آنچه این نشست را از یک گردهمایی دیپلماتیک معمول متمایز میکند، ترکیب بازیگران و همزمانی آن با مجموعهای از تحولات منطقهای است. از یک سو، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس که پس از حملات موشکی و پهپادی ایران علیه خاک خود، در جستجوی راهی برای کاهش تنش هستند. از سوی دیگر، ایران که تنگه هرمز را مهمترین اهرم فشار خود در مناقشه با آمریکا میداند و در نهایت، عمان که با موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود در محدوده تنگه هرمز، نقش میانجی بیطرف را ایفا میکند. بستر بحران: از تفاهم نامه ژوئن تا بنبست ششماهه
برای درک اهمیت نشست صلاله، باید به ریشههای بحران بازگشت. تنگه هرمز که مهمترین آبراه ترانزیت نفت، گاز طبیعی و کالاهای اساسی در جهان محسوب میشود، در پی آغاز حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران عملاً مسدود شد. واشنگتن با اعمال محاصره دریایی و فشار بر تهران تلاش کرد رفتوآمد آزاد کشتیها را برقرار کند، در حالی که مقامات جمهوری اسلامی ایران تأکید داشتند حاکمیت و کنترل این تنگه را حفظ خواهند کرد.
در ماه ژوئن، امیدها با امضای تفاهم نامهای میان ایران و آمریکا زنده شد. تفاهم نامهای که قرار بود آتشبس را برای ۶۰ روز تمدید کند، روند بازگشایی تدریجی تنگه هرمز را آغاز نماید و در نهایت مذاکراتی برای دستیابی به توافق نهایی جهت پایان دادن به جنگ شکل بگیرد. اما این تفاهم نامه دوام نیاورد. تهران و واشنگتن یکدیگر را به نقض توافق متهم کردند و بخشی از اختلافات به نحوه عبور کشتیها از تنگه هرمز بازمیگشت. این اختلافات در نهایت چرخهای از حملات متقابل و تشدیدشونده را میان دو طرف به راه انداخت که تا زمان برگزاری نشست صلاله ادامه دارد. …





















































































![[امیرحسین نادری] جایگاه اسرائیل برای غرب؛ «دارایی» یا «بدهی»؟](/news/u/2026-09-12/ettelaat-k5u6l.jpg)













































































