این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
افزایش مصرف سوخت در کشور دیگر صرفا یک مساله مرتبط با تولید و توزیع بنزین نیست؛ بلکه به مسالهای در سطح سیاستگزاری حملونقل تبدیل شده است. وقتی بخش عمده جابهجاییهای درونشهری و بینشهری بر دوش خودروهای شخصی قرار میگیرد، طبیعی است که افزایش تعداد خودروها، رشد پیمایش و ناکارآمدی ناوگان به افزایش مصرف سوخت منجر شود. در چنین شرایطی، حتی توسعه خودروهای کممصرف و برقی نیز بهتنهایی نمیتواند مساله ترافیک و مصرف انرژی را حل کند. در بسیاری از کشورهای پیشرو، سیاست حملونقل سالهاست از «خودرومحوری» فاصله گرفته و بر استفاده همزمان از شیوههای مختلف جابهجایی استوار شده است؛ از حملونقل عمومی و شبکه ریلی گرفته تا پیادهروی، دوچرخه و وسایل نقلیه سبک برقی. این رویکرد علاوهبر کاهش مصرف سوخت، به کاهش ترافیک، آلودگی هوا و هزینههای جابهجایی شهروندان نیز کمک کرده است. با وجود این، در ایران هنوز میان سیاستهای مرتبط با خودرو، سوخت و حملونقل عمومی هماهنگی مشخصی وجود ندارد و حتی در کلانشهری مانند تهران، بخشی از سرمایهگذاریها همچنان به توسعه زیرساختهای خودرومحور اختصاص مییابد. در شرایطی که ناترازی سوخت بهیکی از چالشهای جدی اقتصاد کشور تبدیل شده، آیا زمان آن نرسیده است که سیاستگزار بهجای تمرکز صرف بر افزایش عرضه سوخت یا کاهش مصرف خودروها، اساسا الگوی جابهجایی را تغییر دهد؟برای بررسی مفهوم حملونقل ترکیبی، نسبت آن با مصرف سوخت و ترافیک و همچنین نقش دولت، وزارت راه، وزارت کشور، وزارت نفت و خودروسازان در اصلاح این وضعیت، با «مهدی حسنزاده»، کارشناس حملونقل به گفتوگو پرداختیم؛
در سالهای اخیر، بحث ناترازی سوخت عمدتا از زاویه تولید، مصرف و افزایش بهرهوری خودروها بررسی شده است. اما شما بر تغییر شیوه جابهجایی تاکید دارید. ابتدا بفرمایید اساسا منظور از حملونقل ترکیبی چیست و این الگو چه تفاوتی با رویکرد فعلی ما دارد و اجرای آن در شهری مانند تهران تا چه اندازه میتواند به کاهش مصرف سوخت و ترافیک کمک کند؟ …































































































































