در زمان خودش می‌رساند و توجه‌اش را به برخی از نظریه‌ها. شخصی به نام «خلیل بن احمد فرادهی» واضع علم عروض عرب می‌گوید: اگر شخصی شعری نوشت و نفر دومی شعر را بهتر از آن شخص اول نوشت، شعر متعلق به نفر دوم است. یعنی اجازه تصاحب شعر را با توجه به بازسازی آن به شکلی بهتر را مجاز می‌داند و این گونه است که حافظ مثلا این سطر از خاقانی که می‌گوید: «عاقبت منزل ما وادی گورستان است» را بدین شکل استفاده می‌کند که:«عاقبت منزل ما وادی خاموشان است» چرا که «خاموشان» مثل «گورستان» توی ذوق نمی‌زند و لطیف‌تر است. بنابراین می‌توانیم بگوییم شاعران بزرگ ما حتما به مسائل ما قبل خودشان توجه داشته‌اند.
▪ آقای رجب‌زاده! از همه اینها که بگذریم، آیا مجموعه دیگری هم جز «اردیبهشت و این هم برف» آماده انتشار دارید؟
ـ البته اثر دیگری از شعرهای بعد از انقلاب آماده کرده‌ام به نام «صف عاشقان تمامی ندارد» که به نوعی در برگیرنده شعرهایی از من است که متاثر از رویدادها و جریان‌های آن روزها از جمله جنگ است.علاوه بر این مجموعه‌ها، گزیده‌ای از «بیدل» به صورت بیت بیت آماده کرده‌ام که مراحل پایانی آن را انجام می‌دهم.

مهدی فرسنگی/ حسین بهشتی

منبع : روزنامه تهران امروز

مطالب مرتبط

فریدون،شاعر <رها>یا نویسنده <التفاصیل>؟

فریدون،شاعر <رها>یا نویسنده <التفاصیل>؟
فریدون توللی، شاعر بلندآوازه فارسی، به سال ۱۲۹۸ هجری شمسی قدم به عرصه هستی نهاد؛ وی اگرچه در ۹ خرداد ۱۳۶۴ شمسی درگذشت، ‌یادش و آثارش تا جاودان در دل کاخ بلند نظم و نثر پارسی باقی خواهد ماند. وی تحصیلا‌ت ابتدایی و متوسطه خود را در دبستان <نمازی> و دبیرستان <سلطانی> شیراز به پایان رساند و پس از به پایان رساندن تحصیلا‌ت در رشته <باستان‌شناسی> دانشگاه تهران به شیراز بازگشت و در اداره فرهنگ آن زمان در بخش باستان‌شناسی به کار اشتغال یافت. به سال ۱۳۲۵ شمسی، به تهران رفت و در اداره کل باستان‌شناسی به کار خود ادامه داد و از سوی اداره کل، نظارت کاوش‌های علمی <شوش> را به‌عهده گرفت؛ خدمات، دقت و خبرگی او در کار باستان‌شناسی، همکاری‌اش با <گریشمن> فرانسوی در شوش و اکتشافات ارزنده او در این زمینه بسیار معروف است.
اقامت او در تهران تا سال ۱۳۲۸ به درازا کشید. در اواخر همین سال به شیراز منتقل شد و به کار اداری خود ادامه داد. به سال ۱۳۳۲، پس از کودتای ۲۸ مرداد، بار دیگر به تهران عزیمت کرد، اما این بار نه به دستور اداره و نه به دلخواه خود، بلکه از بیم جان و زیر فشار کارگزاران حکومت استبداد به تهران رفت و در حقیقت به تهران گریخت و مدت‌ها متواری زیست.
زندگی فریدون در کارهای اداری و زندگی خصوصی و خانوادگی خلا‌صه نمی‌شد. او انسانی تک‌ساحتی نبود. زندگی‌اش چهره‌های دیگر و ساحت‌های دیگری نیز داشت. نمایان‌ترین و برجسته‌ترین ساحت‌های زندگی‌اش ابعاد سیاسی و هنری آن بود. <فریدون> از آغاز جوانی در این دو زمینه، مجدانه به کار پرداخت. او از سویی مرد سیاست بود و از دیگر سو قهرمان شعر و نویسندگی. نخستین مقاله طنزآمیز فریدون که عنوان <التفاصیل> یافت، از بارزترین و عالی‌ترین نمونه‌های طنز فارسی است. این مقالا‌ت طنزآمیز در روزنامه <فروردین> که پس از ماجراهای شهریور ۱۳۲۰ به صاحب‌امتیازی شادروان عبدالله عفیفی و سردبیری جعفر ابطحی منتشر می‌شد، انتشار یافت. در حقیقت <التفاصیل> فریدون طنز عمیق و پرمایه‌ای است که آیینه تمام‌نمای مسائل سیاسی - اجتماعی سال‌های پرفراز و نشیب جوانی این هنرمند بزرگ است. برای نمونه هر قطعه‌ای از این طنزها تحت تاثیر واقعه سیاسی - اجتماعی خاص پدید آمده است. مثلا‌ <اسکناس> تصمیم بی‌رویه دولت را در انتشار اسکناس به‌طنز می‌کشد.
در اواخر ۱۳۲۵ قطعه <ذیمقراط> را در اعتراض به حزب دموکرات <قوام‌السلطنه> در جرائد کثیرالا‌نتشار زمان منتشر ساخت که بیش از پیش به شهرت و اعتبار خود نیز افزود. در سال ۱۳۲۶، توللی بنا به دلا‌یلی همراه جمعی از بزرگان ادب و سیاست از جمله خلیل ملکی، جلا‌ل ‌آل‌احمد، انور خامه‌ای و رسول پرویزی از حزب جدا شد. در نتیجه جبهه تازه‌ای برای مبارزات فریدون ایجاد شد و در قطعه <گلبانگ> حزب را به زیر تیر باران طنز خود گرفت. به‌قول دکتر مهدی پرهام، فریدون علیه سه جبهه شاه و دربار، دولت وقت، قوام‌السلطنه و گردانندگان حزب به مبارزه برخاست.
توللی سال‌های بعد نیز از پا ننشست و مقالا‌ت خود را در <صدای شیراز> منتشر ساخت و از ملی‌شدن صنعت نفت حمایت‌ها کرد. بارها جانش به‌خطر افتاد اما اندیشه مبارزه را از سر به در نکرد تا اینکه همان‌گونه که گفته شد، بعد از کودتا به تهران گریخت و حامیان رژیم مغول‌وار به خانه‌اش درآمدند و هر چه توانستند بردند، سوزاندند و رفتند.
توللی تا سال ۱۳۳۸ در تهران ماندگار شد. سپس بار دیگر به شیراز بازآمد و تا سال ۱۳۴۴ سمت مدیریت کل باستان‌شناسی فارس را به‌عهده گرفت و در همین سال به‌عنوان مشاور در دانشگاه شیراز به‌کار مشغول شد. از عوارض کودتا یکی هم آن بود که شماری از روشنفکران به انزوا گراییدند و دست از مبارزات سیاسی و علنی خود شستند. از آن میان فریدون نیز به‌همین سرنوشت دچار شد؛ یاس و ناامیدی فراگیر او را هم منزوی ساخت. از بیرون به درون گرایید و از جامعه به خانه درغلتید و اگر سخنی هم داشت، طرح علنی آن برایش امکان نداشت. دلزدگی و یاس، او را در مسائل خصوصی و فردی غرق ساخت و گروهی بر نقاط ضعف این سال‌های فریدون انگشت نهاده‌اند و سال‌های پرتلا‌ش او را به کلی از یاد برده‌اند.
محمد بهمن‌بیگی یکی از دوستان فریدون می‌گوید: <به‌عنوان یک دوست، به‌عنوان یک رفیق، به‌‌عنوان یک همکلا‌سی، او را بزرگ می‌دانم. بزرگ هم هست و چیزی اگر خیلی کم در جهت مغایر با عقاید قبلی خودش گفته باشد، من به دل نمی‌گیرم. به فریدون نمی‌توان به این دلیل تاخت. باید توجه داشته باشیم که انسان موجود ناتوان و مفلوکی است. همیشه نمی‌تواند مقاوم باشد. هیچکدام از ما مصون از این معایب نیستیم و حق نداریم به دیگران بتازیم؛ به‌خصوص اگر کسی در چنان حالا‌تی قرار گیرد. آری فریدون با دیگران فرق داشت. شجاع بود، متکبر بود، زیر بار نمی‌رفت، از حادثه نمی‌هراسید و همان بود و شد که دیدیم و شناختیم.>
فریدون از کودکی به کار شعر می‌پردازد و بنا به گفته خود او پس از مطالعات شایان توجه تا ۱۹ سالگی به شیوه قدما شعر می‌سراید و از آن پس، از تقلید و تکرار بیزاری می‌جوید و با آنکه به <افسانه> نیما و برخی از قطعات آن شاعر شهیر توجه می‌کند، راهی جز راه نیما در پیش می‌گیرد و ذوق شیرازی سرشت او آن شیوه تازه را نمی‌پسندد.
فریدون در سال ۱۳۲۹ اولین مجموعه شعر خود <رها> را منتشر می‌سازد. در این مجموعه توللی معروف‌ترین و شاید زیباترین تغزل خود را به سبک جدید خویش، به‌نام <مریم> در سن ۲۵ سالگی می‌سراید که با استقبال کم‌نظیر در <سخن> منتشر می‌شود:
در نیمه‌های شامگهان، آن زمان که ماه ‌
زرد و شکسته می‌دمد از طرف خاوران
استاده در سیاهی شب، مریم سپید
آرام و سرگردان
از قطعه <مریم>
دکتر شفیعی کدکنی مقدمه <رها>ی توللی را مانیفست شاعران رمانتیک می‌داند و بعد از توضیحاتی می‌افزاید که <جز نیما و چند تن دیگر، اکثریت قریب به اتفاق شعرا تحت تاثیر آن قرار گرفته‌اند.> و بدین‌سان نبض شعر آن زمان در <رها> تپیدن گرفت. به قول استاد خانلری، <در این زمان شاعر کم‌کم راه خود را یافته و به شیوه خاصی از بیان عواطف عاشقانه رسیده بود که حاصل کارش را از آثار دیگران متمایز می‌کرد.> توللی در مقدمه <رها> از تکرار مضامین و ترکیب‌های قدما به‌کلی بیزاری می‌جوید و بر آن است که آن بزرگان، در زمان خود مبتکر و نوآور بودند. بزرگانی همچون حافظ، سعدی، مولوی و نظامی نوابغی بوده‌اند که به اعتراف کهنه‌سرایان، کسی به قلمرو شیوه کار آنان دست نیافته است. به‌نظر توللی، تکرار افکار و صور خیال و الفاظ آنان، پرنده خوشخوان سخن را به بند می‌کشد. مقید شدن به صنایع بدیعی نیز شاعر را از تفکر آزاد بازمی‌دارد.
اگر بزرگان پیشین با نبوغ خود این آرایه‌ها را بر چهره زیبای شعر خود می‌نشاندند، در نهایت مهارت و استادی از عهده برمی‌آمدند، اما اکنون تقلیدها، تقلیدهایی ناقص و بی‌اندام است و با این آرایه‌ها کاری از پیش نمی‌رود. بنابراین استقبال شاعران در انجمن‌های ادبی به پیروی از قدما و آویختن به اوزان و قافیه آنان نیز کارگشا نتواند بود. شاعران مقلد به‌گونه‌ای شعر می‌سرایند که گویی در قرون گذشته به سر می‌برند. آنان نه تنها مسائل زمان خود را بازنمی‌‌گویند، حتی به مکان و جغرافیای خویش نیز بی‌توجهند. شاعران کناره‌های خلیج‌فارس و سواحل شمال بر اثر پیروی از قدما، بهار را یکسان در شعر به تصویر می‌کشند. خیل مقلدان هرگونه تغییر و تحولی را خطا می‌شمارند، اما نظریه‌توللی که با نظریه قدما در مقدمه <رها> به تفصیل آمده و عقاید آنان را مردود دانسته، تازگی‌های قابل‌توجهی دارد که مجملی از آن را در اینجا می‌آوریم.
۱) هماهنگی دقیق اوزان و حالا‌ت ‌
۲) تازگی مضامین و تشبیهات و استعارات
۳) مقید نبودن گوینده به کاربرد صنایع بدیعی
۴) پرهیز از آوردن سکته در اشعار
۵) پرهیز از آوردن قوافی و ردیف‌های دشوار
۶) ایجاد ترکیبات تازه و خوش‌آهنگ و استفاده از لغات تازه‌ای که به دست فراموشی سپرده شده است.
۷) شناسایی و انتخاب بهترین کلمات
۸) خودداری از پوشال‌گذاری در بحور
۹) توصیف دقیق حالا‌ت و مشاهدات
فریدون در <رها> خواهان تحول در شعر فارسی است. درباره کوتاهی و بلندی مصراع‌ها بر آن است که چنین کاری با توجه به قالب <مستزاد> دارای سابقه دیرینه است، اما این کوتاه و بلندی‌ها باید ظریف، زیبا و دقیق در قالب شعر بگنجد و آزاد بودن شاعر در انتخاب موقعیت قافیه را در خدمت درون‌مایه و محتوای شعر می‌داند. به شاعران معاصر و پیروان نیما این انتقاد را وارد می‌داند که آنان اندیشه‌های زیبا و بلند را در الفاظ نازیبا بیان می‌کنند؛ به علا‌وه آنان را به عدم رعایت قواعد دستور زبان فارسی منسوب می‌داند. بنابراین نوآوری‌های فریدون در <رها> شایان توجه فراوانی است که متاسفانه مخالفان شعر فریدون، متعصبانه یا به دلیل ناموجه دیگری آن همه را نادیده انگاشته‌اند.
درخشش و موفقیت <رها> به عللی چند وابسته است که مهم ترین آنها عبارتند از:
۱) وجود موسیقی لطیف و غنی در اشعار مجموعه <رها.>
۲) زبان توللی در مجموعه <رها> فصیح و بلیغ است
۳) قدرت تخیل شاعر تصاویری می‌آفریند که زیبا و تازه است: <جغد می‌خواند و کابوس شب از وحشت خویش/ چشم‌ها دوخته بر شعله شمعی بی‌نور/ باد می‌غرد و می‌آورد آهسته به گوش/ ناله جانوری گرسنه از جنگل دور.>
۴) وجود قالب‌های نور در مجموعه <رها> از ویژگی‌های برجسته آن است. در <رها> گاهی از قوالب کهن هم استفاده شده است. موفق‌ترین کار فریدون در این قلمرو تضمین‌های اوست. <کارون> که تضمینی از دوبیتی‌های باباطاهر است، مشهورتر از آن است که نیاز به آوردن ابیاتی از آن باشد، اما <ناپایدار> که ناشناخته‌تر از <کارون> است، تضمین زیبایی است که در نوع خود بی‌همانند است. این شعر چنان با سخنان بزرگان شعر و ادب (حافظ و سعدی) در هم تنیده است که گویی شاعر، شعر آن بزرگان را تضمین نکرده، بلکه خود تمام شعر را سروده است:
می‌خواند و سایه‌های گریزنده خیال
می‌تاخت در فروغ نگاهش به روشنی
<گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من>
<مهر از دلم چگونه می‌توانی که برکنی>
۵) در این مجموعه شعرها بر تجربه شخصی شاعر استوار است، به‌طوری که برخی از ویژگی‌های شخصیت شاعر را با تکیه بر آن شعرها می‌توان تمیز داد. مثلا‌ در شعر <گنهکار> علا‌قه شاعر به موسیقی و آشنایی با ساز کاملا‌ آشکار است:
دل من چنگ افسون است و هر عشق
در آن بنهاده از خود یادگاری
ز هر مهری در او افسرده یادی
ز هر مویی بر او پیچیده تاری
‌ درون‌مایه‌های <رها> را به دو بخش عمده می‌توان تقسیم کرد: الف- اشعاری که درون‌مایه آنها را اندوه، ناامیدی، ناکامی و بیزاری از زندگی و نظایر آن پدید می‌آورد. در اینگونه اشعار، بوی شکست و رنگ سیاه بدبینی، فضای اشعار را تیره می‌سازد. از ژرفای اینگونه اشعار رسا و شورانگیز، فریادهای دردناک انسانی به گوش می‌رسد که تا اعماق جان و روح و مغز استخوان رسوخ می‌کند. این اشعار با برخی از آثار هدایت و اندیشه‌های تلخ او همسایگی تنگاتنگی دارد، حتی کلماتی از قبیل مرگ، تابوت، استخوان، گور، جغد، ویرانه، شوم، کابوس و ... کلماتی هستند که در بخشی از آثار هدایت و اشعار فریدون منتشر شده و تاثیر یکسانی را در خواننده به‌وجود می‌آورند. می‌گویند ضمن ملا‌قاتی که میان فریدون و صادق هدایت پیش می‌آید، فریدون دو شعر <باستان‌شناس> و <دخمه راز> را برای هدایت می‌خواند و هدایت شیوه کار <فریدون> را می‌پسندد و می‌گوید: <شیوه کار شاعران معاصر باید اینسان باشد.>
در ژرفنای خاک سیه، باستان‌شناس ‌
در جست‌وجوی مشعل تاریک مردگان
در آرزوی اخگر گرمی به گور سرد
خاکستر قرون کهن را دهد به باد
از قطعه <باستان‌شناس>
▪ اشعاری که درون‌مایه‌آن بر شادی و نشاط و شور زندگی نهاد شده است. ‌
▪ طبیعت‌گرایی از درون‌مایه‌‌های نمایان مجموعه <رها> است. وصف طبیعت در <رها> چشمگیر و خیال‌انگیز است. دور آنجا که مرغ خسته شب/ دم فرو می‌کشد ز ناله و سوز/ دور آنجا که بوسه‌های‌سحر/ می‌خورد بر جبین روشن روز/ اندر آنجا، در آن شکفته دیار/ در جهان فروغ و زیبایی/ با خیال تو می‌زنم پروبال/ از میان سکوت و تنهایی.
از قطعه <دور>
۱۲ سال پس از <رها> و در ادامه <رها>، <نافه> به چاپ می‌رسد. فرم و مضمون در قلمروی <رها> ادامه می‌یابد؛ برخی از اشعار <رها> عاشقانه‌اش در مقام مقایسه با اینگونه اشعار بچگانه و سطحی می‌نماید، اما در کمال زیبایی و مهارت سروده شده است. مضمون برخی اشعار عاشقانه بی‌نهایت خصوصی است و تنها امتیاز آن صراحت و صمیمیت شاعر است که خود را در هاله‌ای از تقدس نمی‌پوشاند و ریا نمی‌ورزد، اما در اشعار غیرعاشقانه مجموعه <نافه>، ناامیدی، شکست و بوی مرگ آنچنان جاری است که آن را <کتاب مرگ> نامیده‌اند. برای مثال در <کاخ گمان> تنها و تنها مرگ است و باقی هرچه هست دیواره‌های دروازه‌نمایی بیش نیست و در غزل <فریب>، نیز از دیدگاه فریدون، <امید زوال> رشته استوار و عروه‌الوثقی شاعر است:
... مگر به زلف تو آویزم ای <امید زوال>
که رشته‌های دگر استوار باید و نیست
از قطعه <فریب>
توللی در آخرین دفترهای شعرش <پویه> ۱۳۴۵۵) و <شگرف> ۱۳۵۳۳) قالب‌های نو را به کناری می‌نهد و به قالب‌های کهن می‌گراید و اشعارش از مضامین اجتماعی تهی می‌شود و در بسیاری از اشعارش به عوالم صرف عاشقانه و محدود می‌گراید. هرچند در این اشعار ترکیب‌های زیبا و عبارات رسا کم نیستند، مضامین سطحی آنها شایسته شاعر بلندآوازه‌ای چون او نیست

وبگردی
زیر و روی "اصلاح ساختاری"
زیر و روی "اصلاح ساختاری" - احتمال بعدی این است که شاید هدف این است که نظام ریاست جمهوری کنار برود و مجددا جایگاه نخست وزیری احیا شود. در این حالت نخست وزیر هم به طبع توسط مجلس انتخاب می‌شود و شک نکنید حتی اگر الان با توجه به ترکیب مجلس دهم قرار بود نخست وزیر انتخاب شود، فردی مانند سعید جلیلی انتخاب می‌شد.
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم !
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم ! - همزمان با رونمایی از پوستر و تیزر جدیدترین برنامه احسان علیخانی، روز و ساعت پخش اولین قسمت از «عصرجدید» اعلام شد.
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان !
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان ! - ارتفاعات تهران از جمله لواسانات یکی از این مناطق است که به گفته امام جمعه این شهر به شکل جدی و گسترده‌ای با این مشکل دست به گریبان است و ظاهراً کمیسیون ماده ۱۰۰ قانون شهرداری محلی برای دور زدن قانون از سوی برخی افراد شده است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران - حمید بعیدی‌نژاد سفیر ایران در انگلیس توییتی را منتشر ساخت که با واکنش‌های بسیاری روبه‌رو شد. وی مدعی شده که در فهرست کشورهایی که در حفظ ارزش پول ملی در برابر دلار با بیشترین مشکلات مواجه شدند ایران با وجود فشارها و تحریم اقتصادی، عملکرد بهتری از کشورهایی چون ترکیه، برزیل، روسیه، آفریقای جنوبی و سوئد داشته است.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید !
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید ! - ژاپنی صحبت کردن جواد خیابانی