یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

آن را روان‌کاوی کن - ANALYZE THAT


آن را روان‌کاوی کن - ANALYZE THAT
سال تولید : ۲۰۰۲
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : جین رُزنتال
کارگردان : هارولد رامیس
فیلمنامه‌نویس : پیتر تولان، پیتر استاینفلد و رامیس، بر مبنای شخصیت‌هائی خلق شده توسط کنت لونرگان و تولان
فیلمبردار : الن کوراس
آهنگساز(موسیقی متن) : دیوید هولمز
هنرپیشگان : رابرت دنیرو، بیلی کریستال، لیزا کودرو، جو ویترلی، کتی موریارتی، جوئی دیاس و جوزف بونو
نوع فیلم : رنگی، ۹۶ دقیقه


̎پل ویتی̎ (دنیرو) رهبر مافیائی، از وقتی به زندان افتاده، روحیهٔ خود را هم باخته است: گاهی مثل بچه‌ای گریه می‌کند و گهی ترانه‌های محبوبش را از موزیکال ̎داستان وست‌ساید̎ زمزمه می‌کند. مقامات زندان که نگران فروپاشی روح و روانش هستند، ̎ویتی̎ را آزاد می‌کنند و مراقبت از او را به روان‌کاوش، ̎دکتر بن‌سوبل̎ (کریستال) می‌سپارند، ولی این مسئولیت، دست و پاگیرتر از آن‌چه دکتر فکرش را می‌کرده از کار در می‌آید. ̎سوبل̎، خود اخیراً پس از مرگ پدرش ـ که او هم روان‌کاو بوده ـ مشکلاتی با خانواده‌اش پیدا کرده و از وقتی اجباراً کنترل دفتر پدرش را هم به عهده گرفته، کار زیاد کمرش را خم کرده است. وقتی ̎سوبل̎ باخبر می‌شود که ̎ویتی̎ قرار است به خانهٔ او نقل مکان کند ـ اقدامی که همسر ̎سوبل̎، ̎لورا̎ (کودرو) را عصبی و خشمگین می‌سازد ـ بیش‌تر آشفته می‌شود و به هم می‌ریزد. در حالی‌که ̎سوبل̎ سعی دارد مشکلات ̎ویتی̎ را ریشه‌یابی کند ـ که برخلاف اداهائی که پشت میله‌های زندان در می‌آورده، خیلی هم واقعی‌اند ـ کمک می‌کند ̎ویتی̎ کار آبرومندانه‌ای گیر بیاورد که برای مردی با خلق‌وخوی ̎ویتی̎، چندان تکلیف ساده‌ای هم به نظر نمی‌رسد. اما آن‌چه اوضاع را قمر در عقرب می‌کند و بر پیچیدگی ماجرا می‌افزاید این است که تعدادی از هم‌پالکی‌های قدیمی ̎ویتی̎ دنبالش هستند و می‌خواهند مطمئن شوند که او اطلاعات درگیرکننده‌ای به پلیس منتقل نمی‌کند.
● ادامه‌ای بر فیلم این را روان‌کاوی کن (رامیس، ۱۹۹۹) با بازیِ دنیرو و کریستال. آن‌چه در وهلهٔ اول عجیب به‌نظر می‌رسد، این است که شیوهٔ مطبوعِ کُمدی رامیس در افسانهٔ روز دوم ماه فوریه (۱۹۹۳) به سطحی نازل و بی‌کیفیت رسیده است. آن را روان‌کاوی کن، درست مثل قسمتِ اولش، صرفاً فیلمی است قابلِ تحمل و هیچ‌چیز ویژه‌ای ندارد. فیلم، به نسبت یک کُمدی، زیاد از حد کُند است. دنیرو و کریستال هم کمکی به فیلم نکرده‌اند و فیلم‌نامهٔ متوسط (و گاهی سردرگم) جلویِ بُروزِ استعدادِ آنها را هم گرفته است. قسمتِ اول هم داستانِ درجهٔ یکی نداشت، اما قسمت دوم، داستان بهتری دارد و به قول منتقد سینمائی نیویورک تایمز، از ̎این̎ تا ̎ان̎، چیزی که از دست رفته، داستان است. فیلم، با حملهٔ شدید منتقدان سینمائی روبه‌رو شد و کم‌تر کسی از آن تعریف کرد. هرچند استقبال عمومی از این قسمت هم درست مثلِ قبلی‌اش، خوب بود و به فروشِ خوبی دست پیدا کرد. یکی از معدود صحنه‌های به نسبت بامزهٔ فیلم، جائی است که ̎ویتی̎ یکی از ترانه‌های مشهور فیلم داستان وست‌ساید (رابرت وایز و جروم رابینز، ۱۹۶۱) را می‌خواند.