براساس آمار وزارت ارتباطات، سهم اقتصاد دیجیتال در کشور 7.14 درصد است و قرار است در پایان برنامه هفتم توسعه به ۱۰ درصد از تولید ناخالص ملی برسد. در این مسیر، توسعه زیرساختهای ارتباطی، ذخیرهسازی و پردازش سریع از جمله الزامات افزایش سهم اقتصاد دیجیتال عنوان شده است؛ اما رشد این زیرساختها بدون تامین برق پایدار با محدودیت مواجه خواهد شد. اقتصاد دیجیتال برخلاف بسیاری از بخشهای خدماتی، تنها به اینترنت و شبکه ارتباطی وابسته نیست؛ بلکه بخش مهمی از زنجیره ارزش آن بر مراکز داده و تجهیزات پردازشی استوار است که مصرفکننده مستقیم برق محسوب میشوند. به همین دلیل، استمرار توسعه این بخش نیازمند آن است که مساله انرژی همزمان با توسعه فناوری مورد توجه قرار گیرد. اقتصاد دیجیتال در انتظار برق پایدار
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به ضرورت تغییر رویکرد فعالان اقتصاد دیجیتال در تامین انرژی، گفت: در کوتاهمدت یکی از مسیرهای قابلاتکا برای تامین برق مورد نیاز این بخش، استفاده از ظرفیت بورس انرژی و خرید برق از این مسیر است. او افزود: برای عبور از محدودیتهای فعلی، باید برای حوزههای مختلف برنامه کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت داشت و اقتصاد دیجیتال نیز از این قاعده مستثنی نیست. در افق میانمدت، فعالان این حوزه باید به سمت مشارکت در پروژههای تولید برق حرکت کنند و در مالکیت نیروگاههای آینده نقش داشته باشند؛ چرا که ادامه توسعه این بخش بدون دسترسی پایدار به انرژی امکانپذیر نخواهد بود.
رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران با اشاره به برنامههای بخش خصوصی برای بازنگری در وضعیت نیروگاهها، تصریح کرد: اتاق بازرگانی از طریق کمیته انرژی و با همکاری کمیسیون صنعت، پروژههایی را برای بازسازی و بهینهسازی برخی نیروگاهها و همچنین توسعه انرژیهای تجدیدپذیر دنبال میکند و فعالان اقتصاد دیجیتال میتوانند در این پروژهها مشارکت کنند.
به گفته او، راهی جز حرکت مصرفکنندگان بزرگ برق به سمت مشارکت در تولید وجود ندارد و بخش دیجیتال نیز باید بخشی از زنجیره تامین انرژی خود را مدیریت کند. نجفی بیان کرد: اگر این بخش بخواهد صرفا مصرفکننده برق باشد و برای تامین انرژی خود به شبکه وابسته بماند، در مسیر توسعه با محدودیت مواجه خواهد شد. او درباره امکان استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برای تامین برق فعالان اقتصاد دیجیتال نیز گفت: تجدیدپذیرها یکی از گزینههای قابل بررسی هستند، اما برای انتخاب این مسیر باید الگوی مصرف و میزان پایداری مورد نیاز هر مجموعه مشخص شود. چرا که تولید برق خورشیدی به شرایط زمانی وابسته است و برای تامین برق پایدار، باید موضوع ذخیرهسازی انرژی نیز در نظر گرفته شود.
نجفی با اشاره به اینکه تصمیمگیری درباره خودتامین شدن فعالان اقتصاد دیجیتال نیازمند بررسی اقتصادی است، گفت: باید مشخص شود این بخش برق را با چه قیمتی در محاسبات اقتصادی خود در نظر گرفته است. زیرا ممکن است تامین برق با یک نرخ مشخص برای یک صنعت مقرونبهصرفه باشد، اما برای صنعت دیگری توجیه اقتصادی نداشته باشد. او افزود: همانطور که برخی صنایع مانند سیمان تنها تا یک سطح مشخص از قیمت برق امکان ادامه فعالیت اقتصادی دارند، صنایع دیگری مانند مس یا پتروشیمی ممکن است توان تحمل هزینه بالاتری داشته باشند؛ بنابراین برای اقتصاد دیجیتال نیز باید میزان تحمل هزینه انرژی و نقطه اقتصادی آن مشخص شود. رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران در پایان تاکید کرد: پیش از انتخاب هر مدل تامین انرژی، باید الگوی مصرف، میزان نیاز به پایداری برق و قیمت قابلتحمل این بخش مشخص شود تا بتوان راهکار مناسبی برای تامین برق پایدار اقتصاد دیجیتال طراحی کرد. معمای مصرف برق مراکز داده
بهرام زاهدی باروق، دبیر نظام ممیزی و رتبهبندی مراکز داده، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به نبود آمار دقیق از میزان مصرف برق مراکز داده، ارقام اعلامشده درباره سهم بخش دیجیتال از برق کشور را فاقد مبنای قابل اتکا دانست و نبود متولی مشخص را یکی از موانع توسعه زیرساختهای این بخش عنوان کرد. زاهدی باروق با اشاره به نبود معیار مشخص برای سنجش سهم حوزه دیجیتال از مصرف برق کشور، گفت: ارقامی مانند سهم ۴ یا ۵درصدی این بخش از مصرف برق، مبنای دقیقی ندارد. مراکز داده با تعرفههای متفاوت فعالیت میکنند؛ برخی از آنها مجوز صنعتی دارند، برخی با مجوز فرهنگی فعالیت میکنند و حتی بخشی از مراکز داده از کنتورهای خانگی استفاده میکنند. بنابراین، تفکیک مصرف برق زیرساختهای دیجیتال بر اساس نوع تعرفه، تصویر دقیقی از میزان مصرف این بخش ارائه نمیدهد.
او افزود: وزارت نیرو نیز آمار دقیقی از میزان مصرف برق مراکز داده در اختیار ندارد. زاهدی باروق با اشاره به اجرای پروژه ملی شناسایی و پیشیابی مراکز داده کشور گفت: این پروژه حدود یک سال و نیم است در حال اجراست و در مرحله نخست، زیرساختهای فناوری اطلاعات دولت، تعداد مراکز داده و میزان برق مصرفی آنها در حال ارزیابی است. زاهدی باروق در ادامه، میزان توان مورد نیاز هر «رک» را یکی از معیارهای اصلی برای برآورد مصرف برق مراکز داده عنوان کرد و گفت در ایران حتی میانگین مصرف برق به ازای هر رک مشخص نیست. به گفته او، استاندارد جهانی در سالهای گذشته حدود ۷ کیلووات برای هر رک بوده، اما با تغییر فناوری، این رقم افزایش یافته است و برای مراکز داده با پردازشهای سنگین، از جمله مراکز پردازش سریع، توان بسیار بیشتری مورد نیاز است. او با اشاره به روند توسعه مراکز داده در جهان افزود: بر اساس یک قاعده رایج، ظرفیت زیرساخت مراکز داده در یک دوره 5ساله میتواند دو برابر شود. با این حال، مساله اصلی این است که آیا شبکه برق کشور توان پشتیبانی از چنین رشدی را دارد؛ بهویژه آنکه صنایع در حال حاضر با محدودیت و قطعی برق مواجه هستند.
دبیر نظام ممیزی و رتبهبندی مراکز داده درباره تامین برق این مراکز از انرژیهای تجدیدپذیر نیز گفت: خودتامین برق در صورت شکلگیری تقاضای واقعی میتواند زمینه سرمایهگذاری را فراهم کند، اما مساله اصلی، نحوه اتصال ظرفیت ایجادشده به نیازهای زیرساخت دیجیتال است. او با اشاره به افزایش مقیاس اقتصادی مراکز داده در جهان افزود: در سالهای گذشته، ساخت مراکز داده با ظرفیت ۵۰ رک توجیه اقتصادی داشت، اما این مقیاس به مرور افزایش یافته و اکنون مراکز داده با ظرفیتهای بسیار بزرگتر ساخته میشوند. برای نمونه، یک مرکز داده ۳۰۰ رکی با مصرف ۱۰ کیلووات برای هر رک، به حدود ۳ مگاوات برق نیاز دارد و با درنظر گرفتن افزونگی برای حفظ پایداری، ظرفیت برق مورد نیاز برای طراحی آن به حدود ۶ مگاوات میرسد.
زاهدی باروق توسعه نیروگاههای خورشیدی را بهتنهایی معادل توسعه اقتصاد دیجیتال ندانست و گفت: ظرفیت تولید برق باید متناسب با نیاز مراکز داده و الزامات پایداری آنها توسعه پیدا کند. به بیان او، کشور از ظرفیت بالایی برای توسعه انرژی خورشیدی برخوردار است، اما مساله اصلی، طراحی سازوکاری برای پیوند این ظرفیت با نیازهای اقتصاد دیجیتال است. او در پایان، نبود متولی واحد برای زیرساخت فناوری اطلاعات را یکی از چالشهای اصلی این حوزه دانست و افزود: دستگاههای مختلف از وزارت ارتباطات و شورای عالی فضای مجازی تا نهادهای مرتبط با امنیت و پدافند غیرعامل، هرکدام بخشی از این حوزه را در اختیار دارند، اما مسوولیت توسعه یکپارچه زیرساختهای فناوری اطلاعات بر عهده یک نهاد مشخص نیست. به گفته زاهدی باروق، نتیجه این پراکندگی، تصمیمگیریهای غیرهماهنگ درباره توسعه مراکز داده و تامین برق آنهاست. تغییر مدل تامین برق زیرساختهای دیجیتال
ادامه وابستگی کامل زیرساختهای دیجیتال به شبکه سراسری برق، با توجه به رشد تقاضا و محدودیتهای موجود، میتواند به یکی از موانع توسعه این بخش تبدیل شود. در همین راستا، استفاده از ظرفیتهای جدید تامین برق، از خرید انرژی در بورس گرفته تا مشارکت در تولید، بهعنوان مسیرهایی برای کاهش ریسک تامین انرژی مطرح شده است.
در کوتاهمدت، خرید برق از بورس انرژی میتواند یکی از گزینههای تامین برق برای فعالان این حوزه باشد؛ مسیری که امکان دسترسی مستقیمتر به منابع برق را فراهم میکند. با این حال، در افق میانمدت و بلندمدت، حرکت به سمت مشارکت در احداث نیروگاهها و سرمایهگذاری در ظرفیت تولید برق، میتواند راهکاری پایدارتر برای مصرفکنندگان بزرگ این بخش باشد. تجربه صنایع بزرگ نشان داده است که در شرایط ناترازی انرژی، صرفا اتکا به شبکه عمومی برق نمیتواند تضمینکننده استمرار تولید باشد و بسیاری از صنایع به سمت خودتامینی یا مشارکت در ایجاد ظرفیت تولید حرکت کردهاند. اقتصاد دیجیتال نیز با توجه به رشد مصرف انرژی مراکز داده، ناگزیر است بخشی از راهکارهای تامین برق خود را خارج از مدل سنتی مصرفکننده صرف جستوجو کند. تجدیدپذیرها نیازمند مدل اقتصادی هستند
انرژیهای تجدیدپذیر یکی از گزینههای مطرح برای تامین برق زیرساختهای دیجیتال هستند، اما استفاده از این منابع نیازمند توجه به ویژگی مصرف مراکز داده است. برق خورشیدی به دلیل وابستگی به ساعات تابش، به تنهایی نمیتواند نیاز مراکزی را که باید بهصورت شبانهروزی فعال باشند، تامین کند. به همین دلیل، استفاده از تجدیدپذیرها برای اقتصاد دیجیتال نیازمند ترکیبی از تولید، ذخیرهسازی و مدیریت مصرف است. توسعه نیروگاه خورشیدی بدون در نظر گرفتن الزامات پایداری برق مراکز داده، نمیتواند پاسخگوی نیاز این بخش باشد. در کنار مسائل فنی، اقتصاد تامین برق نیز اهمیت بالایی دارد. هزینه تولید برق باید با توان پرداخت مصرفکننده و مدل اقتصادی فعالیتهای دیجیتال هماهنگ باشد. همانطور که صنایع مختلف براساس میزان مصرف انرژی و ارزش افزوده تولیدی خود، آستانه متفاوتی برای پذیرش هزینهبرق دارند، در اقتصاد دیجیتال نیز باید مشخص شود چه سطحی از هزینه انرژی همچنان توجیه اقتصادی دارد. نبود تصویر دقیق از مصرف برق
یکی از چالشهای اساسی در برنامهریزی برای تامین برق اقتصاد دیجیتال، نبود آمار دقیق از میزان مصرف این بخش است. در حال حاضر، ارقام متفاوتی درباره سهم مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال از مصرف برق کشور مطرح میشود، اما به دلیل تفاوت در نوع فعالیت و تعرفههای مورد استفاده، تفکیک دقیق مصرف این بخش دشوار است. برخی مراکز داده با تعرفه صنعتی فعالیت میکنند، برخی دارای مجوزهای دیگر هستند و بخشی نیز تحت تعرفههای متفاوت قرار دارند. همین مساله باعث شده است که تصویر مشخصی از میزان برق مصرفی واقعی زیرساختهای دیجیتال وجود نداشته باشد. نبود آمار دقیق، تصمیمگیری درباره میزان سرمایهگذاری مورد نیاز برای تامین برق این بخش را نیز دشوار میکند. در شرایطی که توسعه مراکز داده در جهان با سرعت زیادی در حال انجام است، شناخت دقیق از ظرفیت موجود و نیاز آینده، پیشنیاز برنامهریزی برای تامین انرژی خواهد بود.
رشد فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و افزایش نیاز به پردازش داده، مقیاس مراکز داده را در جهان افزایش داده است. مراکز داده جدید به ظرفیتهای چندمگاواتی برق نیاز دارند و هر چه حجم پردازشها افزایش پیدا کند، نیاز آنها به انرژی نیز بیشتر خواهد شد.در ایران نیز افزایش سهم اقتصاد دیجیتال به معنای توسعه بیشتر مراکز داده و زیرساختهای پردازشی خواهد بود. بنابراین، شبکه برق کشور باید همزمان با سیاستهای توسعه دیجیتال، برای تامین نیاز انرژی این بخش نیز آماده شود. در نهایت، تحقق هدف افزایش سهم اقتصاد دیجیتال، تنها با توسعه فناوری و ارتباطات امکانپذیر نیست و انرژی به یکی از حلقههای تعیینکننده این مسیر تبدیل شده است. بدون طراحی مدل مشخص برای تامین برق پایدار، توسعه زیرساختهای دیجیتال با محدودیت مواجه خواهد شد و فاصله میان اهداف برنامهای و ظرفیتهای واقعی کشور افزایش پیدا خواهد کرد. فولادسازان در محاصره ناترازی برق
این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



















































































































