این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
وقتی قیمت یک محصول در مسیر مزرعه تا مغازه بیش از دو برابر میشود، دیگر مساله افزایش هزینه حملونقل نیست؛ بلکه سودجویی های سازمانیافتهای است که کشاورز را در فقر و مصرفکننده را در فشار تورم غرق کردهاند تا سودهای نجومی را در سکوت ببلعند.وقتی فاصله قیمت تولیدکننده تا مصرفکننده در محصولی مثل گوجهفرنگی به ۲۳۵ درصد میرسد، ما دیگر با یک تغییر قیمت طبیعی رو به رو نیستیم، بلکه با یک بحران توزیعی مواجهیم که این عدد، گویای آن است که سود اصلی زنجیره غذایی نه به دست کشاورزی که عرق میریزد و نه به دست مصرفکنندهای که فشار تورم را تحمل میکند، بلکه به جیب لایههای میانی یا همان دلالان زنجیرهای میرود.
در این ساختار، کشاورز به دلیل عدم دسترسی به بازارهای مستقیم و نبود زیرساختهای ذخیرهسازی، مجبور است محصولش را ارزان بفروشد تا فاسد نشود. در نقطه مقابل، مصرفکننده با قیمتی روبهرو است که هیچ تناسبی با ارزش واقعی کالا ندارد. این یعنی تولیدکننده و مصرفکننده هر دو «بازنده» هستند و تنها «واسطهها» در این بازی، سود … …




































































































