این توانایی می تواند نشانه انعطاف پذیری و مهارت حل مسئله باشد؛ اما زمانی که فرد به طور مداوم ناراحتی، خستگی و نیازهای خود را پنهان می کند، قوی بودن ممکن است به یک نقش فرساینده تبدیل شود.
اطرافیان معمولا بر اساس نشانه هایی که دریافت می کنند واکنش نشان می دهند. وقتی فرد همیشه اعلام می کند مشکلی ندارد، کمک نمی خواهد و پیشنهاد حمایت را رد می کند، دیگران نیز به تدریج تصور می کنند او واقعا به کسی نیاز ندارد. در نتیجه، هرچه نیازها بهتر پنهان شوند، احتمال دیده شدن آنها کمتر می شود. قوی به نظر رسیدن همیشه به معنای حال خوب نیست
ظاهر آرام اطلاعات کاملی درباره وضعیت روانی فرد ارائه نمی دهد. ممکن است فردی مضطرب، غمگین یا به شدت خسته باشد، اما همچنان وظایفش را انجام دهد، لبخند بزند و درباره فشارهایش چیزی نگوید.
در روانشناسی به تلاش آگاهانه برای پنهان کردن نمود بیرونی احساسات، سرکوب هیجانی گفته می شود. در این حالت، احساس از بین نرفته است؛ بلکه فرد تلاش می کند نشانه های آن را در چهره، صدا یا رفتار خود نشان ندهد.
سرکوب هیجان همیشه ناسالم نیست. گاهی فرد برای جلوگیری از یک واکنش عجولانه، ابتدا آرام می شود و بعد درباره احساسش صحبت می کند. مسئله زمانی جدی می شود که پنهان کردن هیجان به تنها روش فرد برای مقابله با فشار تبدیل شود.
پژوهش ها نشان داده اند استفاده مداوم از سرکوب هیجانی می تواند با کاهش احساس اصالت، افت بهزیستی هیجانی و رضایت کمتر از رابطه همراه باشد. با این حال، این مطالعات بیشتر از وجود ارتباط میان متغیرها خبر می دهند و ثابت نمی کنند که هر بار پنهان کردن احساس به رابطه آسیب می زند.
چرا بعضی افراد هیچوقت کمک نمی خواهند؟
الگوی همیشه قوی بودن ممکن است از تجربه های سال های ابتدایی زندگی شکل گرفته باشد. بعضی افراد یاد گرفته اند نشان دادن ناراحتی نتیجه ای ندارد، باعث سرزنش می شود یا دیگران را ناراحت می کند. برخی نیز در خانواده هایی بزرگ شده اند که استقلال ارزش محسوب می شده و درخواست کمک با ناتوانی اشتباه گرفته می شده است. …















































































































































