دوشنبه, ۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 27 May, 2024
مجله ویستا


یک روز متفاوت


یک روز متفاوت
نیما عباس‌پور تا به حال فیلم‌های کوتاه «دور باطل»، «و دیگر هیچ»، «رویا چرا گم شده؟» و چند مستند تلویزیونی را کارگردانی کرده است. وی مدرس فیلمنامه‌نویسی انجمن سینمای جوانان ایران است و علاوه بر فیلمسازی فیلمنامه‌نویسی برای فیلم کوتاه را هم تجربه کرده است.
عباس‌پور به تازگی جایزه بهترین فیلمنامه‌ کوتاه جشنواره منطقه‌ای قزوین را برای نگارش فیلمنامه «در ساعت ۸ صبح» دریافت کرده است.
▪ چرا در چنین روزی باران نمی‌بارد؟
ـ چون باران زشتی‌ها را می‌شوید و اتفاقاتی که در فیلم می‌افتد ناخوشایند است می‌خواستم تاکید کنم که تماشاگر بداند با یک روز متفاوت روبروست.
▪ چه شد که به فکر نمایش زمان در زیر تصاویر افتادید؟
ـ سر تدوین با آقای رصافی به این نتیجه رسیدیم. چون احساس می‌کردم فرم فیلم ممکن است برای تماشاگر آشنا نباشد خواستم به نوعی تاکید کنم تا تماشاگر متوجه شود تمام ماجرای فیلم در یک روز اتفاق می‌افتد. چون متاسفانه تماشاگران ایرانی چندان فیلم‌های روز دنیا را دنبال نمی‌کنند فکر کردم ممکن است این نوع روایت برای‌شان قابل درک نباشد. این کار در واقع به نوعی کمک به تماشاگر بود.
▪ در بخش‌هایی از فیلم شما یک اتفاق را از دو نظرگاه روایت می‌کنید. در حالی که به نظرم نشان دادن از یک نظرگاه کاملا گویاست و تاکید شما به نظرگاه‌های متفاوت شیرفهم کردن مخاطب به نظر می‌رسد. چرا به نمایش هر دو نظرگاه تاکید داشتید؟
ـ با حرف شما موافقم. اما این برای شما که فیلم کوتاه زیاد می‌بینید قابل درک بوده است. اما چون در فیلم شخصیت‌ها زیاد بودند، پی‌گیری ماجرا کمی سخت می‌شد و من مجبور شدم در فیلم به تماشاگر به نوعی باج بدهم.
و از طرفی نمی‌خواستم آلاله (یکی از شخصیت‌های زن فیلم) را رها کنم. دوست داشتم به او بیشتر بپردازم تا به عمق فاجعه‌ای که برایش اتفاق می‌افتد تاکید کنم.
البته این نوع روایت یک مقدار به علایقم هم برمی‌گردد. دوست داشتم این نوع روایت را تجربه کنم. می‌خواستم ببینم می‌توانم یک فیلم کوتاه با ۱۰ شخصیت بسازم که همگی نقشی در پیشبرد داستان داشته باشند.
در فیلم بلند این اتفاق افتاده است من می‌خواستم در غالب یک فیلم کوتاه تجربه‌اش کنم. به نظرم فیلمسازی یک چالش است. وقتی از نتیجه کارت مطمئن نباشی ذوق و شوق بیشتری داری.
می‌خواستم بدانم می‌توانم از پس یک روایت با شخصیت‌های زیاد در لوکیشن‌های متفاوت بربیایم.
▪ اتفاقا برای من هم لوکیشن‌های زیاد فیلم‌تان جالب بود. خصوصا تصاویر زیادی که در مترو داشتید. کار کردن در مترو چطور بود؟
ـ من می‌خواستم حتما در مترو تصاویری داشته باشم. شاید اگر این اجازه را پیدا نمی‌کردم اصلا این فیلم را نمی‌ساختم. دوست داشتم فیلم‌ام به سینما نزدیک شود. به سینمایی که شخصیت‌ها و لوکیشن‌های زیادی دارد. می‌خواستم این را عملا در یک فیلم کوتاه تجربه کنم.
البته اول که ما خواستیم کارمان را در مترو شروع کنیم گفتند اجازه نورپردازی نداریم و فقط «مجید مجیدی» توانسته قبلا در مترو نورپردازی کند و حتی این اجازه را به «مهدی فخیم‌زاده» هم نداده‌اند اما به هر حال با پی‌گیری‌های زیاد، ما در مترو نورپردازی هم کردیم.
▪ در فیلم، شما داستان دو زوج را روایت می‌کنید که به یکدیگر خیانت می‌کنند. در یک رابطه مرد و در رابطه دیگر زن. اما در نهایت در هر دو رابطه این زن‌ها هستند که فرجام بدی دارند. (در یک مورد مرگ و در مورد دیگر زندگی بدتر از مرگ) با توجه به اینکه فیلمنامه این فیلم را هم خودتان نوشتید چرا فقط زن‌ها تاوان خیانت را پس می‌دهند؟
ـ خب واقعا این زن‌ها هستند که بیشتر ضرر می‌کنند. چون آسیب‌پذیرتر هستند. اما مخالف‌ام با این که می‌گویید در فیلم تنها زن‌ها تاوان می‌دهند. شخصیت‌های مرد فیلم هم مسلما عاقبت خوبی نخواهند داشت.
▪ شما بجز خودتان برای فیلمسازان کوتاه دیگری هم فیلمنامه نوشته‌اید. به نظر شما فیلمنامه‌نویسی برای فیلم کوتاه چه جایگاهی دارد و چه تفاوتی میان فیلمنامه‌نویسی برای فیلم کوتاه و بلند وجود دارد؟
ـ فیلمنامه‌ برای فیلم کوتاه چندان جدی گرفته نمی‌شود. ما همچنان شعار می‌دهیم که سینما معضل فیلمنامه دارد اما به دلیل تعریف غلطی که از فیلمساز مولف جا افتاده است، فیلمسازان ما همگی می‌خواهند خودشان فیلمنامه هم بنویسند.
و نتیجه کارشان معمولا چندان قابل قبول نیست چون توانایی لازم برای فیلمنامه‌نویسی را ندارند.
امروز در سینمای دنیا برای فیلمنامه‌نویس ارزش قائل‌اند. در تیتراژ فیلم‌ها نام فیلمنامه‌نویس را حتی قبل از کارگردان می‌نویسند. اما متاسفانه در سینمای ما کم‌ترین بها را به فیلمنامه‌نویس می‌دهند.
▪ در مورد فیلمنامه‌نویسی برای فیلم کوتاه نمی‌توانیم بگوییم که ساده‌تر است. در فیلم کوتاه به دلیل زمان محدود کار فیلمنامه‌نویس سخت‌تر است چون باید خلاقیت بیشتری داشته باشد.
ـ ما در فیلمنامه‌نویسی برای فیلم کوتاه به آدم‌های خلاق بیشتری احتیاج داریم اما متاسفانه خیلی قدر فیلمنامه‌نویس را نمی‌دانند. هیچ فیلمسازی حاضر نیست برای آن پول بدهد. در جشنواره‌های فیلم کوتاه هم جایزه‌ای به فیلمنامه‌نویس نمی‌دهند و تمام اعتبار فیلم را به کارگردان می‌دهند. از فیلمنامه‌نویس هیچ قدردانی‌ای نمی‌شود بنابراین انگیزه‌ای برای کار باقی نمی‌ماند. من واقعا ترجیح می‌دهم دیگر برای کسی فیلمنامه‌ ننویسم.
▪ قبول دارم که در فیلم کوتاه به فیلمنامه‌نویس چندان بهایی نمی‌دهند و واقعا جای خالی این جایزه در میان جوایز جشنواره‌های معتبر فیلم کوتاه احساس می‌شود اما شما به تازگی جایزه فیلمنامه‌نویسی جشنواره منطقه‌ای قزوین را برای فیلمنامه فیلم کوتاه «در ساعت ۸ صبح» گرفته‌اید...
ـ بله. البته خودم اصلا خبر نداشتم که قرار است چنین جایزه‌ای بگیرم و در آن مراسم حضور نداشتم. وقتی خبر جایزه را شنیدم فکر کردم کارگردان جایزه گرفته است. بعد که فهمیدم جایزه را من گرفتم خوشحال شدم. این واقعا یک دلگرمی است.
▪ پس از دریافت این جایزه نمی‌خواهید در تصمیم‌تان تجدید نظر کنید؟
ـ (با خنده) خب چرا دارم بهش فکر می‌کنم! اما ترجیح می‌دهم بیشتر برای کارهای خودم وقت بگذارم. البته در مورد فیلمنامه‌نویسی برای دیگران من بیشتر برای دوستانم این کار را کردم و در واقع یک جور بده‌بستان دوستانه بوده است.
▪ فیلم را با همکاری آقای آرش رصافی تدوین کرده‌اید. در کار مشترک ایده‌های تدوین چگونه شکل گرفت؟
ـ من سال‌هاست که آقای رصافی را می‌شناسم با کار هم آشنا بودیم. البته فیلم‌های من خیلی در میز تدوین شکل نمی‌گیرند. چون پلان‌های اضافی نمی‌گیرم. تمام پلان‌ها و چیدمان از قبل مشخص‌اند. با آقای رصافی بیشتر روی ریتم فیلم کار کردیم.
▪ همان‌طور که می‌دانید نخستین جشنواره سینمای مستند ایران «سینما حقیقت» مهرماه امسال برگزار می‌شود. نظر شما راجع به برگزاری این جشنواره چیست؟
ـ نیاز به یک جشنواره مستقل مستند واقعا احساس می‌شد. من فکر می‌کنم اگر ادامه پیدا کند خوب است. چون سال اولی است که برگزار می‌شود، نمی‌شود در موردش قضاوتی کرد. طبعا سال اول خوب است. اما مهم ادامه پیدا کردن است و اینکه بتواند جایگاه یک جشنواره مستقل را پیدا کند. متاسفانه در ایران جشنواره‌های تخصصی فقط دو، سه سالی برگزار می‌شوند.
مرضیه ریاحی
منبع : پایگاه خبری فیلم کوتاه