دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا


آن روی سکه طنز


به راستی طنز چیست؟ اصولاً در تعریف طنز، به نوشته یا فیلمی می گویند كه ظاهری فكاهی دارد، اما در واقع انتقادی است. با نگاهی به این مجموعه های تلویزیونی می بینیم، آنچه كه در لابه لای این «چین» های انتقادی خودنمایی می كند، تمسخر و تحقیر است كه با چاشنی ناسزاگویی و كتك كاری «خوشمزه» تر شده است. یك پای ثابت این طنزها، اشكالات ظاهری افراد است مثلاً افرادی كه چاق هستند، شكم برآمده یا انحراف چشم دارند و پای ثابت دیگر هم لهجه ها و نحوه تكلم شخصیت های بازی است. این گونه خصوصیات ظاهری كه در واقع نمی تواند و نباید در روابط انسانی مداخله گر باشد. متاسفانه در این برنامه های تلویزیونی به ابزار اصلی برای خنداندن مخاطبان مبدل شده اند. همه می دانیم و شاهدیم كه پس از پخش این برنامه ها، كودكان ما برای جلب توجه بزرگترها و به اصطلاح «شیرین كاری» شكم خود را برآمده می كنند و كلمات را با لحنی كه از این مجموعه های تلویزیونی آموخته اند، ادا می نمایند و ما بزرگترها هم، با تشویق و ترغیب از این رفتارها استقبال می كنیم. بی جهت نیست كه نوجوانان آینده ما هم برای خودشیرینی و جلب توجه هم كلاسی ها قدكوتاه آقای دبیر، بینی بزرگ ناظم و شیوه تكلم مدیر را به باد ریشخند بگیرند.
در واقع اینگونه برنامه های تلویزیونی، این مجوز را به افراد می دهند كه برای خوشمزگی حق دارند كه دیگران را مورد تمسخر قرار دهند و اینگونه است كه تلاش شبانه روزی «سیما» برای تنویر افكار عمومی و تحكیم پایه های اخلاق در جامعه، نمره وارونه ای به بار خواهد آورد.
علیرغم برنامه های تلویزیونی، متاسفانه فرهنگ تحقیر و تمسخر در جامعه ما بیداد می كند. در خیابان، هر گاه راننده ای مطابق دلخواه دیگران رانندگی نكند، باران ناسزاهای تمسخرآمیز نثارش می شود. در دبستان، كودكان ما، قیافه هم كلاسی، نحوه لباس پوشیدن یا حتی اسم و فامیل او را مورد تمسخر قرار می دهند. در دبیرستان، هر دانش آموزی كه بتواند بهتر دبیر و ناظم را تحقیر كند، برگ برنده را از آن خود می داند و خلاصه اینكه گاهی این معضل فرهنگی همه جا حتی در محافل خانوادگی ما جلب توجه می كند. نتیجه آنكه ترس از مسخره شدن آنچنان نا امنی روانی ایجاده كرده كه ما را از بسیاری از حقوق طبیعی شهروندی محروم كرده است. حال رسالت «سیما» به عنوان مهمترین و پرطرفدارترین وسیله ارتباط جمعی چیست؟ پرواضح است كه نباید وسیله ای برای ترویج و تحكیم این فرهنگ غلط باشد. بسیار هنرمندانه است اگر بتوان لبخندی بر روی لبها نشاند و مهمتر از آن، خدمت بسیار بزرگی است اگر بتوان راه و رسم شاد بودن را به دیگران آموخت.
یاد بدهیم كه چگونه می توان از زندگی و آنچه كه داریم لذت ببریم اما نه به قیمت تحقیر دیگران و نه با بزرگنمایی نادانی، ناتوانی یا نقائص دیگران. «سیما» باید بیاموزد كه اگر انسانی مطابق الگوهای ذهنی ما نبود و یا مطابق روند معمول جامعه زندگی نكرد نباید او را محكوم كرد. برای مثال به جای آنكه در مجموعه های تلویزیونی با برچسب «ترشیده» گروهی را به جرمی نامعلوم با گندیدگی و تعفن قرین نماید، باید بیاموزد كه اصولاً این گونه برچسب زدن ها خلاف اصول انسانی است و صرفاً نتیجه تفكراتی سطحی و نادرست است. وقت آن است كه مسئولین محترم، غبار پوسیدگی و انحطاط را از «سیمای» عزیز ما بزدایند و صد البته كه در این راه دشوار لازم است از صاحبنظران جامعه شناس و روانشناس كمك بگیرند.
جای آن است كه از مسئولین «صدا _ رادیو پیام» تشكر كرد، چرا كه با پخش مطالبی اصولی و حساب شده سعی دارند به تفكر جامعه، سمت و سویی مثبت ببخشند.
منبع : روزنامه کیهان