در چنین شرایطی، همه نگاهها به دولت و دستگاههای رسمی معطوف میشود و البته این طبیعی است. دولت مسئولیت اصلی مدیریت بحران را بر عهده دارد، اما هیچ دولتی، حتی با گستردهترین امکانات، نمیتواند در شرایط جنگی پاسخگوی همه نیازهای جامعه باشد. درست در همین نقطه است که نقش سازمانهای مردمنهاد، خیریهها و خیرین اهمیت پیدا میکند.
بااینحال، درباره نقش این نهادها در جنگ نباید فقط از یک زاویه نگاه کرد. سمنها و خیریهها از یک طرف خود تحت تأثیر جنگ قرار میگیرند و ممکن است توانشان برای ادامه فعالیت کاهش پیدا کند و از طرف دیگر، در همان زمان، جامعه بیش از گذشته به آنها نیاز پیدا میکند. این دوگانه شاید مهمترین نکتهای باشد که در سیاستگذاری برای فعالیت سمنها و خیریهها در شرایط بحران باید مورد توجه قرار گیرد. جنگ، سمنها و خیریهها را هم تحت فشار قرار میدهد …



































































































































































