در شرایطی که دولت دونالد ترامپ بار دیگر سیاست فشار حداکثری علیه ایران را تشدید کرده، حمزه صفوی در یادداشتی با عنوان «طرحی برای بازتعریف رابطه ایران و آمریکا» تلاش کرده است راهبردی ترکیبی برای تهران در برابر فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی واشنگتن ترسیم کند؛ راهبردی که به گفته او باید همزمان امکان مذاکره و آمادگی برای ادامه فشار را حفظ کند.
صفوی با اشاره به مواضع اخیر دونالد ترامپ نوشته است: «خردکنندهترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده» را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز میکند. به نوشته این تحلیلگر، ترامپ این اقدام را جنگ اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بیسابقه توصیف کرده و هشدار داده است کشورهایی که اجازه دهند نهادهای مالی، شرکتها، فرودگاهها یا دستگاههای دولتیشان برای ایران راه تنفسی باز بگذارند، با پیامدهای اقتصادی سنگینی مواجه خواهند شد.
صفوی معتقد است این رویکرد در ادامه همان راهبرد فشار حداکثری قرار دارد؛ راهبردی که به گفته او اکنون پس از ناکامی گزینه نظامی در وادار کردن تهران به عقبنشینی، دوباره در مرکز سیاست آمریکا نسبت به ایران قرار گرفته است.
او در بخش دیگری از یادداشت خود مینویسد: «پرسش واقعیتر این است: چگونه میتوان در آنِ واحد، فشار را تحمل کرد، آسیب آن را به حداقل رساند و در عین حال دری برای دیپلماسی باز نگه داشت؟» دیپلماسی؛ تغییر محاسبه، نه فقط درخواست رفع تحریم
صفوی در این یادداشت بر ضرورت تغییر رویکرد ایران در مذاکرات تأکید کرده و پیشنهاد میکند مذاکرات از سطح کلیات سیاسی به سمت اقدامات مشخص و قابل راستیآزمایی حرکت کند.
او مینویسد: «به همین دلیل، پیشنهادهای مذاکراتی ایران باید از سطح کلیات سیاسی پایین بیاید و به اقداماتی مشخص و قابل راستیآزمایی تبدیل شود.»
به اعتقاد او، در پرونده هستهای میتوان درباره محدودیتهای قابل اندازهگیری گفتوگو کرد و در مقابل، کاهش مرحلهای تحریمها، آزادسازی منابع بلوکهشده و ایجاد مسیرهای مطمئنتر تجاری را مطالبه کرد.
صفوی همچنین بر مذاکره مرحلهای تأکید دارد و معتقد است پرونده هستهای، تحریمها، امنیت منطقه و برنامه موشکی را نمیتوان برای همیشه از یکدیگر جدا نگه داشت، اما گره زدن همه این موضوعات در نخستین دور مذاکرات میتواند مسیر دستیابی به توافق را مسدود کند. منطقه؛ بخشی از راهحل
در بخش دیگری از این یادداشت، روابط منطقهای بهعنوان یکی از ارکان راهبرد پیشنهادی مطرح شده است. صفوی با اشاره به توافق تهران و ریاض مینویسد که حتی در شرایط اختلافات عمیق نیز کاهش تنش امکانپذیر است.
او معتقد است کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل نگرانی از پیامدهای مستقیم تنش میان ایران و آمریکا، میتوانند نقش مهمتری در میانجیگری ایفا کنند.
به نوشته صفوی، «عمان و قطر میتوانند در این میان کانالهای ارتباطی را زنده نگه دارند» و عربستان و امارات نیز نباید از معادله دیپلماتیک ایران کنار گذاشته شوند. هرمز؛ اهرمی که هزینه هم دارد
صفوی در ادامه، تنگه هرمز را یکی از مهمترین برگهای ژئوپلیتیک ایران میداند، اما نسبت به استفاده دائمی از این اهرم هشدار میدهد.
او مینویسد: «هرمز اهرم چانهزنی خوبی است تا زمانی که ابزار موقت باقی بماند. اگر به روشی برای فشار دائمی تبدیل شود، احتمال دارد نتیجه معکوس بدهد، شکلگیری یک ائتلاف گسترده برای مهار ایران.»
از نگاه او، بازدارندگی زمانی مؤثرتر است که طرف مقابل بداند ایران توانایی ایجاد هزینه دارد، اما این توانایی در چارچوب یک منطق سیاسی مشخص قرار گرفته و صرفاً واکنشی مقطعی نیست. تابآوری اقتصادی؛ فراتر از دور زدن تحریمها
یکی از محورهای اصلی طرح صفوی، کاهش آسیبپذیری ساختاری اقتصاد ایران است. او با اشاره به شبکههای تجاری غیررسمی، روشهای انتقال کالا و پول، تجارت با ارزهای محلی و ناوگان نفتی کمشفاف، تأکید میکند که این ابزارها به تنهایی به معنای تابآوری واقعی نیستند.
صفوی مینویسد: «تا وقتی ساختار اقتصاد به درآمد نفت، نرخ ارز بیثبات، بودجه کسریدار و واردات کالاهای حیاتی وابسته بماند، هر شوک تازه میتواند بخش زیادی از دستاوردهای قبلی را با خودش ببرد.»
او در عین حال بر تنوعبخشی به درآمدها و شرکای تجاری تأکید کرده و استفاده از ارزهای محلی را تنها یکی از ابزارها میداند، نه راهحل اصلی مشکلات اقتصاد ایران. غذا، دارو و انرژی؛ نقاطی که نباید غافلگیر شد
در بخش دیگری از این طرح، تأمین کالاهای حیاتی در مرکز مفهوم تابآوری قرار گرفته است. صفوی معتقد است ایران باید برای کالاهایی مانند گندم، نهادههای کشاورزی، دارو، تجهیزات پزشکی، قطعات و مواد اولیه صنعتی مسیرهای جایگزین داشته باشد.
او همچنین کاهش شدت مصرف انرژی، نوسازی شبکه برق، افزایش تولید گاز، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش اتلاف را بخشی از امنیت اقتصادی کشور میداند. نگاه به شرق، بدون وابستگی به شرق
چین، روسیه، هند، ترکیه، عراق و کشورهای آسیای مرکزی از جمله شرکایی هستند که در طرح صفوی مورد توجه قرار گرفتهاند.
او تأکید میکند که «هدف نباید جایگزین کردن یک وابستگی با وابستگی دیگر باشد، بلکه افزایش تعداد گزینهها» است.
از نگاه صفوی، اگر قطع همکاری یک کشور یا بسته شدن یک مسیر تجاری بتواند اقتصاد ایران را دچار بحران کند، هنوز تابآوری واقعی ایجاد نشده است. اصلاحات داخلی؛ بخش سخت، اما تعیینکننده
صفوی در ادامه تأکید میکند که مقابله با تحریم بدون اصلاحات داخلی نمیتواند پایدار باشد. او مینویسد: «هیچ راهبردی در برابر تحریم، بدون اصلاحات داخلی پایدار دوام نمیآورد.»
به اعتقاد او، اقتصاد ایران علاوه بر تحریم با کسری بودجه، بیثباتی مقررات، ضعف نظام بانکی، انحصار، فساد، سرمایهگذاری پایین و کاهش اعتماد فعالان اقتصادی مواجه است.
صفوی ثبات مقررات، کاهش تصمیمات ناگهانی، اصلاح تدریجی بانکها، کنترل کسری بودجه، هدفمند کردن یارانهها و ایجاد فضای بهتر برای بخش خصوصی را از اولویتهای اصلاحی میداند. انسجام اجتماعی؛ بخشی از امنیت ملی
در این یادداشت همچنین بر نقش جامعه در موفقیت هر راهبرد خارجی تأکید شده است. صفوی معتقد است اگر فشار خارجی هزینه زندگی بخش بزرگی از مردم را افزایش دهد، حتی سیاستهای موفق امنیتی و دیپلماتیک نیز با مشکل مواجه خواهند شد.
او حمایت از دهکهای پایین را بخشی از امنیت ملی میداند و تأکید میکند دسترسی مردم به غذا، دارو، انرژی و خدمات عمومی باید در اولویت قرار گیرد. نقشه راه ۱۸ ماهه
صفوی برای اجرای این راهبرد یک دوره ۱۸ ماهه پیشنهاد کرده است؛ دورهای که به گفته او نه ضربالاجل حل بحران، بلکه چرخهای برای ارزیابی سیاستهاست.
در سه ماه نخست، تثبیت شرایط، حفظ کانالهای ارتباطی با آمریکا، فعال کردن میانجیهای منطقهای، مدیریت بازار ارز، تأمین ذخایر کالاهای حیاتی و پرهیز از شوکهای ناگهانی باید در اولویت باشد.
از ماه سوم تا ششم، به گفته او باید دیپلماسی مرحلهای و قابل راستیآزمایی آزموده شود و همزمان روابط منطقهای و اقتصادی گسترش پیدا کند.
در فاصله ماه ششم تا دوازدهم، تمرکز باید بر مصونسازی اقتصاد، اصلاح تدریجی یارانهها، تقویت زنجیره تأمین، توسعه مسیرهای تجاری جایگزین، کاهش وابستگی بودجه به درآمدهای ناپایدار و سرمایهگذاری در انرژی و زیرساخت باشد.
در ماههای دوازدهم تا هجدهم نیز باید میزان مقاومت اقتصاد ایران در برابر فشار و آسیبپذیریهای باقیمانده ارزیابی شود و در صورت فراهم بودن شرایط، از ظرفیت ایجادشده برای مذاکرات جدیتر استفاده شود. سه متغیر تعیینکننده
صفوی در جمعبندی، سرنوشت این راهبرد را وابسته به سه عامل میداند: توانایی ایران برای حفظ روابط اقتصادی با شرکای خارجی و جلوگیری از انزوای بیشتر، ظرفیت داخلی برای کنترل هزینههای اقتصادی پیش از تبدیل شدن آنها به بحران اجتماعی گسترده و محاسبه آمریکا درباره هزینه و فایده ادامه فشار.
او معتقد است ایران نباید صرفاً در پی شکست آمریکا یا تحمل فشار باشد، بلکه باید هزینه ادامه فشار برای واشنگتن افزایش یابد، بدون آنکه هزینه اصلی بر دوش جامعه ایران قرار گیرد.
در نهایت، صفوی راهبرد پیشنهادی خود را اینگونه خلاصه میکند: «ایران باید هم برای توافق آماده باشد و هم برای ادامه فشار، اما در هیچ کدام نباید آینده اقتصاد و جامعه خودش را گروگان بگیرد.»
به اعتقاد او، اگر ایران بتواند اقتصاد خود را کمتر آسیبپذیر کند، روابط منطقهای را گسترش دهد، مسیرهای تجارت و درآمد را متنوع کند و همزمان مسیر معتبری برای مذاکره باز نگه دارد، فشار خارجی دیگر تنها متغیر تعیینکننده رفتار کشور نخواهد بود.
این یادداشت در پایان تأکید میکند که افق ۱۸ ماهه یک پایان نیست، بلکه دورهای برای تغییر محاسبات در واشنگتن، تهران و اقتصاد ایران است؛ تغییری که در صورت تحقق میتواند احتمال توافق را افزایش دهد و در صورت عدم تحقق، دستکم ایران را با اقتصادی مقاومتر، روابط متنوعتر و قدرت انتخاب بیشتر روبهرو کند.














![[امیرحسین نادری] تناقض ترامپ با دو کره](/news/u/2026-08-22/ettelaat-nxhbj.jpg)




















































































































































