یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

چه زیبا می آیی و چه فریبا و شکوفا


چه زیبا می آیی و چه فریبا و شکوفا
موسم سبز شکفتن از راه رسیده است. هنگامه لطیفی که جان را به نوشیدن جرعه های ناب عطش دعوت می کند. اکنون موسم زیبای خالی شدن و بریدن از همه تعلقات نازلی است که جان را به هبوطی وحشتناک مبتلا می سازد.
گیرند همه روزه و من گیسویت
جویند همه هلال و من ابرویت
در دایره دوازده ماه ِتمام
یک ماه مبارک است و آن هم رویت
چه زیبا می آیی و چه فریبا و شکوفا. می آیی تاز نگار از آینه های ِ جان برگیری و ما را به فراخی و فرخنگی ضیافتی فرابخوانی که همه اسباب و علل آن از باغ خرم ملکوت است.
براستی رمضان برای آن کس که آشنای دل است هزار نکته باریکتر ز مو دارد. ماهی که بی مهابا همه اندوخته های نفسانی ِسنگین و بی ثمر انسان را می سوزاند و بال های شکسته پروازهای بلند معنوی او را می رویاند. رمضان وقتی به آرامی به جانب ما می خرامد گویی بارانی است که می آید و خوش می آید تا همه نهال های سترون و ساکت را به جلوه و جهد کشد. رمضان می آید تا بار دیگر شرم چشمانِ از آیینه چکیده و باستانی کاران گود پرهیز به شعف آیند. می آید تا هلهله فرشتگان سپیده پوش خدا د رگوشه های سوخته ردیف های موسیقی فطرت ما طنین انداز شود.
موسم سبز شکفتن از راه رسیده است. هنگامه لطیفی که جان را به نوشیدن جرعه های ناب عطش دعوت می کند. اکنون موسم زیبای خالی شدن و بریدن از همه تعلقات نازلی است که جان را به هبوطی وحشتناک مبتلا می سازد.
برای همه کسانی که انتظار می کشیدند تا در فرصتی مبارک و فرحناک، جان را در معرض وزش های رحمانی قرار دهند و نفحات حضرت دوست را با همه ابعاد وجودی خود بشنوند این ماه بی شک توفیقی افزون است. ازهرکرانه این ثانیه های پرجوانه، زندگی می بارد و گویا آسمان به زمین بسیار نزدیک شده است تا آنجا که می توان بی واسطه آواز بال جبرییل را حس کرد.
خدایا در این ماه که زیبایی از اندام وجود می تراود ما را به تماشای ییلاق های روح ببر و غرور ما را در ملاحظه زیبایی های این ماه پرپر کن و عطرعبادت همه بندگان صالحت را به همه مشام های غریبی برسان که در تلستان مدنیت جاهلانه گرفتارشده اند.
جوهر ذاتی رمضان که مبتنی برخلوص و بی پیرایگی و تهی شدن ازخشونت ماده است با جوهر ذاتی هنر و ادبیات که مبتنی بر پرورش در دانه های معنویت و سفر از خاک و حضور در افلاک معناست سبب شده است که رمضان بیشترین حضور و ظهور ممکن را در عرصه های ادبی و هنری ایرانیان دین خواه و خلاق داشته باشد. به تحقیق در ادبیات هیچ یک از ملل جهان ماهی و موسمی تا به این اندازه در قلمرو ادبیات وارد نشده و مورد ارادت و ستایش سخن سرایان و ادبا قرار نگرفته است.و این همه به خاطر گنجینه ها و گنجنامه های گرانی است که در دل این ماه برترین خداوند قراردارد.
در "ادبیات فارسی" همواره ماه رمضان و ماه محرم مورد توجه سخنوران چیره دست، خصوصا شاعران شیعی مذهب قرار داشته است. اگر ماه محرم به خاطر حماسه بزرگ عاشورای حسینی نظر شاعران متعهد و ستم خیز را که عاشقانه به ساحت مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) عشق می ورزند را برانگیخته، ماه رمضان با آمیزه ای بسیار متنوع، همواره نظر سخن سرایان را به خویش جلب نموده است.
▪ شاه نعمت الله ولی:
رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود
این معانی از آن بیان بگذشت...
▪ حکیم خاقانی شروانی:
جاهش ز دهر چون مه عید از صف بخوم
ذاتش ز خلق چون شب قدر از مه صیام
▪ سوزنی سمر قندی:
گر در مه صیام شود خوانده این مدیح
بر تو بخیر باد مدیح و مه صیام
▪ نزاری قهستانی:
خجسته باد و مبارک قدوم ماه صیام
براولیا و احبای شهریار انام
▪ عباس خوش عمل:
رمضانا تو بهترین ماهی
چون که ماه ضیافت اللهی
خوش عمل هر که بود در رمضان
ترک منکر نمود در رمضان
▪ شیخ اجل سعدی شیرازی:
کسان که در رمضان چنگ می شکستندی
نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند
▪ شاطر عباس صبوحی:
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
● روزه:
روزه در قرآن کریم "صوم" نامیده می شود. این لغت در معنی به مفهوم امساک و خودداری از هر فعلی است و در اصطلاح فقهی به مجموع امساک های خاصی اطلاق می گردد که در زمان معینی واقع شود.
این مفهوم در ادب پارسی مضامین بسیار نغز و دلنشینی را آفریده است. ادیبان ایران زمین این مضمون زیبا را به زیباترین شکل ممکن پرورانده و آن را به گونه های مختلفی صیقلی ساخته اند تا آنجا که مخاطب فارسی زبان آنگاه که با آن مواجه می شود همه ژرفای وجودش ازگرانی چنین معانی برینی انباشته می شود:
▪ مولوی:
این دهان بستی دهانی بازشد
کو خورنده لقمه های راز شد
گر ز شیرِ دیو تن را وابری
در فطام او بسی نعمت خوری
و در جای دیگری از مثنوی شریف می فرماید:
تو چه دانی قدر آب دیدگان
عاشق نانی تو چون نادیدگان
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنَش با مَلَک انبازکن
تا تو تاریک و ملول و تیره ای
دان که با دیو لعین همشیره ای
لقمه ای کو نور افزود و کمال
آن بود آورده از کسب حلال
▪ حکیم ابولقاسم فردوسی طوسی:
همان بر دل هر کسی بوده دوست
نماز شب و روزه آیین اوست
▪ حکیم ناصر خسرو قبادیانی:
چون روزه ندانی که چه چیز است چه سود است
بیهوده همه روز تو را بودن ناهار
خاقانی شروانی:
چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه
که مریم عور بود و روح تنها
▪ سعدی شیرازی:
که سلطان از این روزه آیا چه خواست
که افطار او عید طفلان ماست!
▪ خواجه حافظ شیرازی:
ثواب روزه و حج قبول، آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
▪ فرخی سیستانی:
به فال نیک تو را ماه روزه روی نمود
تو دور باش و چنین روزه صد هزار گذار
▪ مسعود سعد سلمان:
نزد خداوند عرش بادا مقبول
طاعت خیر تو و صیام و قیامت
▪مولاناجلال‌الدین محمد مولوی:
نی تو را هر شب مناجات و قیام
نی تو را در روزه پرهیز و صیام
▪ حکیم اوحدی مراغه ای:
روزه دار و به دیگران بخوران
نه مخور روز و شب شکم بدران
▪ دهلوی:
نی کار مرد روزه همت شکستن است
گر خضر آبش آرد عیش جوان کشد
● شب قدر
در " ترجمان القرآن جرجانی" شب قدر، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است. صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون " گوید: شب قدر، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد.
در "التفهیم بیرونی" آمده است:
واندر ماه رمضان لیله القدر است، آنک جلالت او راه به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاقهای این دهه.
لیله القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است. شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسانهاست. درخصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام و از عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) رسم بر آن بوده است که شب های قدر را "احیا" بگیرند و تا سپیده دم به آداب مخصوص آن ازجمله دعا و نماز و استغفار بپردازند. در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر از هزار ماه است:
"لیله القدر خیر من الف شهر"
و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شبهای نوزدهم، بیست ویکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان می باشد.
در آیه نخست سوره مبارکه "قدر" نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است:
" انا انزلنا فی لیله القدر "
در "تفسیر ابولفتح رازی" پیرامون شب قدر آمده است:
شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق و اقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله "فی لیله مبارکه " هم این شب است.
شب قدر هم مانند بسیاری از مضامین والای دینی از منظر نظر شاعران ما دور نمانده است. شبی که در ادبیات ما از روشن ترین پنجره های معنویت و عرفان به آن نظرشده است. همیشه نگاه به شب قدر، نگاه به شبی بوده است که انسان در وسعت بی کرانه اش می تواند به شنایی جانانه بپردازد و از هر چه سیاهی و تباهی است به درآید و برای سال آتی و سال های آینده رهتوشه هایی مبارک و الهی برگیرد. براستی در ساحت هیچ ادبیاتی چون ادبیات فاخر این سرزمین نمی توان این همه نازک خیالی های جانانه و وجدانگیز را از مفاهیم دینی سراغ گرفت. شاعران و ادیبان ما آن گاه که باهمه وجود اشراقی خود به فهم قدر توفیق می یافتند و از خدای قدر برای برون شدن از وهم و حضور در فهم قدر و مراتب آن توفیق طلب می کردند به تبیین ذوقی این مفهوم والای دینی می پرداختند:
▪ منوچهری دامغانی:
با رنگ و نگار جنت العدنی
با نور و ضیاء لیله القدری
▪ شیخ اجل سعدی شیرازی:
تو را قدر اگر کس نداند چه غم
شب قدر را می ندانند هم
▪ خواجه حافظ شیرازی:
شب قدر است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
عارفان درباره شب قدر گفته اند که این شب، شبی است که سالکان را به تجلی خانه خاص مشرف می گرداند تا بدان تجلی قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت، ابتدای وصول سالک باشد؛ یعنی جمع و مقام اهل کمال در معرفت:
در شب قدر قدر خود را دان
روز در معرفت سخن میران
‌● افطار
افطار در لغت به معنای روزه گشودن است و زمان روزه گشودن هنگامی است که شرع مقرر نموده است. زمان و سفره افطار دارای معنویت خاصی است و از روحانیت و صفای مخصوصی برخوردار است و به راستی گرد آمدن به سر سفره افطار دارای حال و هوای دلپذیری است که حکایت از رحمت بی منتهای پروردگار رحمان دارد.
یکی از سفارش های مهم اسلامی دستگیری از مستمندان و محرومان است و دیگر سفارش مهم این دین آسمانی "صله رحم" و برقراری روابط صمیمانه با اقوام و نزدیکان است که بسیار مستحب شمرده شده است، بدین ترتیب "افطاری دادن" در ماه مبارک رمضان آیت دیگری بر رحمت بی پایان خداوند رحیم است که موجب نزدیکی دل ها و استواری پیوندها می گردد.
این سنت حسنه همچنین در ابعاد اجتماعی نمایانگر روح همنوایی با مستضعفان و مددکاری از محرومان می باشد. لحظه شیرین افطار کردن که همراه با آداب و ذکر و مناجات است، در کلام سخنوران ادب پارسی نیز از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است. تا بدانجا که در برخی سروده ها از آن در قالب تغزل یاد شده است شاعر در توصیف زیباترین لحظات زندگی از این مفهوم استفاده نموده است:
▪ کلیم کاشانی:
خمار باده در چشمم سیه کرده عالم را
بیا ساقی که وقت شام باید روزه واکردن
▪ خاقانی شروانی:
اشک چشمم در دهان افتد گه افطار از آنک
جز که آب گرم پستی نگذرد از نای من
▪ ملاطغرا:
غم روزه برمن بسی بار کرد
چو ساغر به می باید افطار کرد
▪ شیخ اجل سعدی شیرازی:
بگفت ای فلان ترک آزار کن
یک امشب به نزد من افطار کن
● سحر
در معنای "سحر" آورده اند که وقت آخر شب و زمان پیش از صبح و برخی شراح نوشته اند که سحر سپیدی است که بالای سیاهی باشد و یا سپیدی است که بر سیاهی برآید.
سحرگاهان ماه مبارک رمضان از آنجا که نقطه آغازی است برای شروع روزی همراه با ستیز با هواهای نفسانی و خودسازی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
نشستن بر سر سفره سحری که همراه با آداب و تشریفات خاصی است بسیار دل انگیز و روح نواز است.خصوصا این لحظات برای کودکان و نوجوانان بسیار زیبا و خاطره انگیز است و رایحه دلپذیر رحمت بی انتها ایزد منان در چنین فضایی ملکوتی غیر قابل انکار است.
اذان صبح هنگامه امساک است و سپس نماز و نیایش به درگاه معبود. در روایات آمده است که این لحظات بهترین اوقات برای مستجاب شدن دعاهای خیر است و درهای آسمان در این اوقات بر روی بندگان صالح و مومن باز می شود و باران رحمت الهی بر زمین نازل می گردد.
▪ خواجه حافظ شیرازی:
من آن مرغم که هر شام و سحرگاه
زبام عرش می آید صفیرم
▪ خاقانی شیروانی:
هر سحرگاهش دعای صدق ران
پس به سویش عرش فرسایی فرست
▪ خسروانی:
دلخسته و مجروحم و پی خسته و گمراه
گریان به سپیده دم و نالان به سحرگاه
▪ آغاجی:
عهد و میثاق باز تازه کنیم
از سحرگاه تا به وقت نماز
▪ سنایی غزنوی:
آنچه یک پیرزن کند به سحر
نکند صد هزار تیر و تبر
▪ سوزنی سمرقندی:
به دعای سحر گهانه تو را
برساند به من خداوندم
▪ شیخ اجل سعدی شیرازی:
به فلک می رود آه سحر از سینه من
تو همی برنکنی دیده ز خواب سحری
● عید فطر
درمعنی "فطر" در "اقرب الموارد" آمده است که عید روزه گشادن و جشنی است که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گیرند.
عید فطر نیز دارای آداب و مراسم ویژه ای است.در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت می جویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک، سپاس می گویند. بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید و پرداخت "فطریه" به مستحقان از دیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد ارزشمند فردی و اجتماعی فراوان است.
با این تعاریف غیر ممکن خواهد بود که این عید فرخنده و این روز خجسته از نگاه شاعران نکته یاب مسلمان دورمانده باشد.
▪ خاقانی شروانی:
گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر
بیرون از این دو عید چه عیدست دیگرش
▪ رودکی سمرقندی:
روزه به پایان رسید و آمد نو عید
هر روز بر آسمانت باد امروا
▪ منوچهری دامغانی:
برآمدن عید و برون رفتن روزه
ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه
▪ خواجه شمس الدین محمد حافظ:
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن وعید صیام است
▪ مسعود سعد سلمان:
ای خداوند عید روزه گشای
بر تو فرخنده شد چو فر همای
نویسنده: علیرضا - باوندیان
منبع : باشگاه اندیشه