چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا


گاز طبیعی سوخت برتر قرن ۲۱


گاز طبیعی سوخت برتر قرن ۲۱
امروزه در مناسبات بین المللی، اقتصاد نقشی برجسته تر از هر زمان دیگر یافته و انرژی به عنوان یكی از مهم ترین اركان اساسی چرخه اقتصادی، از جایگاهی ویژه برخوردار است. در همه اقتصادهای دنیا انرژی رکن اصلی توسعه ی پایدار تلقی می شود و با تولید ناخالص ملی ارتباط مستقیم دارد. به بیان دیگر، انرژی نیز همانند سرمایه و نیروی كار، یكی از عوامل تولید و از عوامل بنیادین رشد اقتصادی به شمار می رود؛ بنابر این دسترسی به منابع قابل اطمینان و وجود امنیت عرضه، یكی از مهم ترین عوامل رشد و توسعه اقتصاد در سرتاسر دنیاست.در این میان نفت و گاز از جمله مهم ترین كالاهای راهبردی در قرن حاضر و یك منبع مطمئن انرژی نسبت به سایر انرژی هاست كه در تحول جامعه صنعتی، نقش اساسی دارد و از نظر اقتصادی، تجاری و سیاسی همواره مورد توجه بوده است. بی گمان، این حامل های انرژی، اهمیت خود را در دهه های آتی همچنان حفظ خواهند كرد.با ایجاد نگرانی های فزاینده و احساس خطر نسبت به محیط زیست جهان، گاز طبیعی به عنوان سوخت برتر قرن ۲۱ مطرح است كه در صورت توسعه فناوری و ایجاد زمینه استفاده گسترده تر از آن در واحدهای تولید فرآورده های با ارزش و با كیفیت نفتی(GTL) و توسعه فناوری پیل های سوختی، اهمیت این سوخت پاك در قرن حاضر دو چندان خواهد شد.گاز طبیعی همواره به عنوان انرژی پاك و سازگار با ملاحظات زیست محیطی در سبد انرژی مصرفی بیشترکشورهای جهان شناخته شده است. جانشینی مناسب این حامل انرژی با بسیاری از حامل های انرژی مایع، به ویژه فرآورده های ناشی از تقطیر نفت خام نیز، یکی دیگر از ویژگی های مهم آن است كه سبب می شود كشورهای بیشتری آن را بپذیرند. سهم گاز طبیعی در سبد انرژی های اولیه مصرفی جهان در دهه ۱۹۹۰ با افزایشی به میزان نزدیك به ۵/۱ درصد از ۶/۲۲ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۲/۲۴ درصد در سال ۲۰۰۰ رسیده است و بر اساس پیش بینی ها سهم این حامل انرژی از سبد مصرف تا سال ۲۰۲۵ به ۹/۲۹ درصد خواهد رسید. وجود ذخایر عظیم گاز طبیعی در دو منطقه خاورمیانه و روسیه، عامل مهم و مؤثری در روند رو به افزایش سهم گاز در سبد مصرفی انرژی آنها به شمار می رود. نفوذ گاز طبیعی در سبد مصرف انرژی های اولیه منطقه آسیا پاسیفیک با وجود دارا بودن رشدی به میزان ۲ درصد در دهه اخیر، نسبت به ارزش این شاخص در سایر مناطق جهان، در پایین ترین میزان قرار گرفته است.با توجه به ویژگی های خاص انتقال گاز طبیعی، نزدیکی کشورها و مناطق مصرف به منابع گازی نقش مؤثری در شکل دهی الگوی مصرف و ترکیب سبد مصرفی انرژی هر منطقه خواهد داشت. گسترش فعالیت های اکتشافی و توسعه ای در راستای دست یابی به منابع جدید گاز طبیعی، عامل بسیار مهمی در روند افزایش ذخایر شناخته شده گاز طبیعی به شمار می رود و سرعت دست یابی کشورها و مناطق به ذخایر جدید گاز طبیعی در دهه های اخیر همواره بیشتر از نفت خام بوده است.منطقه خاورمیانه بزرگ ترین منطقه صاحب ذخیره گاز در جهان به شمار می رود. براساس آمار ژورنال نفت و گاز در ژانویه ۲۰۰۵، نزدیک به ۵/۴۱ درصد از کل ذخایر جهان به این منطقه اختصاص دارد. روسیه دومین منطقه دارنده ذخیره گاز در جهان است؛ به طوری که ۶/۲۷ درصد از ذخایر جهانی گاز به این کشور اختصاص دارد و ذخایر این کشور ۵۷/۴۷ تریلیون متر مکعب است. در این میان ذخایر ایران درآغاز سال ۲۰۰۵ نزدیک به ۶۲/۲۶ تریلیون متر مکعب یا ۵/۱۵ درصد ذخایر جهانی بوده است. با توجه به ویژگی های ذخیره ای نفت خام و گاز طبیعی کشورهای عضو اوپک و با توجه به این که این کشورها سهم زیادی از ذخایر گاز جهانی را دارا هستند؛ بنابراین این منطقه اقتصادی از نظر دارا بودن پتانسیل عرضه انرژی به سایرکشورهای جهان از اهمیت عمده ای در بلند مدت برخوردارخواهد بود.بررسی مقایسه ای ذخایر و تولید گازطبیعی در مناطق مختلف جهان نشان می دهد که منطقه خاورمیانه با وجود دارا بودن بیش از ۴۰ درصد از کل ذخایر جهان، تنها ۹ درصد ازکل تولید گاز جهان در سال ۲۰۰۳ را به خود اختصاص داده است. فعالیت های صادراتی اندک و ظرفیت اندک جذب گازهای تولیدی در داخل منطقه، عوامل مهمی در شکل دهی الگوی تولید گاز این منطقه به شمار می روند. در مقابل کلیه مناطق آمریکا و اروپا دارای سهم تولید بالاتر نسبت به سهم ذخیره گاز هستند. بررسی این شاخص در مناطق اقتصادی نیز نشان می دهد که کشورهای عضو اوپک با دارا بودن بیش از ۴۰ درصد از کل ذخایر گاز جهان تنها کمتر از ۲۰ درصد از کل تولید گاز جهان را به خود اختصاص داده اند و در مقابل کشورهای اروپای غربی با وجود دارا بودن ۳ درصد از ذخایر گاز جهان، دارای سهم تولیدی به میزان ۱۱ درصد از تولید گاز در جهان هستند و یا کشورهای آمریکای شمالی که تنها ۴ درصد از ذخایر جهانی گاز را در اختیار دارند، اما بیش از ۲۸ درصد ازتولید گاز جهانی در سال ۲۰۰۳ را در اختیار داشتند. با وجود سهم بالای تولید گاز این مناطق و با توجه به روند مصرف گاز آنها،کمبود گاز مورد نیاز این مناطق از طریق تولید مازاد بر مصرف سایر مناطق جهان تأمین می شود.تولید گاز طبیعی هر منطقه ضمن تأمین نیاز مصرفی درون منطقه، به تعهدهای صادراتی هر منطقه نیز پاسخ می دهد. بررسی ها نشان می دهند که سهم صادرات از تولید گاز طبیعی جهان در دهه اخیر همواره رو به افزایش بوده است؛ به طوری که از ۵/۱۳ درصد در سال ۱۹۸۸ به ۲۷ درصد در سال ۲۰۰۲ رسیده است. در سال ۲۰۰۲ منطقه آفریقا بیش از ۴۶ درصد از تولید گاز منطقه ای را به صادرات اختصاص داده و در مقابل صادرات مناطق آمریکای لاتین و خاورمیانه کمترین سهم از تولید منطقه ای را داشته است.
واردات گاز طبیعی نیز یکی از متغیرهایی است که در جهت متوازن كردن سبد مصرف و تولید مناطقی که تولید آنها تکافوی مصرف پیش بینی شده را نداده است، به کار گرفته می شود. سهم واردات در تأمین مصرف هر منطقه، نشان دهنده وابستگی منطقه به بازار جهانی گاز است. در دهه اخیر، منطقه اروپا یکی از وابسته ترین مناطق جهان به بازارهای بین المللی شناخته شده است. این وابستگی همواره رو به افزایش بوده، به طوری که در سال ۲۰۰۲، بیش از ۶۶ درصد مصرف گاز این منطقه از طریق واردات تأمین شده است.منطقه آسیا پاسیفیک، دومین منطقه وابسته به بازار جهانی گاز است، زیرا در دهه اخیر بیش از ۳۰ درصد از نیاز مصرفی این منطقه را واردات تأمین كرده است. سهم واردات در تأمین مصرف گاز این منطقه در سال ۲۰۰۲، بیش از ۳۳ درصد بوده است. در این سال منطقه خاورمیانه تنها ۳/۲ درصد از سبد مصرف گاز منطقه را از طریق واردات تأمین كرده است. به طور کلی، در سال ۲۰۰۲ نزدیک به ۲۷ درصد از تولید گاز جهان در بازار بین المللی مورد مبادله قرار گرفته است و در این میان کشورهای صنعتی، در جذب مازاد گاز تولید سایر مناطق و کشورها، به ویژه کشورهای در حال توسعه نقش اساسی داشته اند.مصرف گازطبیعی جهان در دهه اخیر با متوسط رشد سالانه به میزان بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته است و مناطق خاورمیانه، آسیا پاسیفیک و آفریقا به ترتیب بالاترین رشد مصرف را در این دهه داشته اند. مناطق آمریکای شمالی با سهمی به میزان ۲۹ درصد از کل مصرف جهان، CIS یا کشورهای تازه استقلال یافته شوروی ۲۵ درصد و اروپا ۱۷ درصد به ترتیب بزرگ ترین مناطق مصرف کننده گاز در جهان در سال ۲۰۰۲ بوده اند. در سال ۲۰۰۲، بیش از ۵۰ درصد از مصرف کل جهان به مناطق آمریکا و اروپا اختصاص داشته است. در حالی که منطقه آفریقا به عنوان یکی از مناطق عمده صادرکننده گاز در جهان، تنها ۲ درصد از مصرف جهان را داشته است. در این سال، سهم خاورمیانه از سبد مصرف گاز جهان ۸ درصد بوده، اما روند مصرف این منطقه در دهه گذشته شتاب فزاینده ای داشته است و پیش بینی ها نیز، روند افزایش تقاضای گاز این منطقه را تا سال ۲۰۲۰ به میزانی نزدیک به ۴ درصد برآورد كرده اند. ترکیب مصرف گاز طبیعی جهان بر اساس بخش های مختلف مصرف کننده نشان می دهد که بخش صنعت، بزرگ ترین مصرف کننده گاز در جهان است. در دهه اخیر، نزدیک به ۳۰ درصد از کل گاز مصرف شده در جهان به این بخش اختصاص داشته است و دو بخش نیروگاه و خانگی- تجاری نیز هر کدام نزدیک به ۲۵ درصد از گاز جهان را مصرف كرده اند.ذخایر، تولید و مصرف سه رکن و پایه اساسی در شکل دهی و تعیین نقش و جایگاه هر کشور و یا منطقه در بازار جهانی به شمار می روند، زیرا پویایی بازار را تنها می توان از طریق نگرشی جامع به هر سه متغیر بالا(ذخایر یا تولید و مصرف) ارزیابی كرد. به طور کلی کشورها و مناطق جهان را می توان در دو گروه طبقه بندی کرد:
۱- گروهی از مناطق که در جست و جوی دست یابی به منابع گاز هستند. این گروه شامل مناطقی است که بازار مصرف آنها بسیار بزرگ و تولید گاز سهم زیادی از ذخایر اثبات شده آنان را در اختیار گرفته است. در این گروه از مناطق، فشار تقاضای داخلی برای گاز عرضه شده از سایر مناطق بسیار زیاد و وابستگی آن به بازارهای بین المللی حداکثر است.
۲- گروهی از مناطق که در جست و جوی بازارگاز هستند. ظرفیت عرضه گاز بالا و بازار داخلی کوچک از ویژگی های خاص این گروه به شمار می رود. در این گروه از مناطق عرضه اضافه گاز در جست و جوی بازارهای مناسب تقاضا است. ارتباطات این دو گروه از مناطق به دلیل تصمیم های سیاسی مناطق و کشورها در جهت حفظ منافع كنونی و حفظ منافع آیندگان، پیچیدگی های خاصی دارد.
بررسی ارتباط نسبت ذخایر اثبات شده گاز طبیعی به تولید و چگونگی مصرف در مناطق مختلف جهان می تواند نقش و جایگاه هر منطقه در بازار جهانی را تبیین کند. مطالعات انجام شده در زمینه این دو شاخص (میزان مصرف و نسبت ذخایر گاز به تولید) نشان می دهد که مناطق آمریکای شمالی و اروپای غربی و مرکزی و آسیا پاسیفیک در گروه مناطق با فشار تقاضا قرارگرفته اند و به عبارتی این مناطق برای تأمین مصارف گاز طبیعی به بازارهای بین المللی وابستگی زیادی دارند و این وابستگی با توجه به ویژگی های ذخیره ای و مصرف آنان در بلند مدت افزایش خواهد یافت. در مقابل منطقه خاورمیانه در گروه مناطق با فشار عرضه قرار گرفته است. ظرفیت ذخیره ای بالا و بازار مصرف داخلی کوچک با وجود رشد سالانه مصرف این منطقه در دهه های گذشته، این ویژگی را برای این منطقه به همراه داشته است.پیش بینی ها در زمینه روند عرضه و تقاضای گاز در مناطق مختلف جهان در دو دهه آینده نشان می دهد که این دو گروه از مناطق، در آینده نیز ویژگی هایی تعریف شده به وسیله شاخص های پویایی بازار را حفظ خواهند کرد. در دهه آینده مناطق آسیا پاسیفیک و اروپا از ویژگی «تقاضا بیش از عرضه» و منطقه خاورمیانه نیز از ویژگی «عرضه بیش از تقاضا» برخوردار است. به بیان دیگر، در دو دهه آینده وابستگی مناطق گروه اول به مناطق گروه دوم افزایش خواهد یافت.بررسی ها همچنین نشان می دهند که در دهه های آینده اروپای غربی و مرکزی نزدیک به ۶۰ درصد از واردات، شرق آسیا نزدیک به ۲۵ درصد از واردات و جنوب آسیا در محدوده فشار تقاضا قرار می گیرد و سهم بالایی از واردات گاز جهان را به خود اختصاص خواهد داد و مناطق خاورمیانه و آفریقا، سهم زیادی در تأمین گاز مورد نیاز کشورها و مناطق واردکننده خواهند داشت.
با توجه به نتایج حاصل از بررسی بازار جهانی و نقش هر یک از مناطق جهان، در چارچوب هر یک از متغیرهای اساسی بازار (ذخیره، عرضه وتقاضا)، اهمیت مناطق تازه استقلال یافته شوروری، خاورمیانه و آفریقا در تأمین گاز سایر مناطق جهان به روشنی قابل ملاحظه خواهد بود؛ بنابراین انتخاب الگوهای تجاری مناسب و هماهنگ این مناطق به طوری که تضمین کننده منافع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هر یک از آنان بوده باشد، در روند فعالیت های تجاری مجموعه کل کشورها در مناطق جهان به عنوان عرضه کننده و تقاضا کننده، تأثیر قطعی خواهد داشت.
نقش ایران
ایران با تکیه بر پشتوانه ذخیره ای گاز طبیعی و با تامین سایر شرایط لازم برای ورود به این بازار، می تواند گام های موثر و بلندی در این زمینه بر دارد، اما این حرکت ها باید آگاهانه و در افقی بلندمدت مد نظر قرار بگیرند، زیرا ماهیت طرح های مبادلاتی گاز طبیعی، این مسئله را به طور جدی و اجتناب ناپذیری اقتضا می كند.ویژگی های اقتصادی و جغرافیایی ایران یکی از متغیرهای مثبت این کشور در چارچوب مبادلات بین المللی گاز در قیاس با دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه به کار می رود. ایران در واقع پل ارتباطی حوزه دریای خزر و آسیای میانه در شمال، با خلیج فارس و کشورهای هند و پاکستان در جنوب و جنوب شرق کشور از یک سو و ترکیه و اروپا ازسوی دیگر است. ایران در حال حاظر به منزله کوتاه ترین و اقتصادی ترین راه برای دسترسی جمهوری های تازه استقلال یافته در آسیای میانه و قفقاز به بازارهای بین المللی مطرح است.وجود شبکه گسترده انتقال در ایران می تواند مکمل شبکه انتقال گاز روسیه برای انتقال گاز این منطقه به بازارهای واقع در شمال و شمال غرب کشور باشد و ازسوی دیگر، بهره گیری از شبکه انتقال به هم پیوسته شمال به جنوب کشور، زمینه ساز انتقال گاز کشورهای مناطق آسیای میانه به کشورهای جنوب شرق آسیا خواهد بود.بررسی ها نشان می دهند که خاورمیانه در دهه های آینده نقش موثری در تامین تقاضای گاز سایر مناطق جهان دارند؛ بنابراین ایران با توجه به ویژگی های خاص جغرافیایی، ظرفیت ذخیره ای موجود و سیستم انتقال وسیع گاز طبیعی در کشور، می تواند سهم به سزایی در تامین تقاضای مورد نیاز بازار جهانی داشته باشد.ایجاد روابط مسالمت آمیز در چارچوب برنامه های اقتصادی، اجتماعی با کشورهای همسایه به ویژه کشورهای آسیای میانه و قفقاز، راه فعالیت های تجاری بزرگ و بلند مدت را با این کشورها هموار می سازد، زیرا بیشتر این کشورها دارای بنیه اقتصادی نه چندان قوی هستند؛ از این رو ارتباطات نزدیک تر با این کشورها بر جهت سازی های کشورهای بزرگ صاحب سرمایه که بیشتر مصرف کنندگان بزرگ انرژی و گاز نیز هستند، تاثیری عمده خواهد گذارد و اندیشه های آنها را در جهت بهره گیری از سیستم های امن انتقال گاز در کشور های مجاور هدایت می کند.لازمه توسعه صنعت گاز، دسترسی به دانش فنی و سرمایه مناسب است. یکی از عوامل موثر در آماده سازی زمینه های جذب سرمایه، اصلاحات مورد نیاز در اقتصاد داخلی کشور، قوانین حاکم بر فعالیت های اقتصادی و ... در جهت افزایش کارآیی و بهبود روابط بین الملل است. ایران می تواند با ایجاد روابط موثر و سازنده با کشورهای صاحب سرمایه و فناوری و تطبیق سیاست های درونی کشور با الزام های بلند مدتی که لازمه حضور در بازارهای بین المللی است، با نگرشی خاص بر حفظ امنیت ملی کشور و تامین سرمایه مورد نیاز، حرکتی بلند مدت را در زمینه مبادلات گاز طبیعی آغاز کند.علاوه بر مبادلات مستقیم گاز، نگرشی خاص بر مبادلات غیر مستقیم نیز می تواند مورد عنایت قرار گیرد. به کارگیری گاز در فعالیت های تولیدی به گونه ای بهینه و صدور کالاهای ساخته شده انرژی بر، با قیمت های مناسب به بازارهای بین المللی راه دیگری برای ورود و فعالیت ایران در مبادلات انرژی و گاز است که این موضوع می تواند ضمن تامین درآمد ارزی، توانایی ایران را در تولیدات داخلی و به کارگیری دانش فنی ارتقا بخشد.گاز طبیعی و به طور کلی انرژی، همواره نقش اساسی در تامین امنیت ملی کشورها و مناطق ایفا می کند، زیرا بر اساس نظر متخصصان ژئوپولتیک راهبردی، درجه قدرت ملی بر کشور و هر سرزمین از طریق دسترسی آنان به منابع طبیعی و ویژگی های جغرافیایی بر سرزمین در قیاس با سایر ملل تعیین می شود. امنیت منابع از دیدگاه ملی کشورها، بر حفظ و افزایش دسترسی به منابع ملی حیاتی مانند مواد معدنی راهبردی و سوخت های فسیلی استوار است.ایران با توجه به ویژگی های خاص جغرافیایی و ظرفیت های مواد معدنی و به ویژه نفت و گاز، شرایط مناسب و قابل اتکایی را در جهت تامین امنیت ملی از طریق ایجاد امنیت در منابع کشور دارد. استفاده منطقی و هوشمندانه از ظرفیت های موجود با بهره گیری از مدیریتی کارآمد تضمین کننده امنیت اقتصادی کشور در بلند مدت خواهد بود.به طورکلی ارتباط صنعت گاز طبیعی با اقتصاد ایران، ارتباطی متوازن تر و اصولی تر و برخاسته از معیارهای اقتصادی تعریف شده در چارچوب سد داده های تولیدی بخش های صنعتی و یا سبد مصرف انرژی مصرف کنندگان نهایی گاز طبیعی است. گاز طبیعی توانسته است با جانشین كردن سبد مصرف حامل های انرژی مایع ناشی از تقطیر نفت خام و تامین بخش قابل ملاحظه ای از انرژی مورد نیاز کشور، از طریق ایجاد امنیت منابع و امنیت اقتصادی، زمینه های تقویت امنیت ملی کشور را فراهم كند.
منبع : شبکه اطلاع رسانی شانا