چهارشنبه, ۲۳ خرداد, ۱۴۰۳ / 12 June, 2024
مجله ویستا

آمـوزگـاران آگـاهی


آمـوزگـاران آگـاهی
آگاهی عمومی از محیط اجتماعی در هر جامعه و از گذشته‌‌های دور از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. اصل این نکته مورد تردید نیست، تنها آنچه که می‏‌توان اضافه کرد این است که میزان اهمیت این آگاهی در روند تاریخی یک جامعه معین و یا در مقایسه جوامع با سطوح توسعه‏ یافتگی گوناگون، تفاوت می‌‌کند. به عنوان مثال، آگاهی عمومی از گرانی کالاهای مورد نیاز عموم یا آگاهی عمومی از فساد اداری یا فساد یک سیاستمدار خاص صرف‏نظر از زمان و مکان، موضوعی نیست که بی‌‏اهمیت باشد. همچنین اهمیت این آگاهی در یک کشور با دموکراسی نهادینه ‏شده و حکومتی مسئولیت‌‌پذیر، بسیار بیشتر از همان آگاهی، در کشوری غیردموکراتیک و حکومتی مسئولیت‌‏ناپذیر است.
صرف‏ نظر از گذشت زمان، توسعه‏ یافتگی در کل و به ویژه توسعه دموکراتیک، عامل دیگری که در افزایش آگاهی عموم در زمینه‌‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، پزشکی، بهداشت عمومی و غیره نقش زیادی دارد رسانه‌‏های جمعی فراگیر و به ویژه تلویزیون است. اخیرا به این رسانه‌ها، اینترنت را نیز باید افزود که علاوه بر فراگیری و سرعت انتقال اطلاعات به مخاطبان، از ویژگی‌‌های تعامل بیشتر با مخاطب و حجم بیشتر اطلاعات قابل دسترس و سهولت دسترسی نیز برخوردار است.
در جامعه‌‏ای مثل جامعه آمریکا، به قول گربنر، تلویزیون به صورت بازوی فرهنگی جامعه در آمده است، به طوری که بیننده عادی ۴ ساعت در روز تلویزیون تماشا می‌کند. نتیجه این وضعیت این است که تلویزیون دیگر منابع اطلاعات و آگاهی‌ها را کنار می‏‌زند و یا آن منابع را با آگاهی حاصل شده از تلویزیون همسو می‌‏کند.
در ایران، گزارش تحقیقی گسترده‌‏ای با عنوان "بررسی آگاهی‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران" نشان می‌دهد که تلویزیون قدرتمندترین رسانه در انتقال اخبار و اطلاعات است. در این بررسی حدود ۷۰ درصد از پاسخگویان اظهار داشتند که از طریق این رسانه از اطلاعات و اخبار آگاه می‌‏شوند. سایر رسانه‏‌ها به ترتیب اهمیت، عبارت بودنداز : روزنامه ۳/۱۲ درصد، رادیو ۶/۹درصد و گفت‌وگو با دیگران ۴/۴ درصد. طبق همین گزارش، مقایسه ارقام مذکور با یافته‌‏های بررسی دیگری در سال ۱۳۵۳ با عنوان "گرایش‌های فرهنگی و نگرش‌های اجتماعی در ایران" نشان می‌دهد که به موازات گسترش تلویزیون و بعضی عوامل دیگر در فاصله ۱۳۵۳ تا ۱۳۷۴ از اهمیت رادیو و گفت‌وگو با دیگران کاسته شده و بر نقش تلویزیون افزوده شده است. در سال ۱۳۵۳ حدود یک پنجم ۲۱ درصد مردم از تلویزیون به عنوان وسیله خبرگیری استفاده می‌‌کردند ولی سال ۱۳۷۴ این نسبت به ۷۰ درصد (بیش از سه برابر) رسیده است.
در تحقیقات جدیدتر، یافته‌‏های پیمایش طرح ملی موسوم به "ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان" حاکی از این است که رادیو، تلویزیون و اینترنت بیش از مطبوعات، رادیوهای خارجی، ماهواره و گفته‏‌های سایرین به عنوان منبع خبری قابل اعتماد، تلقی می‌‏شود. طبق یافته‌‌های این طرح در پاسخ به این پرسش که بیشتر از چه طریقی از اخبار کشور مطلع می‌‏شوید؟ ۸۳ درصد از پاسخگویان، تلویزیون را معرفی کرده‌‏اند. روزنامه‌‏ها با ۶/۵ درصد، رادیو با ۶/۴ درصد و ماهواره با ۹/۰ درصد در مرتبه‌های بعدی قرار دارند. به این ترتیب، براساس این یافته‏‌ها می‌‏توان گفت که رسانه‌‏های جمعی نقش مهمی در آگاهی عموم دارند و این نقش روز به روز افزایش می‏‌یابد.
از سوی دیگر، توزیع آگاهی از مسائل اجتماعی در میان مردم هر جامعه همانند ثروت و قدرت، حالتی برابر و یکسان ندارد. به عبارت دیگر علاوه بر فقر اقتصادی می‌‏توان به فقر آگاهی نیز قائل شد. این مفهومی است که به طور مثال، دو نویسنده به نام توماس چلیدرز و جویس پست، در کتابی به نام "فقرای اطلاعات در آمریکا" ارائه کرده‌‏اند. از نظر این دو نویسنده، محرومیت به معنی نداشتن چیزی است که جامعه آن را مهم می‏‌داند. بنابراین، حتی اگر آگاهی‏‌هایی مثل نحوه سپردن کودک به مهد کودک یا چگونگی رفع مزاحمت همسایگان مهم باشد (که مهم است) نداشتن آگاهی از آن، فقر اطلاعاتی و محرومیت آگاهی محسوب می‏‌شود.
این فقر آگاهی، همان‏طور که برندار دروین یادآوری کرده است، در ادبیات مربوط به علوم ارتباطات و اطلاعات با اصطلاحات شکاف آگاهی، شکاف اطلاعاتی، نابرابری اطلاعاتی و اخیرا شکاف ارتباطی معرفی شده، ولی همگی به مفهوم واحدی اشاره دارند و این مفهوم این است که در جامعه از لحاظ آگاهی کسانی دارا هستند و کسانی دیگر نادار.
با در نظر گرفتن اهمیت آگاهی عمومی و افزایش استفاده از رسانه‌‏های جمعی، نکته بعدی این نوید است که رسانه‌های جمعی، مخصوصا تلویزیون در مقطع فعلی و اینترنت در آینده نزدیک، بتوانند این شکاف را کاهش دهند. یک نمونه از این نوع استفاده از تلویزیون در آمریکا برنامه‏ آموزشی «خیابان سسام» بود که ابتدا در ۱۹۶۹ پخش شد و ارزیابی آن نشان داد که در کاهش آگاهی کودکان فقیر در سنین پیش از دبستان، موفقیت نسبی داشته است.
مطالعات دیگری نیز در این مورد انجام شده که در مواردی موید موثر بودن رسانه‌‏های جمعی در کاهش شکاف آگاهی است و در مواردی نیز این تاثیر را نشان نمی‏‌دهد، اما این مطالعات عمدتا در آمریکا و اروپای شمالی انجام شده و در ایران تاکنون تحقیقی در این مورد انجام نشده است. با این مقدمه پرسشی که در این مقاله مورد بررسی قرار می‏‌گیرد این است که آیا استفاده از رسانه‏‌های جمعی به ویژه تلویزیون که رسانه‌‌ای بسیار پرپوشش و استفاده از آن آسان و ارزان است، به اضافه اینکه استفاده از آن نیازی اساسی به سواد ندارد، می‌تواند شکاف آگاهی در میان گروه‌های دارای پایگاه اجتماعی اقتصادی متفاوت را در مورد مطالبی مثل آگاهی‏‌های بهداشتی کاهش دهد یا خیر؟
● چارچوب نظری
برای پاسخ به سوال مطرح شده، می‏‌توان به نظریه شکاف آگاهی استناد کرد. این فرضیه، ابتدا از سوی تیکنور، دونوهو و اولین در ۱۹۷۰ مطرح شد. این نویسندگان فرضیه شکاف آگاهی را چنین مطرح می‏‌کنند:
"وقتی ریزش اطلاعات رسانه‌‏های جمعی به نظام اجتماعی افزایش می‌‏یابد، بخش‌هایی از جمعیت، با پایگاه اجتماعی- اقتصادی بالاتر، سریع‌‏تر از بخش‌های با پایگاه پایین‌‏تر این اطلاعات را کسب می‌‏کنند، به طوری که شکاف در آگاهی میان این بخش‌ها به جای اینکه کاهش یابد، افزایش می‌‏یابد."
اهمیت این نظریه از این جهت است که (در صورت ارائه شواهد کافی بر درستی آن) می‏‌توان نتیجه گرفت گسترش رسانه‏‌های جمعی مثل تلویزیون و یا اینترنت و به فرض رفع مشکلات دسترسی به این رسانه‌‏های پرپوشش و سریع، به خودی خود نمی‌‏توانند ضعف آگاهی مردم در مسائل عمومی را برطرف کنند و گروه‏‌های اجتماعی اقتصادی پایین را با گروه‌‏های با توانایی اقتصادی بالاتر هم سطح کنند.
از آنجا که تحصیلات افراد یکی از عناصر مهم در تعریف پایگاه اجتماعی و اقتصادی است مولفان مذکور برای آزمون فرضیه خود دو شکل عملیاتی را به کار گرفته‌‏اند که در هر دو آنها کسب آگاهی از موضوعات عمومی، یعنی موضوعاتی که بیشتر احتمال دارد آگاهی از آنها از طریق رسانه‏‌های جمعی حاصل شود، با متغیر تحصیلات مرتبط شده است. این دو فرضیه عملیاتی به این شرح است:
۱) با گذشت زمان، کسب آگاهی از موضوعی که عمومیت بسیار یافته است، در میان اشخاص تحصیل کرده‌‏تر، سریع‌‏تر از کسب آن در میان اشخاصی است که تحصیلات کمتری دارند.
۲) در یک زمان معین باید همبستگی بالا میان کسب آگاهی و تحصیلات در مورد موضوع‌هایی که در رسانه‌‌ها عمومیت زیادی یافته‌‏اند، وجود داشته باشد.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران