اجمالا، در علم منطق، صغری به مقولهای گفته میشود که نتیجهگیری بر پایه آن صورت میگیرد و کبری، به اصل کلی و بزرگتر اشاره دارد که معمولاً یک قانون یا قاعده را تشکیل میدهد و برای هر صغرایی میتواند درست باشد.
معمولا برای روشن شدن تفاوت صغری و کبرای یک قضیه به عنوان مثال، گفته میشود: «تمام انسانها فانی هستند» که کبرای یک قضیه است.
بعد صغری قضیه را مطرح کرده ومی گویند: «سقراط انسان است» و سپس نتیجه میگیرند که «پس سقراط، فانی است».
۱. دکتر روحانی در یکی از فرازهای سخنان خود میگوید: «به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است، برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟»
صغرای این فراز از سخن این است که «ما میخواهیم بیست سال با قدرتهای بزرگ جهانی بجنگیم» کبرای سخن این است که «جنگ چیز خوبی نیست» و نتیجه این است که «اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند، آن را بپذیریم؟».
اما صغرای این سخن، غلط است برای اینکه هیچکس در این نظام قصد ندارد برای بیست سال با قدرتهای بزرگ بجنگد.
اصلا جنگ را که ما شروع نکردیم، جنگ در میان مذاکره از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران تحمیل شد.
حضرات امام خمینی و امام شهیدمان و ولی فقیه حاضر نیز بارها در مذمت آغاز جنگ، سخن گفتهاند و با حمله دشمن بود که رزمندگان غیور سپاه و ارتش با اقتدار به دفاع از تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و حقوق ملت بزرگ ایران پرداختند.
ایران حتی بعد از جنگ تحمیلی دوازده روزه با رویکردی صلح طلبانه، آتش بس را پذیرفت و بعد از جنگ رمضان که به شهادت امام شهیدمان انجامید هم در اسلام آباد با طرف متجاوز، مذاکره کرد که نتیجه آن امضای تفاهم نامه توسط روسای جمهور دو کشور بود.
پس صغرای سخن آقای روحانی، غلط است و نتیجه یک صغرای غلط نمیتواند رجوع به همه پرسی برای ادامه جنگ باشد. …
























































































































































