پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

اصول و مبانی سوسیالیسم


اصول و مبانی سوسیالیسم
امروزه سوسیالیسم یکی از واژگانی است که بسیار مورد توجه کارشناسان و صاحب نظران سیاسی ، اجتماعی و دانشگاهی و مطبوعاتی قرار گرفته است. هواداران زیدی تحت عناوین جنبش کارگری، دانشجویان چپ گرا، احزاب سوسیال دموکراسی، زیر لوای سوسیالیسم گردهم آمده و به فعالیت سیاسی مشغول اند، در این نوشته، اندیشه سوسیالیسم مورد بررسی و نقد قرار می گیرد.
واژه ی«سوسیال» به معنای اجتماعی در زبان گرفته شده است. در واژه نامه ی انگلیسی آکسفورد در تعریف سوسیالیسم چنین می توان یافت:«سوسیالیسم تئوری یا سیاستی است که هدف آن مالکیت یا نظارت بر وسایل(تولید، سرمایه، زمین، اموال و جزء آنها)بطور کلی ، و اداره ی آنها به سود همگان است.»
مهم ترین عنصر مشترک نظریه های سوسیالیست تاکید بر برتری جامعه و سود همگانی بر فرد و سود فردی است و از این جهت تاریخی، سوسیالیسم طغیانی است بر ضد فرد باوری و لیبرالیسم اقتصادی عصر جدید. در واقع سوسیالیسم نفی این نظریه است که پی گیری نفع فردی، چنان که هواداران سرمایه داری ادعا می کنند، خود به خود به نفع اجتماعی نمی انجامد، بلکه به عقیده این مکتب، دخالت اکثریت و دولت ، در مقام نماینده ی اکثریت، می تواند نفع عمومی را از دستبرد افراد در امان دارد.
بعضی ریشه های سوسیالیسم را تا نخستین نظریه های اخلاقی و دینی افلاطون، مشوق برابری و همکاری اجتماعی و یا آرمان شهر افلاطونی واپس می برند،اما سوسیالیسم جدید در اصل فرآورده های انقلاب صنعتی برای اکثریت جامعه بویژه پرولتاریاست. اصطلاح سوسیالیست به معنای جدید آن بار اول در سال ۱۸۲۷ برای پیروان رابرت آون انگلیسی به کار رفت و اصطلاح به کار برده شده و پس از آن در فرانسه، انگلستان، آلمان و امریکا بکار برده شد.
سوسیالیسم یا سوسیالیست در فرانسه و انگلستان در سالهای ۱۸۳۰ تا ۱۸۴۰با دو تفسیر متفاوت ولی مستقل از هم مطرح شد. تفسیر فرانسوی آن به مکتب سن سیمون و براساس آن سوسیالیسم در مقابل فرد گرایی به کار رفته به عنوان نمونه ای از سوسیالیسم کاتولیکی در قبال فرد گرایی پروتستان نام برده می شد. تفسیر دوم مربوط به مکتب آون است که به نوعی سازماندهی اقتصادی- اجتماعی اشاره دارد که وجه نقادی سوسیالیسم در کنار دعوت به راه و روش جدید است. سوسیالیسم متاثر از انقلاب فرانسه با الهام از روسو یک جهت گیری روستایی و بازگشت به طبیعت داشت، در حالی که سوسیالیسم انگلیسی با صنعت برخورد مثبت تری داشت.
● سوسیال دموکراسی :
«شاخه ای از سوسیالیسم و جنبش کارگری که با پذیرش اصل مردم سالاری برای دگرگونی های اجتماعی به بهبود خواهی باور دارد و نه انقلاب » از مهم ترین اهداف آنان «قرار گرفتن نظامی به جای سرمایه داری است که از آن سود همگان بر سود شخصی پیش داشته باشد. اشتغال کامل ، تولید بیشتر، بالا بردن سطح زندگی ، امنیت اجتماعی و توزیع عادلانه درآمدها و اموال است.» رسیدن به این اهداف با تمرکز قدرت اقتصادی در دست گروهی اندک شمار، ناسازگار است و لازمه ی آن نظارت دموکراتیک موثر بر اقتصاد است. بنابراین سوسیال دموکراسی هم با برنامه ریزی سرمایه داری و هم با نوع برنامه ریزی فراگیر و توتالیتر سخت مخالف است زیرا هر دو را مانع نظارت عمومی بر تولید و توزیع عادلانه فرآورده ها می داند.
سوسیال دموکرات مسیحی:« عنوانی است برای جنبش های گوناگونی که در ترکیب مفاهیم اخلاقی مسیحیت با مفاهیم اجتماعی سوسیالیسم کوشیده اند. سوسیالیسم مسیحی می کوشد تا نشان دهد آموزه های انجیل در اوضاع اجتماعی جدید می تواند مشکلات بشری را حل کند و مسائل اقتصادی جامع جدید مانند بیکاری و فقر را از میان بردارد.
خلاصه اصول و عقاید سوسیالیسم:
- نقادی جامعه مبتنی بر اقتصاد یا مالکیت دولتی.
- تمرکز گرایی قدرت دولت یا مالکیت دولتی.
- برتری جامعه و سود همگانی بر فرد و سود فردی و دخالت اکثریت دولت به نفع سود همگانی.
- اعتقاد به روش های تحول سریع و انقلابی.
● نقد و بررسی:
۱) در صورتی که فرد بین منافع فردی و جمعی دچار تعارض گردد چه مکانیزمی تعبیه و یا پیش بینی شده که فرد منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح دهد؟ فرد باید تا کجا بایستی منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح دهد.
۲) آیا حضور حداکثری دولت ها در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مانع رشد و پیشرفت و خلاقیت های فرد نخواهد گردید؟
۳) از آنجایی که در نظام های سوسیالیستی افراد از منافع فردی شان به نفع منافع جمعی چشم پوشی می کنند و به عبارت دیگر سود حاصله از تلاش ها به جیب دولت سرازیر می شود، آیا مانع انگیزه برای تلاش بیشتر نخواهد گردید؟
تهیه و تنظیم: محمد خو جم لی
منابع:
۱-آشوری ، داریوش(۱۳۸۰)، دانش نامه سیاسی، انتشارات مروارید.
۲-قادری، حاتم(۱۳۸۰)، اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، انتشارات سمت.