درد روانتنی زمانی اتفاق میافتد که افراد، علائم جسمانی و دردهایی را تجربه میکنند که دلیل پزشکی مشخصی ندارند و بهنظر میرسد تحت تاثیر وضعیت روانی و احساسی فرد به وجود آمدهاند. یعنی زمانیکه استرس عاطفی و روانی، شما را از لحاظ جسمی هم بیمار میکند.
آیا تابهحال بهدلیل تحمل استرس و اضطراب زیاد، احساس بیماری کردهاید؟
در روزها و ماههای اخیر، بسیاری از افراد جامعه درحال تجربهی ترومای جمعی هستند. شرایط اجتماعی دچار تنش شده؛ به دلیل جنگ اخیر و فشارهای اقتصادی و شرایط اجتماعی و سیاسی کشور جو روانی سنگینی بر مردم حاکم شده است.
ترس از فشار اقتصادی ناشی از تورم و هول و ولای نگرانی از شرایط اجتماعی و سیاسی آیندهی کشور، اضطرابی بود که همهی مردم آن را تجربه کردند. از دست دادن تمرکز، دلشوره، تپش قلب، تعریق کفدست و تنگینفس، از علائمی است که معمولا در چنین شرایطی تجربه میشوند.
اما وضعیت زمانی ناامیدکننده میشود که علاوه بر این علائم، از دردهای آزاردهندهی بدنی نیز رنج ببرید؛ دردهایی که دیگران حتی باور نمیکنند که واقعی هستند! دردهای مزمنی مثل سردرد، کمردرد یا معدهدرد از راه میرسند و ظاهرا پایانی هم برای آنها وجود ندارد؛ حتی با مصرف دارو.
قصه معمولا با مراجعه به پزشک، پس از یک درد و ناراحتی مداوم جسمی شروع میشود.
هنگامی که پزشک، تمام دلایل طبی ممکن برای درد را یکبهیک بررسی و سپس رد میکند و نمیتواند علت فیزیکی مشخصی برای آن بیابد، معمولا فرد را به کلینیکهای روانشناسی ارجاع میدهد!
اکثر ما گاهی این نوع علائم سایکوسوماتیک (روانتنی) را تجربه کردهایم که اغلب واکنش بدن به شرایط پراسترس بوده است.
اما شاید برایتان سوال باشد، واقعا چه اتفاقی میافتد: اگر این علائم به یک روتین روزمره تبدیل شده و موجب تداخل در زندگی ما شوند؟
اگر تمام فکر و ذکر ما شوند و دائما دربارهشان دلمشغولی داشتهباشیم؟
اگر دلایل مشخص بدنی برای علائم وجود نداشتهباشد، آیا درد واقعا وجود دارد؟ …






























































































