دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

تکرار کمدی های قدیمی در شبکه تهران


تکرار کمدی های قدیمی در شبکه تهران
«مامور بدرقه» به کارگردانی سعید سلطانی که از شبکه تهران پخش شد، یک کمدی پرحرف و شلوغ بود. اینکه ژانر کمدی به این سریال اطلاق می شود، امتیاز مثبتی برای آن است، چرا که کمتر کاری در میان سریال های مفرح تلویزیون موفق به رویکرد کمدی بوده اند. اما از منظر تازگی و طراوت، این سریال چیزی در چنته نداشت. بهتر است که در این زمینه «مامور بدرقه» را یک سریال مقروض به فیلمفارسی های قدیمی ارزیابی کرد.
اغراق های غیرضروری و شکستن خط قصه و پرتاب ماجراها به فرعیاتی نچسب براساس تصادف و فاقد منطق ازجمله آشکارترین گرایشات «مامور بدرقه» به آثار سطحی و ضعیف دهه های دور سینمای ایران بود.
سازندگان این سریال، به ویژه کارگردان آن حتی اگر عمده تلاش خود را بر رخ دادن موقعیت های کمدی به کار می گرفت، به مراتب موفق تر می شد تا اینکه برای خنده گرفتن از بیننده به همه تمهیدات نازل دست یازد. مثلا فصل هایی را که جواد رضویان و دستیارش به شکل و شمایل های غیرمتعارف درمی آیند تا فلزیاب و گنج را بدست آورند، به یاد بیاورید. یا اینکه جوانی میان سال! از طبقات پایین جامعه همه جوره دوز و کلک را به کار می گیرد تا به دنیا بهتر بچسبد. ماموری که به سیاق آثار جیمز باندی و جاسوسی با لباس مبدل آن هم در آستانه بازنشستگی در تلاش نفوذ در باندی است که اصلا هم مخوف نیستند و اتفاقاً هیچ فعل خلاف قابل توجهی تا راه افتادن قصه از آن ها سر نزده است تا بیننده آن ها را در جایگاه معرفی شده باور کند. این قبیل مسایل مطروحه در سریال، همگی با فقدان انگیزه های لازم و منطق روایی کنار یکدیگر قرار گرفته بودند تا شاید بیننده بخندد.
با این حال مامور بدرقه را از منظر گونه شناسی (ژانر) می توان با اغماض یک کار کمدی موقعیت توام با طنز کلامی به شمار آورد. غلبه اتفاقات منجر به بلاهت و موقعیت های کمیک نشان دهنده شناخت کارگردان از این گونه است. ترکیب گرجستانی، رضویان و تنابنده با دستیاری اعضای خانواده شان و خصوصا حسین عابدینی به درستی همه تیپ هایی بودند که هر کدام در لحظات معدودی از کار موقعیت هایی ازکمدی را به وجود می آوردند و ...
اما پرسش اصلی این است که برای یک سریال یک ماهه آن هم در مناسبتی مهم مانند ماه خدا، این که کاری فقط بتواند در یک زمینه تکنیکی موفق ظاهر شود کفایت می کند؟ در تولیدات سیما برای حداقل چنین مناسبت هایی نباید درونمایه و موضوع فراموش شود. در یک بررسی آسیب شناسانه و نقد محتوایی به این واقعیت می رسیم که سریالی مانند مامور بدرقه ارمغانی قابل ستایشی برای این منظور نداشت. این سریال چه چیزی می خواست بگوید؟ اینکه اعتیاد بدو بلاست ، که اصلا تنها چیزی که فراموش شد، همین مسئله بود. هرازگاهی صحبتی از اعتیاد رضویان می شد و اشاره به خماری و کمبود جنس می گردید و تمام! بدتر اینکه این تیپ سمپاتیک جلوه می کرد، رویکردی که متاسفانه در همه سریال های امسال وجود داشت. از اینکه نظارت دقیقی نبوده تا تنوع کارها افزایش یابد نمی توان گذشت. سه سریال از چهار سریال مناسبتی به اعتیاد پرداخته بودند و آدم های محوری آن ها معتاد بود. تازه این یک طرف قضیه است و طرف دیگر که مهم تر است، این که معتادها، دوست داشتنی بودند. نادر سریال «بزنگاه» و «فریده» روز حسرت و در «مامور بدرقه» هم که جناب رضویان، معتادهایی بودند که اصلا هم دافعه انگیز نبودند. حتی اگر گفته شود که اپیدمی اعتیاد پررنگ است و معتادان زندگی می کنند، بدون اینکه عملشان قبیح باشد، توجیه پذیر نیست.
علی ایحال باید جدی به این مهم پرداخت که حرف و پیام مامور بدرقه چی بود؟ شاید برخی و از جمله مدیرانی از سیما خرده بگیرند که ای بابا ول کنید این پیام را، ولی بپذیرید که هنر فاقد محتوا و پیام، یعنی همان هنر برای هنری که در نزد تمام صاحبان اندیشه، مذموم است.
بله نمی توان منکر این شد که سریال می خواست بگوید وظیفه شناسی خوب است، حرص و طمع بد و ساده زیستی عین خوشبختی است، اما آیا توانست این ها را بدون تاثیر منفی بگوید و منتقل کند؟ اگر کاری نتواند پیام و مضمون خود را در دل قصه و به شکل دراماتیک پیش ببرد و منتقل کند، یعنی اینکه در فرهنگ سازی ناکام است.
کدام یک از مسایل مطروحه در سریال مامور بدرقه ازمنظر فرهنگی در جامعه تاثیرگذار واقع شد؟
خلاصه اینکه اگر در تمام طول سال رویکرد سرگرمی صرف توجیه پذیر باشد- که نباید باشد- لااقل در این ماه نمایش های تولید شده باید نسبت به هزینه های صورت گرفته و مردم و اعتقادات این جامعه متعهد و وام دار باشند، در حالی که برآیند کاری مانند مامور بدرقه در چارچوب سرگرم سازی، بیشتر نمی گنجید.
آرین امیدوار
منبع : روزنامه کیهان