مأموریتهای طاقتفرسا و واکنش مقامات
خانوادههای ملوانان مستقر در ناو آبراهام لینکلن با فاش کردن تلاش حداقل دو ملوان برای پریدن به دریا، پرده از وضعیت هشداردهنده روانی خدمه برداشتند. این اتفاقات در حالی رخ میدهد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پاسخ به نگرانیها درباره طولانی شدن مدت مأموریت، این سؤال را رد کرد و گفت: «این مدت به اندازه کافی طولانی نیست.» دریاسالار داریل کادل، رئیس عملیات نیروی دریایی، نیز در واکنش به اعتراضات، شعار «اول ملوانان» را نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه «یک ضرورت جنگی» توصیف کرد که نشاندهنده نگاه ابزاری به نیروی انسانی در شرایط فعلی است.
با بالا گرفتن فشارها، نیروی دریایی ناو هواپیمابر کلاس نیمیتس، «یو اس اس جورج واشنگتن»، را از منطقه هند و اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل کرد تا جایگزین ناو لینکلن شود. این جابهجایی اضطراری، هرچند به ناو لینکلن اجازه بازگشت به بندر اصلی خود در سن دیگو را میدهد، اما غرب اقیانوس آرام را برای مدتی بدون حضور ناو هواپیمابر آمریکایی باقی میگذارد؛ منطقهای که حضور ناوهای آمریکایی در آن، نقشی کلیدی در بازدارندگی چین در دریای چین جنوبی و اطمینانبخشی به متحدان منطقهای ایفا میکند.
ریشههای تاریخی بحران: کمبود ناوهای هواپیمابر
دریاسالار بازنشسته، فازی میلر که از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ فرماندهی ناوگان پنجم و فرماندهی مرکزی ایالات متحده را بر عهده داشته، معتقد است مشکلات کنونی ریشه در گذشته دارد. وی که از سال ۱۹۷۹ به نیروی دریایی پیوسته، میگوید که همواره هدف این نیرو، عملیات در سطحی بوده که نه برای ملوانان طاقتفرسا باشد و نه برای تجهیزات حیاتی مأموریت، اما تعداد ناکافی کشتیهای جنگی، این تعادل را برهم زده است.
تأکید بر این معضل، به سال ۲۰۱۳ بازمیگردد؛ زمانی که دریادار توماس مور، مسئول پیشین برنامه خرید نیروی دریایی، به کنگره هشدار داد که آمریکا «یک نیروی دریایی با ۱۱ ناو هواپیمابر در جهانی با ۱۵ ناو هواپیمابر» است و بعید دانست که تقاضا برای حضور این ناوها کاهش یابد. اکنون، ۱۳ سال بعد، همچنان شمار ناوهای هواپیمابر در عدد ۱۱ باقی مانده و با توجه به برنامه بازنشستگی ناو کلاس نیمیتز در پایان سال آینده، این تعداد به زودی به ۱۰ فروند کاهش خواهد یافت. این در حالی است که ناوهای هری ترومن و جرالد فورد برای تعمیرات اساسی از مدار خارج شدهاند و ناو فورد اخیراً با ثبت رکورد ۳۲۶ روز حضور در دریا (پس از جنگ ویتنام)، نشاندهنده فشار مضاعف بر کشتیهای موجود است.
ناو «جان سی. استنیس» نیز سالهاست که در دست تعمیرات اساسی قرار دارد و ناو «رونالد ریگان» تا پایان ماه اوت قابل اعزام نخواهد بود. استیون ویلز، افسر بازنشسته نیروی دریایی، در این باره تصریح میکند: «ما به اندازه کافی ناو هواپیمابر در این چرخش نداریم تا تمام مأموریتهای مورد نظر را انجام دهیم و این یک مشکل دیرینه است.»
مدل استقرار معیوب و تأثیر آن بر نگهداری و آموزش
در سال ۲۰۱۴، نیروی دریایی مدل استقرار «طرح واکنش بهینه ناوگان» (OFRP) را اجرا کرد که قرار بود نگهداری، آموزش و یک استقرار هشتماهه را در چرخهای ۳۶ماهه منظم کند. اما گزارش دفتر پاسخگویی دولت آمریکا (GAO) در سال ۲۰۱۶ نشان داد که فشارهای عملیاتی، نیروی دریایی را به افزایش مدت استقرار کشتیها و کاهش یا بهتعویقانداختن تعمیرات واداشته است. این تصمیمات نهتنها پیشبینیپذیری مأموریتها را کاهش داد، بلکه زمان آموزش را به شدت محدود کرد و به فرسایش سریعتر کشتیها دامن زد.
آمارها نشان میدهد که از سال مالی ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹، کشتیهای نیروی دریایی بیش از ۳۳,۷۰۰ روز اضافی را فراتر از برنامه، صرف تعمیر و نگهداری کردند که به کاهش چشمگیر تعداد کشتیهای آماده برای آموزش یا عملیات منجر شد. این معضل، در عمل به معنای کمتر شدن زمان استراحت و تعمیرات پیشبینیشده و افزایش فشار بر خدمه و تجهیزات باقیمانده است.
فروپاشی زنجیره تأمین در پی حملات ایران
یکی از عواملی که بحران فعلی را به اوج رسانده، اختلال در شبکه لجستیک منطقهای است. حملات ایران در ماه فوریه به مرکز لجستیک نیروی دریایی در بحرین، ضربهای جدی به تأمین غذا، قطعات و سوخت کشتیهای مستقر در خاورمیانه وارد کرد. در پاسخ، پنتاگون مرکز لجستیک جدید را به تأسیسات دیگو گارسیا، واقع در بیش از ۲۰۰۰ مایلی گروههای ضربت، منتقل کرد.
یک ملوان که بر روی یک کشتی جنگی ساحلی کلاس ایندیپندنس خدمت میکرد و به دلیل ترس از انتقام، ناشناس مانده، این تغییر را «شکست کامل» توصیف کرده و میگوید که فاصله دیگو گارسیا باعث شده تا کشتیها ۳۰ روز قبل سفارش غذا بدهند، در حالی که برنامه عملیاتی نامنظم، این کار را تقریباً غیرممکن ساخته است. به گفته وی، ملوانان ناچار بودند تا هرچه میتوانند از کشتیهای نفتکش سوختگیر در دریا، جمعآوری کنند و کیفیت غذا از «نپخته» تا «غیرقابل تشخیص» در نوسان بوده است.
نماینده مایک لوین، دموکرات از کالیفرنیا، نیز با اشاره به این گزارشها تأکید کرده که دولت باید پس از حملات فوریه و مارس، برنامه جایگزینی را پیشبینی میکرد و این مسائل، ناشی از نقص در آمادهسازی و برنامهریزی پیش از بحران است.
بحران خاموش: کمبود خواب، غذا و سلامت روان
مشکلات تنها به کمبود ناو و تجهیزات محدود نمیشود؛ نیروی انسانی نیز در خط مقدم این بحران قرار دارد. بر اساس بررسی GAO در سال ۲۰۲۱، فقط ۱۴ درصد از افسران نیروی دریایی حداقل هفت ساعت در شب خواب داشتهاند و ۶۷ درصد پنج ساعت یا کمتر گزارش کردهاند. تا سال ۲۰۲۳، میانگین خواب ملوانان به ۵.۲۵ ساعت در شبانهروز کاهش یافته که بسیار پایینتر از استاندارد ۷.۵ ساعته نیروی دریایی است. کمبود خدمه و مشکلات تشک نیز از دیگر عوامل تشدیدکننده خستگی شناسایی شدهاند.
با وجود تلاشهایی مانند مطالعه نظارت بر خواب با استفاده از حلقههای Oura بر روی ۱۶۰۰ ملوان، اما پرسنل میگویند کمبود خواب تنها یکی از آسیبها بوده و کمبود غذا و تغذیه نامناسب در طول درگیری با ایران، به شدت بر روحیه و سلامت خدمه تأثیر گذاشته است.
در پاسخ به انتقادات درباره ناو لینکلن، نیروی دریایی اعلام کرده افزایشی در افکار خودکشی ندیده، اما مشاوران بیشتری به کشتی اعزام شدهاند. دریادار برد کوپر نیز در بازدید از این ناو، ادعا کرد این کشتی کمترین میزان موارد سلامت روان را در میان ۱۱ ناو فعال دارد؛ ادعایی که با گزارشهای میدانی و شهادت خانوادهها در تناقض است.
ابهامآفرینی پنتاگون و نبود پاسخگویی سیاسی
در کنار بحران عملیاتی، رویکرد دولت ترامپ در قبال شفافیت اطلاعاتی نیز مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. پیت هگست، وزیر دفاع، در اکتبر ۲۰۲۵ یادداشتی صادر کرد که هرگونه ارتباط مقامات پنتاگون با کنگره را منوط به دریافت مجوز کرده است. وی همچنین در جلسه استماع سنا در ماه ژوئیه، از پاسخ به سؤالات قانونگذاران درباره صحت ادعای «نابودی» ارتش ایران طفره رفت و بیش از ۱۰۰ روز است که نشست خبری درباره جنگ ایران برگزار نکرده است.
دمکراتها خواستار استناد به قطعنامه اختیارات جنگی برای الزام دولت به پاسخگویی شدهاند تا کنگره بتواند ظرف ۶۰ تا ۹۰ روز نسبت به خروج نیروها اقدام کند، مگر اینکه کنگره اعلام جنگ کرده باشد. این در حالی است که ناو آبراهام لینکلن با وجود نقشآفرینی در محاصره تنگه هرمز و بازگرداندن بیش از دوازده کشتی، اکنون به دلیل تعمیرات بهتعویقافتاده، برای مدت طولانیتری از مدار خارج خواهد شد و این نمونهای آشکار از نبود برنامه بلندمدت برای مدیریت ناوگان است.
مجموعه این گزارشها تصویر روشنی از نیروی دریایی آمریکا ترسیم میکند که در آن، ترکیبی از کمبود مزمن ناوهای هواپیمابر، مدل استقرار معیوب، فروپاشی لجستیک منطقهای، بیخوابی و تغذیه نامناسب خدمه و نبود شفافیت سیاسی، یک بحران چندلایه را شکل داده است. آنچه در ناو آبراهام لینکلن رخ داد، نه یک حادثه منفرد، بلکه زنگ خطری برای فرسایش تدریجی توان رزمی و انسانی قدرتمندترین نیروی دریایی جهان در سایه جنگی طولانی و مدیریت ناکارآمد است و تا زمانی که این نقصهای ساختاری برطرف نشوند، ملوانان و تجهیزات، بهای سنگین این بیتدبیری را پرداخت خواهند کرد.
















































































































































