به گزارش روز نو جزئیات منتشر شده به این شرح است: «۱-تأمین نیازهای معیشتی مردم. ۲-شرایط موجود جنگ تحمیلی سوم و آینده پیشرو ۳-بررسی تحولات حوزه نظامی ۴-تأمین منابع و مدیریت مصارف ریالی، ارزی و انرژی ۵- تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی ۶-وضعیت مسکن و اشتغال ۷-بررسی نحوه ایستادگی کشور در برابر دشمن».
در پایان این گزارش آمده است که مهمترین توصیه رهبر انقلاب «حفظ وحدت و انسجام داخلی و پرهیز از اختلافافکنی» بوده است.
ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از اختلافافکنی
پیش از این نیز به طور غیررسمی مطرح شده بود رهبر انقلاب در جلسهشان با مسعود پزشکیان بر ضرورت حفظ وحدت تأکید کرده بودند؛ مسئلهای که البته در تقریبا تمام پیامهای ایشان از زمان انتخابشان به عنوان رهبری انقلاب اسلامی مطرح شده است؛ ایشان مشخصا در یکی از پیامهایشان با لحنی صریح اشاره کردند که باید از هر اختلاف غیرموجه و حتی موجهی پرهیز شود و از اختلافات پوچ سیاسی دوری کرد.
در بخش دیگری از همان پیام هم مطرح کردند که دشمن در پی «تجزیه اجتماعی» ایران است. پیش از این بسیاری از هدف دشمنان برای تجزیه ارضی ایران به دفعات سخن گفته بودند، اما رهبری با استفاده از عبارت تجزیه اجتماعی نشان دادند که دشمنان مهاجم تا چه حد بر شکلگیری شکافهای داخلی در ایران دل بستهاند و برای خنثیکردن این توطئه لازم است همه مسئولان و مردم در یک مسیر حرکت کنند و اجازه ندهند هر نوع اختلافی به بحرانی داخلی تبدیل شود.
ایشان حالا هم در دیدار با رئیسجمهور به پزشکیان تأکید کردهاند که باید از «اختلافافکنی» پرهیز شود.
رهبری در شرایطی اصرار بر حفظ وحدت دارند که همزمان برخی نیروها به شکلی عجیب بر اختلافات دامن میزنند و با هیجانی کردن فضا میکوشند دو قطبیهای مرسوم سیاسی را به دو قطبی مقاومت و تسلیم تبدیل کنند؛ نیروهایی که در ماههای گذشته حتی به عالیترین مقامات کشور ناسزا گفتند و به آنها توهین کردند و تیم مذاکرهکننده را اهل تسلیم و تسامح جلوه دادند.
این نیروها حتی بعضا اکاذیبی از جمله استعفای رئیسجمهور را مطرح کردند که دفتر رهبری و شخص رئیسجمهور آن را تکذیب کرد و فرد مطرحکننده ادعاهای خلاف واقع نیز با برخورد قضایی مواجه شد.
همان فرد میگفت که باید ۵۰ هزار «حزباللهی» به خیابانها بروند و تکلیف را با بیحجابها یکسره کنند که این سخن نیز از سوی بسیاری از نیروهای سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب محکوم شد، زیرا همه باور داشتند که در شرایطی که سایه جنگ بر سر ایران گسترده است، هر نوع تقابل اجتماعی به برهم خوردن وحدت میانجامد.
این نیروها حتی در میان نمایندگان مجلس نیز حضور دارند؛ افرادی که نامه امضا میکردند که میخواهند علیه قالیباف و عراقچی به خیابان بیایند که آمدند و هر چه به ذهنشان رسید را علیه مذاکرهکنندگان گفتند. رهبری میگویند که باید از اختلافافکنی جلوگیری شود؛ طبیعتا خطاب ایشان میتواند همین نیروهایی باشد که به انحا مختلف بر آتش اختلافات میافزایند.
دو قطبی مقاومت و تسلیم
تندروها یا به تعبیری اختلافافکنها در مدت اخیر دنبال ایجاد دو قطبی مقاومت و تسلیم بودند. شعار «مرگ بر سازشگر» حکایت از میل آنها به ایجاد این دو قطبی دارد. چنین شعاری در حالی مطرح میشود که هیچکس از مردم از موشکهای آمریکا و اسرائیل در امان نبود و هر کس به شکلی در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و حتی در جنگ ۱۳ روزه که بیشتر در جنوب ایران جریان داشت، هزینه داده است و طبیعی است هیچ ایرانی از حمله به کشورش خشنود نمیشود.
آنهایی که باور به مذاکره برای ختم جنگ دارند نیز تاکنون نگفتهاند که به صورت بیقید و شرط تسلیم آمریکاییها شویم؛ چه آنکه اگر چنین بود کشور تا امروز زیر بار تحمیلهای آمریکا میرفت.
تفاهمنامه اسلامآباد نیز به گفته کارشناسان ایرانی و حتی کارشناسان آمریکایی در بسیاری از موارد به نفع ایران بوده است؛ تفاهمنامهای که به قدری منافع ایران در آن لحاظ شده بود که آمریکا از اجرایش سرباز زد و با حمله به مناطق جنوبی ایران عملا آن را نقض کرد.
هیچ مسئولی تا امروز نگفته است بدون هیچ شرطی تنگه هرمز باز شود و بلکه باز شدن تنگه هرمز منوط به آزادی پولهای بلوکهشده ایران و رفع محاصره دریایی شده است.
مذاکرهکنندگان هیچگاه نگفتهاند که در ادامه مسیر، ایران دست از مدیریت تنگه هرمز میکشد و مذاکرات با عمانیها نیز بر سر رسیدن به قواعدی ماندگار برای چگونگی مدیریت تنگه است.
همه اینها واضحاتی است که در مدت اخیر مشاهده شد، اما طیف اختلافافکن با نادیدهگرفتن همه اینها اتهام سازشگر بودن به مسئولان کشور میزنند؛ تا جایی که چنین برداشت میشود که آنها نه مقاومتطلب در برابر دشمن بلکه جنگطلب به هر قیمتیاند؛ چه آنکه اگر در حوزه مقاومت همه مسئولان کشوری و لشگری با تمام توان مقاومت کردهاند و دولت، سپاه، ارتش و همه نهادها در چارچوب وظایف خود به اشکال مختلف در راستای سیاست مقاومت حداکثری در برابر دشمن و شرایطی که در پی جنگ به وجود آمده، ایستادگی کردهاند.
در این وضعیت ایجاد دوقطبی مقاومت و تسلیم نه از سر دلسوزی برای کشور و انقلاب، بلکه ادامه رقابتهای سیاسی است؛ رقابتهایی که از دوران پیش از جنگ نیز وجود داشته است و حالا یک طیف پر سروصدا و خاص بدون در نظر گرفتن منویات رهبر انقلاب و اقتضائات کشور بر همان منوال ادامه مسیر میدهند. البته روایتهای دیگری نیز وجود دارد؛ آنکه برخی باور دارند جریان نفوذ نیز در تند شدن فضای داخلی بیتأثیر نیست.
این سخن به آن معنا نیست که همه آن طیف رادیکال نفوذیاند، اما برخی مطرح میکنند جریانهای نفوذ سعی میکنند با رخنه در افرادی که با نگاههای خاص خود از انقلاب دفاع میکنند نفوذ کنند و عملا آنها را در مسیری خلاف امنیت ملی قرار دهند تا به صورت ناخواسته آنها در جهت تضعیف نظام و ایران حرکت کنند.
به هر روی، اما با نکته اخیر رهبر انقلاب مسیر مشخص شده است و وقتی ایشان از تقویت وحدت و ضرورت کنار گذاشتن اختلافات میگویند، این معنا را میرساند که هر طیفی در جهت تفرقه قدم بردارد، خلاف امنیت و منافع ملی گام برداشته است.
وظیفه تعیینشده از سوی رهبری خطاب به دولت
یکی دیگر از نکات مهم در گزارش دیدار رهبری و رئیسجمهور تأکید رهبر انقلاب بر تأمین نیازهای معیشتی مردم و بهبود شرایط اقتصادی است. ایشان مطرح کردهاند که باید منابع ریالی، ارزی و انرژی تأمین و مصرف آنها مدیریت شود.
حتی برای بهبود شرایط اقتصادی دست دولت را باز گذاشتهاند تا با دیگر کشورها تعامل اقتصادی داشته باشند. همچنین بر بهبود وضعیت مسکن و اشتغال هم تأکید کردهاند.
همه این نکات مسائلی است که این روزها به شدت مورد دغدغه مردم است. دولت گرچه تا اینجای کار توانسته است از پس تأمین کالاهای اساسی مردم به خوبی برآید، اما گویا اولویت ویژه دولت مهار نرخ تورم و کنترل قیمتها نیست؛ تا حدی که مسعود پزشکیان در دیدار اخیرش با رسانهها به صراحت گفت که همین که توانستهایم جلوی کمبود کالا را بگیریم، جای شکرش باقی است و دیگر بلد نیستیم در شرایط جنگ جلوی تورم را هم بگیریم.
این نگاه در دولت و به ویژه تیم اقتصادی دولت وجود دارد و به گفته فعالان و کارشناسان اقتصادی مسئله تورم و مهار افزایش نرخ ارز در اولویتهای دولت قرار ندارد.
دست باز دولت برای تعاملات خارجی
رهبر انقلاب حالا دست دولت را برای تعاملات خارجی نیز باز گذاشته است و از عنوان «طرفهای خارجی» چنین بر میآید که دایره تعاملات دولت محدود به کشورهایی مانند روسیه و چین نیز نشده است. حالا در حوزه اقتصادی توپ در زمین دولت است که میخواهد چه کار کند؟
آیا بناست عاملیت و ابتکار عملی برای بهبود شرایط اقتصادی نداشته باشد یا آنکه با خلاقیتهای اقتصادی و استفاده از ایده اساتید و نخبگان حوزه اقتصاد در شرایط کنونی و با بضاعتی که در اختیار است اگر نمیتواند همه مشکلات اقتصادی را حل کند، اما قدری بهبود در شرایط زندگی مردم ایجاد کند.
بسیاری از جامعهشناسان و اقتصاددانها در شرایط کنونی این هشدار را میدهند که اگر بار فشار اقتصادی بیش از پیش شود، ممکن است با بحرانهای اجتماعی و مشخصا اعتراضات روبهرو شویم.
این موضوعی است که راهی ندارد جز ساماندادن نسبی به اوضاع معیشتی مردم. از طرفی دولت میتواند در موضوع مدیریت انرژی از سیاستهایی کمتنش استفاده کند. مسئله افزایش قیمت بنزین از آن دست موضوعاتی است که هم حساسیت ذاتی برای مردم دارد و هم آنکه به طور مستقیم زندگی مردم را دچار بحران میکند.
بعد از ایام جنگ بسیاری از شرکتها، کارگاههای تولیدی، کارخانهها و نهادها نیروهای خود را تعدیل یا تعلیق کردند و در همین ماههای اخیر میبینیم که بخشی از مردم به کار با خودرو برای تأمین مخارج زندگیشان روی آوردهاند.
از طرفی بسیاری از آنهایی که هنوز در کار خود فعالیت میکنند، به دلیل تورم افسارگسیخته این روزها برای جبران کسری مالی زندگی خود ناچارند به عنوان شغل دوم در تاکسیهای اینترنتی مشغول باشند.
افزایش قیمت بنزین همین امکان را نیز از آنها میگیرد و طبیعی است در شرایطی که بخش قابل توجهی از مردم در پی افزایش قیمت بنزین نسبت به شرایط موجود اعتراض خواهند کرد و اگر اعتراضاتی شروع شود، مشخص نیست در ادامه به چه سمتی میرود. رهبر انقلاب از تأمین و مدیریت منابع انرژی سخن میگویند و در عین حال بر تأمین نیازهای معیشتی مردم تأکید میکنند.
اگر دولت بخواهد مسئله تورم و افزایش نرخ ارز را رها کند و از آن سو قیمت بنزین را نیز برای کسری بودجه خود افزایش دهد، عملا نه توانسته مدیریت درستی بر منابع انرژی داشته باشد و نه آنکه زندگی معیشتی مردم را سامان داده است.
حالا که رهبر انقلاب دست دولت را برای تعامل با دنیا باز گذاشته است، دولت عملا بهانهای نمیتواند داشته باشد؛ به ویژه آنکه اکنون که آمریکا به تعبیر ترامپ جنگ اقتصادی با اِعمال تحریمهای تازه علیه ایران راه انداخته دولت برای خنثیکردن برنامه تازه آمریکا در موضوع اقتصادی به شدت باید پویا و کارآمد عمل کند و دست از درددل با مردم و گلایه از سختیهای کار بردارد!
حالا نوبت دولت و گروههای سیاسی است
رهبر انقلاب در ایام اخیر نشان دادهاند که نسبت به آنچه در کشور میگذرد، اشراف کامل دارند؛ چه در حوزه نظامی و دیپلماسی، چه در حوزه سیاسی و اجتماعی و چه در عرصه اقتصادی. ایشان در پیامهایشان به روشنی سیاستهای کلی نظام را تعریف میکنند و در دیدار اخیرشان با رئیسجمهور نیز بر سه محور جنگ، مردم و اقتصاد تأکید کردهاند.
طبیعی است که دوران جنگ کار را بر هر مسئولی سخت میکند و البته فضای اجتماعی را نیز با استرس همراه میکند، اما مدیریت در دوران جنگ نیز روشهای خود را میطلبد؛ چه از سوی دولت، چه از سوی فعالان و گروههای سیاسی و چه از سوی مردم.
مردم تا اینجای کار نشان دادهاند که هم تابآوری لازم را دارند و هم آنکه زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی، اما از کشور و انقلاب حمایت کردند؛ با این وصف به نظر میرسد حالا نوبت دولت و فعالان و گروههای سیاسی است که از یکسو دولت بتواند کشور را به اندازه بضاعتِ موجود، مدیریت کند و سامانی به زندگی اقتصادی مردم دهد و از سوی دیگر گروههای سیاسی نیز به جای پرداختن به اختلافات و نزاعهای سیاسی بر مسیر وحدت حرکت کنند و دست از نوع اختلافافکنی بردارند و همه بپذیرند که مسئولان فارغ از آنکه به چه جناح سیاسی متعلق باشند، اکنون در خط مقدم مقاومت در برابر دشمن قرار دارند.
هیچکس از یاد نمیبرد که پیش از جرقه آغاز اعتراضات خیابانی دیماه سال ۹۶ در مشهد و از سوی یک گروه مخالف دولت وقت زده شد و در ادامه آن اعتراضات دیگر از دست خود آن گروه خاص سیاسی نیز خارج و به یک بحران سیاسی-اجتماعی تبدیل شد. حالا نیز گروههای مخالف مذاکره و حملهکنندگان به مسئولان ممکن است با اقدامات خود، مردم را ناامید کنند و همین ناامیدی زمینهساز تنشهای اجتماعی شود.
اینبار، اما با گذشته تفاوت دارد، زیرا اکنون کشور درگیر جنگی خارجی است و بر اساس مستندات و سخنان مقامات آمریکایی و اسرائیلی آنها مترصد بهرهگیری از هر نوع اعتراضات داخلی در ایراناند. همه این شرایط و البته تأکیدات اخیر رهبر انقلاب نشان میدهد دو موضوع پرهیز از اختلافافکنی و انجام صحیح وظایف دولت تا چه حد در روزگار کنونی مهم است.



































































































































































