روزی نیست که کوههای سرسبز البرز و جنگلهای باستانی هیرکانی، زیر بار سنگین صدها کامیون زباله شهری و روستایی کمر خم نکنند. مازندران به عنوان قطب گردشگری کشور، روزانه بیش از سه هزار تن زباله تولید میکند؛ رقمی که در ایام تعطیلات و با هجوم مسافران، رشدی سرسامآور پیدا میکند. اما واقعیت تلخ اینجاست که سازوکار جمعآوری و امحای پسماند در این خطه، دههها از استانداردهای اولیه بهداشتی و محیطزیستی عقب مانده است. هنوز هم در قرن بیست و یکم، بخش عمدهای از طلای کثیف در دل جنگلها و مجاورت رودخانهها به بدویترین شکل ممکن رها و تلنبار میشود.
گسیل پسماند به دل جنگل فقط انباشت چند کیسه و پلاستیک نیست؛ مسئله اصلی، سم مهلکی به نام شیرابه است. هر تن زباله تر صدها لیتر شیرابه به شدت سمی و حاوی فلزات سنگین تولید میکند. این مایع سیاه و بدبو، آرام و بیصدا در بافت اسفنجی خاک جنگل نفوذ کرده، سفرههای آب زیرزمینی را آلوده میسازد و در نهایت از طریق چاههای کشاورزی، شالیزارها و آب شرب، به چرخه غذایی و سفرههای مردم بازمیگردد. شیوع انواع بیماریهای گوارشی، پوستی و آمارهای نگرانکننده سرطان در استان، تاوانی است که جامعه برای سوءمدیریت پسماند پرداخت میکند.
در طول سالهای گذشته، نام پروژههای زبالهسوز و کارخانههای کمپوست بارها در اخبار و گزارشهای دولتی تکرار شد. از زبالهسوز ساری گرفته تا وعده تجهیز مراکز پردازش در نوشهر، آمل و بابل؛ اما در عمل خروجی این پروژهها یا بسیار کمتر از وعدههای داده شده بوده یا به دلیل نواقص فنی و کمبود اعتبار، با ظرفیت ناقص کار میکنند. در بسیاری از شهرها، طرح تفکیک از مبدا در حد یک شعار تبلیغاتی باقی مانده و هیچ زیرساخت مشوق یا الزامآوری برای شهروندان تعبیه نشده است. …


































































































































































