آنچه طی چند دهه گذشته در این مجموعه شکل گرفته، شبکهای از استادکاران، هنرمندان، پژوهشگران و متخصصانی است که بخشی از دانش، مهارت، تجربه و حافظه هنرهای سنتی ایران را با خود حمل میکنند. این افراد صرفاً نیروی انسانی یک سازمان نیستند؛ آنها بخشی از حاملان زنده میراث هنری ایران هستند. بخش مهمی از دانش، تجربه زیسته و خاطرات آنان نیز در اسناد و کتابها ثبت نشده، بلکه در حافظه، تجربه، تکنیک، شیوه آموزش و ارتباط استاد و شاگردی آنان وجود دارد. فضایی با سابقه بیش از پنج دهه که زمانی استادان بزرگی مانند «ابراهیم قنبریمهر» و بسیاری نامهای بزرگ دیگر در آنجا فعالیت میکردند.
حال پرسش اساسی درباره اتفاقی که اکنون در مورد پژوهشکده هنرهای سنتی در حال رخدادن است، این نیست که «ساختمان بعدی کجاست؟» پرسش بنیادین این است: آیا این تصمیم وزیر میراث فرهنگی، زیستبوم تداوم، انتقال و بازتولید دانش هنرهای سنتی را تخریب نمیکند؟ مقولهای که بهوضوح در تعارض با وظایف حاکمیتی این وزارتخانه و نیز تعهدات حاکمیتی ایران در کنوانسیون میراث فرهنگی ناملموس یونسکو (۲۰۰۳) قرار دارد. اما این پرسش را نمیتوان صرفاً با آییننامههای اداری پاسخ داد؛ زیرا در ادبیات میراث فرهنگی، میراث ناملموس فرهنگی اساساً چیزی نیست که بتوان آن را از انسانها، زیستبوم و بستر خلقشان جدا و در مکانی دیگر مستقر کرد. …



































































































































































