ابعاد جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران بعد از شکست نظامی
این طرح آمریکا شامل مجازات کشورها و شرکتهایی است که به تجارت با ایران ادامه میدهند و نیز مسدود کردن صادرات نفت و مسیرهای مالی و زمینی این کشور، در بزرگترین تلاش برای منزوی کردن ایران از زمان آغاز جنگ در شش ماه گذشته تاکنون.
در این راستا پنجشنبه گذشته، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، پس از متوقف شدن مسیر دیپلماتیک و عدم امکان دستیابی به توافق، آغاز آنچه را که او «یک فرآیند اقتصادی بیسابقه و طاقتفرسا» خواند اعلام و هر کشوری را که به تجارت با ایران ادامه دهد، تهدید کرد.
اما تشدید محاصره علیه ایران توسط آمریکا به دلیل مرزهای زمینی ایران با هفت کشور، روابط آن با چین و روسیه و وابستگی آن به مسیرهای تجاری که خارج از کنترل دریایی ایالات متحده قرار دارند، با مشکلات چالشهای زیادی مواجه است.
از طرف دیگر، ساز و کار اجرای این جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران هنوز مشخص نیست و در انتظار اعلام جزئیات آن توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده در روز دوشنبه است. اما نشانههای اولیه حاکی از آن است که پس از آنکه واشنگتن بیشتر تحریمهای مستقیمی را که میتوانست بر ایران اعمال کند، به پایان رساند، به تحریمهای ثانویه که شرکای تجاری تهران را هدف قرار میدهد، متکی خواهد بود.
واشنگتن به دنبال تکمیل محاصره دریایی علیه ایران با اعمال فشار بر مسیرهای زمینی، شبکههای ترانزیت و خدمات مالی و هوایی است که به طور بالقوه عراق، ترکیه و پاکستان را تحت فشار قرار میدهد.
آمادگی ایران برای تقابل با هرگونه فشار آمریکا
در این میان مقامات ایرانی، فشار اقتصادی جدید را جدا از درگیریهای امنیتی و نظامی نمیدانند. روز یکشنبه مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران در سخنانی اعلام کرد که کشورش با یک جنگ همهجانبه - اقتصادی، نظامی و امنیتی - روبرو است و افزود: «ما استقامت کردهایم و در تلاشیم تا در مواجهه با این جنگ نابرابر به مردم خدمت کنیم».
اما شنبه شب، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران این اقدامات آمریکا را تبلیغات دانسته و به کشورهای منطقه نسبت به شرکت در جنگ اقتصادی علیه تهران هشدار داد.
محسن رضایی همچنین تهدید کرد که ایران میتواند محمولههای نفتی از طریق خلیج فارس را مسدود کرده و منافع کشورهای شرکتکننده در محاصره را هدف قرار خواهد داد. ایران همچنین تجربه زیادی در مقابله با تحریمها و فروش نفت خود با وجود محدودیتها دارد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران همچنین از تهیه یک «سند امنیت اقتصادی» برای کمک به شرکتها و بخش خصوصی در ادامه فعالیتهایشان خبر داد.
از طرف دیگر، روسای سه قوه - مسعود پزشکیان، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه همچنین در جلسه خود در تهران در روز شنبه، راه های مدیریت اقتصاد، کاهش فشارهای هزینه زندگی و حمایت از گروه های آسیب پذیر را مورد بحث قرار دادند.
ظرفیتهای ایران برای مقابله با جنگ اقتصادی آمریکا
هرچند که این جنگ اقتصادی اعلام شده توسط آمریکا ممکن است هزینه را برای ایران و همسایگانش افزایش دهد، اما توانایی تهران برای سازگاری و همچنین تجربه عمیقی که در مقابله با تحریمها دارد ، و نیز مسیرهای جایگزین متعدد آن و پیوند اقتصاد با امنیت، دستیابی آمریکا به هدف "انزوای کامل اقتصادی" ایران را به هدفی دشوار تبدیل می کند.
اقتصاددانان معتقدند که فشارهای جدید آمریکا هر چند که هزینههایی به ایران تحمیل میکند اما قادر به ایجاد انزوای موثر بر این کشور نیست و تهران میتواند با تسهیل روابط تجاری با کشورهای همسایه، بر اثرات آنها غلبه کند.
ناظران معتقدند بخش نفت بیشترین تاثیر را از این محاصره خواهد گرفت و بعد از آن بخش گاز تحت تاثیر قرار میگیرد. اما ایران 47 سال با تحریمهای شدید غرب روبرو بوده و از طریق روشهای مختلف، از جمله تکیه بر شرکتهای واسطه برای دور زدن محدودیتها، با موفقیت با آنها مقابله کرده است.
علاوه بر آن، ایران اکنون از قدرت نظامی قابل توجهی برخوردار است که به آن توانایی فشار بر واشنگتن را میدهد و این درگیری را به «مسابقهای از انعطافپذیری» و استقامت تبدیل میکند.
همچنین درست است که تشدید تحریمها جامعه ایران و شاخصهای اقتصادی آن را تحت تاثیر قرار میدهد، اما باید میزان این تاثیر را در چارچوب مناسب آن بررسی کرد. در این زمینه ایران دارای «حافظه نهادی» عمیق و تجربه انباشتهای است که تقریباً نیم قرن در مقابله با اشکال مختلف فشار اقتصادی به طول انجامیده است.
تحریمها علیه ایران طی سالهای گذشته به اوج خود رسیدهاند و اکثر نهادهای اقتصادی و سیاسی و چهرههای تأثیرگذار را در بر گرفتهاند و ایالات متحده هیچ نهاد یا فعالیت تجاری را در ایران، صرف نظر از اندازه آن، از تحریمها مصون نگذاشته است.
همین تجربه، ایران را در ابداع راههایی برای دور زدن محدودیتها و کاهش اثرات آنها ماهرتر کرده است. محاصره دریایی اخیر آمریکا علیه ایران مهمترین تحول بیسابقه در سطح تحریمها ضد این کشور بوده است که مستقیماً بر بنادر صادراتی و عملیات حمل و نقل دریایی تأثیر میگذارد و موانعی را برای فروش نفت از طریق نفتکشهای بزرگ اجارهای ایجاد میکند.
اما این محاصره، علیرغم هزینههای عملیاتی دردناکش، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی و استراتژیک ایران و حاشیه جغرافیایی وسیعی که برای مانور فراهم میکند، به آن اندازه که واشنگتن و متحدانش انتظار دارند، به اهداف خود نخواهد رسید.
همچنین ایران منحصراً متکی به بنادر جنوبی خود نیست، بلکه دارای یک شبکه ترانزیت یکپارچه است که فراتر از مسیرهای دریایی امتداد دارد. مسیر دریای خزر با روسیه، که بر پایه مشترک مقابله با تحریمهای غرب بنا شده است، یک شریان دیرینه و حیاتی است.
همچنین باید به شبکه گسترده مسیرهای زمینی که ایران را به همسایگانش متصل میکند، اشاره کرد که به عنوان جایگزینهای استراتژیک برای دور زدن محاصره دریایی عمل میکنند. این مسیرها، در حالی که هزینههای اضافی دارند، جریان مداوم کالا و واردات را تضمین میکنند و تلاشها برای خفه کردن اقتصاد ایران را بسیار دشوار میکنند.
استراتژی ترانزیت جایگزین ایران
در این زمینه، دادههای شرکت تحلیل انرژی کپلر نشان میدهد که چین بین 80 تا 90 درصد از صادرات نفت ایران را تشکیل میدهد. در گزارشی از بلومبرگ همچنین آمده است که پالایشگاههای مستقل چینی بدون ارتباط با سیستم مالی ایالات متحده فعالیت میکنند و اعمال تحریم بر بانکهای بزرگ چینی، روابط بین واشنگتن و پکن را قبل از جلسات دیپلماتیک دوجانبه به یک نقطه بحرانی سوق میدهد.
در همین راستا، یک گزارش تحلیلی توسط پلتفرم ذا کریدل، ابعاد استراتژی ترانزیت جایگزین ایران را برای مقابله با فشار ایالات متحده آشکار کرد و نشان داد که پس از اعمال محاصره دریایی، تهران بخش عمده تجارت خود را از آبراهها به شبکههای ریلی و جادهای تغییر داده است.
این پلتفرم تأکید کرد که افزایش تردد قطارهای باری در خط مستقیم متصل کننده چین و تهران، در چارچوب ابتکار کمربند و جاده، مسیرهای تجاری امن بین دو کشور را باز نگه داشته است.
علاوه بر این، فعالسازی کریدور شمال-جنوب، با مشارکت روسیه و هند، خطوط تأمین زمینی پایدار را خارج از دسترس نیروی دریایی ایالات متحده و غیرقابل نفوذ در برابر مکانیسمهای سنتی تحریم فراهم کرده است. این امر تحمیل انزوای اقتصادی کامل بر ایران را برای واشنگتن بسیار پرهزینه و عملاً غیرممکن میکند.
معضل جغرافیایی مقابل طرح آمریکا برای تشدید تحریمها علیه ایران
از سوی دیگر، ایالات متحده در تلاش برای انزوای اقتصادی جامع تهران، با چالش جغرافیای ایران روبرو است. مساحت وسیع این کشور ، تقریباً 1.6 میلیون کیلومتر مربع، و وسعت جغرافیایی گسترده و موقعیت استراتژیک آن، گزینهها و فرصتهایی را فراهم میکند که بر اثربخشی فشار ایالات متحده تأثیر میگذارد و به اقتصاد ایران انعطافپذیری بیشتری میدهد.
دادههای تجارت خارجی غیرنفتی ایران برای 10 ماه اول سال گذشته ، قبل از جنگ، نشان دهنده یک شبکه تبادل متنوع است که بازارهای اصلی منطقهای و آسیایی را در بر میگیرد. چین با تقریباً 11 میلیارد دلار در صدر فهرست مقاصد صادراتی قرار دارد و پس از آن عراق با 8 میلیارد دلار، امارات متحده عربی با 6.5 میلیارد دلار، ترکیه با 5.5 میلیارد دلار و افغانستان با تقریباً 2 میلیارد دلار قرار دارند.
در بخش واردات، امارات متحده عربی با تقریباً 15 میلیارد دلار در رتبه اول، چین با 13.5 میلیارد دلار و سپس ترکیه با 8 میلیارد دلار قرار دارند، در حالی که هند و آلمان هر کدام تقریباً 1.5 میلیارد دلار واردات داشتهاند.
همچنین تجارت با ترکیه، همسایه غربی ایران، که به حدود 13.5 میلیارد دلار (8 میلیارد دلار واردات و 5.5 میلیارد دلار صادرات) رسیده است، نمونهای از وابستگی متقابل اقتصادی است که با نزدیکی جغرافیایی، مرزهای زمینی مشترک و شبکههای حمل و نقل مشترک تقویت میشود.
بر همین اساس توقف کامل این مسیر تجاری، غیر ممکن است و بنابراین ، در حالی که اقدامات ایالات متحده ممکن است هزینههای معاملات را افزایش داده و زنجیرههای تأمین را پیچیده کند، اما هدف آن برای منزوی کردن ایران در سایه جغرافیا و میزان منافع اقتصادی متقابل بین ایران و شرکای منطقهای و بینالمللی آن، به چالش کشیده میشود.
کارشناسان معتقدند که اگر فشارهای اقتصادی که تاکنون به ایران تحمیل شده، علیه هر کشور دیگری اعمال میشد، این کشور تاکنون محاسبات خود را تغییر میداد، اما وضعیت ایران متفاوت است و در واقع ایرانیها به نوعی تهدید را تبدیل به فرصت کرده و در سایه تحریمها بیشتر به اقتصاد محلی تکیه کردند.
منابع اقتصادی ایران گزارش میدهند که همچنین وضعیت ذخایر ارزی، چه حوالهها و چه ارز خارجی، اکنون قویتر و در دسترستر از قبل از جنگ است که نتیجه سیاست منطقیسازی هزینهها و تمرکز بر کنترل ذخایر استراتژیک است.
همچنین روابط تجاری تاریخی ایران با کشورهای همسایه بر پایههای جغرافیایی، قومی و اقتصادی ریشهدار و دیرینهای استوار است که قرنها به طول انجامیده است و از بین بردن آنها را با ابزارهای سنتی یا غیرمتعارف آمریکایی در کوتاهمدت دشوار میکند.







































































































