شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

انقلاب اسلامی کاملترین نهضت مردمی


انقلاب اسلامی کاملترین نهضت مردمی
جنبش ها و نهضت های اسلامی در نگاه اکثر محققان از تاریخچه ای بسیار طولانی برخوردارند.این نهضت ها، به ویژه در تاریخ معاصر،چه از نظر تعداد و گستره جغرافیایی و چه از نظر نوع و ماهیت، از تعدد قابل توجهی برخوردار شده اند. امروزه تقریباً هیچ نقطه ای از قلمرو ملل اسلامی یافت نمی شود که در آن گروه و جنبش تحت عنوان یا با پسوند برگرفته از این واژه سر بر نیاورده باشد.از کشورهای با سابقه و بزرگی چون مصر، ترکیه و عربستان گرفته تا مناطقی کوچک و دورافتاده نظیر سومالی،موریتانی و کشمیر، جنبش های اسلامی در حال فعالیت و تکاپو هستند. برخی از این گروه ها و حرکت های اسلامی چندین دهه سابقه دارند و برخی نیز ظهورشان به اوایل قرن حاضر بر می گردد. هر کدام از این جنبش های با سابقه و نو ظهور ، دارای گرایش ها، اهداف و فلسفه ی وجودی خاصی هستند. با وجود این که تمام این نهضت ها مبنای شکل گیری و فعالیت خود را اسلامی می دانند اما به سختی می توان دو جنبش اسلامی را یافت که در تعریف،عملکرد و اهداف یکسان باشند.البته بخشی از این ناهمپوشانی را باید معلول تفاوت در محیط های جغرافیایی و بسته فعالیت های این نهضت ها دانست اما متأسفانه به نظر می رسد علت اصلی افتراق و حرکت های مذکور، تقسیمات پیش بینی حاصل شده در دنیای اسلام بر اساس مذاهب و نحله های مختلف اعتقادی است.هر چند تمام جنبش های اسلامی معاصر، رویکرد سیاسی ندارند اما می توان گفت تقریباً تمام این گروه ها خواستار بهبود شرایط موجود و حرکت به سمت یک وضعیت مطلوب هستند. به نظر می رسد بتوان واژه ی « اصلاح» را به عنوان محور اصلی این خواسته در نظر گرفت که تمامی امور سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... را پوشش می دهد. البته در یک نگرش کلی طیف غالب جنبش های اسلامی پیش از هر چیز خواستار اصلاح امور سیاسی جوامع مسلمان و به تبع آن خواهان تغییرات در سایر زمینه هاست.
با صرفه نظر از توضیح درباره ی ساختار، اهداف و عملکرد جنبش های اسلامی و نیز تشابهات و افتراقات آن ها،یک سوال اساسی و بسیار مهم در خصوص جنبش های اسلامی در تاریخ معاصر مطرح می شود: به راستی چرا تاکنون اکثر قریب به اتفاق جنبش های اسلامی فعال در گستره ی قلمرو اسلامی در تحقق اهدافشان ناموفق بوده اند؟ از نمونه ی بی بدیل انقلاب اسلامی ایران و برخی جنبش های نسبتاً موفق در سال های اخیر که بگذریم، باید گفت که بیشتر جنبش های اسلامی در حال درجا زدن،مواجهه با تغییرات بنیانی گاه و بیگاه،واپسگرایی، ایستایی و یا درگیری های خشونت بار هستند.
به نظر می رسد شاید در حال حاضر دیگر نیازی به ایجاد و سازماندهی نهضت های اسلامی جدید در دنیای اسلام نباشد. در برخی کشورهای مسلمان به قدری جنبش های ریز و درشت ظاهر شده اند که فقط ذکر نام آن ها احتیاج به یک کتابچه راهنما دارد. آنچه اکنون ضروری و حیاتی می نماید،ارائه یک آسیب شناسی دقیق از اهداف و عملکرد جنبش های اسلامی معاصر است.
متأسفانه قابل انکار نیست که برخی از گروه های به ظاهر اسلامی موجود، یا مستقیماً توسط دولت های سلطه گر و استکباری به وجود آمده اند و یا در مراحل بعد به خدمت نظام های طاغوتی گردن نهاده اند. در هر دو صورت، این گروه های به ظاهر اسلامی جز در مسیر کمک به تحقق اهداف دولت های مستکبر کاری انجام نمی دهند؛ علاوه بر اینکه با اعمال و رفتار خود به بدنام شدن دین مبین اسلام نزد اذهان مردم مسلمان و سایر ملل دامن می زنند. از سویی دیگر گروه هایی هستند که از ترس سیاسی نشدن_ که به زعم ایشان گناهی نابخشودنی است_ دایره فعالیت خود را چنان تنگ و محدود کرده اند که بیشتر به گروه های موسیقی یا تئاتر شباهت یافته اند. برخی از گروه ها نیز سال هاست درگیر مشکلات داخلی هستند و نا امیدانه به حیات خود ادامه می دهند.تعدادی از گروه های اسلامی نیز هر چند یکبار به طور کلی مرامنامه و مانیفست خود را تغییر می دهند و پوست می اندازند. اینجاست که بر خلاف نگاه اولیه در می یابیم که در این گستره ی وسیع و شلوغ فعالیت گروه ها و جنبش های متعدد اسلامی، یافتن نهضت های راستین،مردمی، انقلاب و کاملاً اسلامی کار آسانی نیست.هر چند نمی خواهیم نقش سرکوب رژیم های وابسته حاکم بر ملل مسلمان و همچنین فشارهای جهان استکبار را نادیده بگیریم اما قابل انکار نیست که معمولاً بین موفقیت و پیروزی نهضت های اسلامی و ماهیت و صداقت آن ها رابطه مستقیم وجود دارد. نمونه کامل و گویای این معادله، حرکت اسلامی مردم مسلمان ایران است که در نهایت در شکل نظام جمهوری اسلامی به بار نشست.
این انقلاب و حرکت در تمام بخش ها و ابعاد، از یک ویژگی اسلامی و مهمی برخوردار بود؛ چنان که از رهبر تا پیروان عادی این نهضت، همگی حول کلمه ی طیبه ی « الله» گرد آمدند و با کنار زدن تعلقات مادی و سیاسی تنها به فکر اصلاح امور ملت و سرزمینشان بودند.حرکت اسلامی مردم ایران به راستی می تواند سرمشق و الگویی بی نظیر برای نهضت های اسلامی سراسر جهان باشد، حتی شیعه بودن اکثریت مردم ایران نیز نمی تواند مانعی در این مسیر تلقی گردد؛ چرا که نهضت اسلامی مردم ایران در تطابق کامل با اصول اسلامی مشترک با تمام مذاهب و فرق اسلامی قرار دارد. نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی به عنوان بزرگترین،مهمترین و موفق ترین نمونه حرکت های اسلامی،اینک با تجربه حکومتی موفق در مدت سه دهه پس از پیروزی، می تواند سرمشق مناسبی برای سایر مسلمانان جهان و حتی ملل محروم غیر مسلمان در نظر گرفته شود. حرکت ها و جنبش های اسلامی باید در یک بررسی و مطالعه تطبیقی بین خود و انقلاب اسلامی ایران،به نکات ضعفشان پی برده و درصدد رفع آن ها برآیند. از همین رو است که می بینیم نهضت های اسلامی شبیه تر به انقلاب اسلامی ایران، در عرصه عمل موفق تر بوده اند؛ چنانکه در شرایطی که بیشتر کشورهای عرب از ترس رژیم صهیونیستی جرأت اعتراض و حتی اظهار نظر هم نداشتند، جنبش مقاومت اسلامی حزب الله در لبنان برای اولین بار و جنبش حماس هم برای دومین بار توانستند رژیم صهیونیستی را به شکست و عقب نشینی وادار کنند.
پس بدون اغراق باید گفت در کنار مطالعه و شناخت ماهیت هر کدام از جنبش های اسلامی و ارائه آسیب شناسی عملکرد آن ها، بررسی چگونگی تأثیر پذیری این نهضت ها از انقلاب اسلامی ایران جهت موفقیت آن ها، امری اجتناب ناپذیر است.
ناصر آسیابانی