این تحول درست پس از یک دوره فشرده فشار سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک رخ داده است. آمریکا در هفتههای اخیر بر تشدید فشار اقتصادی، ادامه جنگ و بینیازی از مذاکره تأکید داشت و تلاش میکرد این پیام را منتقل کند که زمان به سود تهران نیست. همزمان، رفتوآمد مقامهای پاکستانی، عمانی و قطری به تهران نیز افزایش یافت؛ روندی که دستکم میتوان احتمال داد بخشی از آن با هدف انتقال پیامها و ایجاد فشار غیرمستقیم برای تغییر محاسبات ایران انجام شده باشد. رسانههای منطقهای نیز این رفتوآمدها را در چارچوب تلاش برای کاهش تنش و باز کردن مسیر دیپلماسی توصیف کردهاند.
اما آنچه پس از این دیدارها رخ داد از تغییر راهبرد تهران حکایت نکرد. مواضع مقامات ایرانی نشان داد که فشارهای دیپلماتیک نتوانسته مطالبات اصلی ایران را جابهجا کند و پس از شکست تلاشهای دیپلماتیک برای شکستن بنبست، درگیری نظامی دوباره تشدید شد.
این نقطه را باید جدی گرفت: تهران ظاهراً به جای تغییر محاسبه خود، محاسبه طرف مقابل را تغییر داده است. نهاد امنیت ملی و تغییر منطق مدیریت جنگ
انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی در این مقطع را نباید صرفاً یک جابهجایی اداری تلقی کرد. رضایی چهرهای است که بخش مهمی از سابقه سیاسی و نظامی خود را در مدیریت جنگ و طراحی راهبرد در شرایط فرسایشی گذرانده است. اهمیت حضور او در نهاد امنیت ملی بیش از آنکه صرفاً به سابقه فرماندهی سپاه در جنگ هشتساله بازگردد، به نوع نگاه او به جنگ مربوط است؛ نگاهی که میدان نبرد را محدود به عملیات نظامی نمیکند. …















































































