قیمت طلا امروز




 مبارزه با آمریکا

 سایت جماران / ۴ ساعت قبل

آیت‌الله هادوی تهرانی: اعتماد بین مردم و حکومت زمینه استحکام و انسجام اجتماعی است/ حضرت امام به ما یاد داد که آمریکا کیست، چیست و با او چگونه باید تعامل کرد/ ابزار دیپلماتیک هم میدانی برای مبارزه است

آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی به خبرنگار جماران گفت: کسانی که احیاناً دوران جنگ تحمیلی عراق را تجربه کرده‌اند، خاطرشان هست که فضای جنگی فضای خاصی بود و احساس مردم احساس خاصی بود. ولی این دوره علی‌رغم اینکه درگیری ما به‌صورت مستقیم با یک ابرقدرت و هم‌پیمانانش بود و آنها از تمام امکانات نظامی خودشان به‌نحوی علیه ما استفاده کردند و شخصیت‌های برجسته‌ای از ما را به شهادت رساندند(در رأس آن‌ها رهبر شهید)، هرچند مردم ما آسیب و خسارت دیدند، اما احساس عمومی در جامعه این نبود که جنگی در حال اتفاق است. مردم زندگی خودشان را می‌کردند، کار خودشان را انجام می‌دادند و انگار هیچ اتفاق مهمی در جامعه نیفتاده بود.
 آیت‌الله هادوی تهرانی: اعتماد بین مردم و حکومت زمینه استحکام و انسجام اجتماعی است/ حضرت امام به ما یاد داد که آمریکا کیست، چیست و با او چگونه باید تعامل کرد/ ابزار دیپلماتیک هم میدانی برای مبارزه است
پایگاه خبری جماران: یک  مدرس  خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه اعتماد بین مردم و حکومت زمینه استحکام و انسجام اجتماعی است، گفت: حاکمان ما به‌عنوان کسانی که متولی امور مردم هستند، باید بیش از مردم و پیش از مردم به این نکته توجه کنند که امور اجتماعی تحت تأثیر نحوه رفتار و منش آنهاست. اگر آ‌ها خدای‌نکرده در گفتار، رفتار و منششان زمینه‌هایی برای عدم اعتماد مردم فراهم کنند و این احساس را در مردم ایجاد کنند که اعتنایی به نظرات و دیدگاه‌های آنها ندارند، ضربه‌ای بزرگ و خستگیِ ملی به جامعه وارد می‌شود.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی را در ادامه می‌خوانید:

 

علاقه‌مندیم درباره هرکدام از ابعاد وجود نازنین حضرت رسول، به‌ویژه بحث «وحدت» در نگاه ایشان که ضرورت زمانه امروز ماست و همچنین رحمانیت اسلام، از شما بشنویم.

بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب‌العالمین و صلی‌الله علی‌محمد و آله الطاهرین، سیما بقیة الله فی الارضین(عجل الله تعالی فرجه الشریف). برای تحقق وحدت به معنای واقعی کلمه، باید روحیه محبت از یک سو، دلسوزی ازسوی‌دیگر و سعه‌صدر از طرف دیگر وجود داشته باشد. این خصوصیات در مورد نبی اعظم(ص) به صورتی فوق‌العاده برجسته وجود دارد. قرآن می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ». این یک رحمت خاصه به شما به‌عنوان نبی عطا شده که شما با مردم نرم هستی؛ یا به تعبیر قرآن «أُذُنُ خَیْرٍ لَّکُمْ»(گوش خوبی است برای شما). ایشان شنواست، حرف مردم را می‌شنود. این‌طور نیست که متوجه نشود شما چه می‌گویید؛ همه‌چیز را می‌داند. این یک نکته که در حضرت وجود دارد.

نکته دوم، آن دلسوزی عجیب حضرت است؛ آن محبت فوق‌العاده به‌خاطر اینکه این‌ها ایمان نمی‌آورند(لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ). گویا می‌خواهی خودت را هلاک کنی از غصه! یعنی نه‌فقط دلسوز مؤمنین است، بلکه از اینکه آنها ایمان نمی‌آوردند آن‌چنان غمی در دل ایشان پیدا می‌شد که خداوند به او دلداری می‌دهد که شما چرا این‌قدر غصه می‌خورید.

این خصوصیات اگر در جامعه نهادینه شد (یعنی مردم نسبت به هم محبت و دلسوزی داشتند، اگر مردم سعه‌صدر و تحمل داشتند)، آن موقع است که وحدت به معنای واقعی تحقق پیدا می‌کند؛ چه بین مذاهب مختلف اسلامی، چه بین اقوام و نژادهای گوناگون و قومیت‌های متفاوت. دیگر مشکلات قومی، مشکلات مذهبی و امثال این مشکلات که باعث تفرقه و تشتت در جامعه می‌شود ریشه‌کن می‌گردد و همه این مفاسد از جامعه می‌رود. اما اگر ما نتوانیم این روحیه را نهادینه کنیم، اقدامات ما در زمینه وحدت ممکن است تأثیرات مقطعی یا موردی داشته باشد، اما در درازمدت و به‌صورت کامل و جامع اثربخش نخواهد بود.

به همین دلیل به نظر من، همان‌طور که قرآن کریم نسبت به نبی اعظم می‌فرماید:«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»، جا دارد ما روی این الگو(بعد از بیش از چهارده قرن) در جنبه‌های اخلاقی و روحیه سعه‌صدر حضرت بیشتر تأکید کنیم و در واقع تلاش کنیم جامعه ما که خود را پیرو حضرت می‌داند - و واقعاً هم ان‌شاءالله از پیروان حضرت هستند - در این زمینه هم گام‌های بلندی بردارد و این خُلق‌وخوی نبوی تبدیل به یک فرهنگ عمومی در جامعه اسلامی شود تا ان‌شاءالله وحدتی پایدار و جامع تحقق پیدا کند.

 

اشاره فرمودید که از ویژگی‌های پیامبر که قرآن توصیف می‌کند، گوش خوبی برای شنیدن و چشم خوبی برای دیدن مردم و مشکلات آنهاست. به نظر شما اگر از این بُعد وارد شویم، اینکه حاکمان گوش شنوای مردم باشند، غم مردم غم آنها باشد و چشم بینای مشکلات مردم باشند، چقدر در نزدیک‌کردن مردم به حاکمیت و همچنین ایجاد وحدت تأثیر می‌گذارد؟

زمانی که حاکمیت آمادگی شنیدن حرف مردم را داشته باشد و مردم احساس کنند که واقعاً نظرات و دیدگاه‌های آنها مورد توجه قرار می‌گیرد، اعتماد بین مردم و حکومت ایجاد خواهد شد که زمینه استحکام و انسجام اجتماعی و استقرار قدرت در جامعه است. اما اگر مردم احساس کنند که واقعاً حاکمیت و حکومت دغدغه اندیشه‌ها و مشکلات آنها را ندارد، کم‌کم از حاکمیت فاصله می‌گیرند.

با توجه به شرایط موجود که دشمنان کوچک‌ترین زمینه‌های تفرقه و تشتت را رصد می‌کنند تا از روزنه همین تفرقه نفوذ خودشان را توسعه دهند، اگر چنین اتفاقی رخ دهد مورد سوءاستفاده آ‌ها قرار می‌گیرد و با نمایان کردنِ بعضی نقاط ضعف و ایجاد توهم نسبت به ضعف‌های دیگر، فاصله را بیشتر می‌کنند و خدای‌نکرده صدماتی به‌نظام اسلامی وارد می‌شود. البته در تجربه نزدیک به نیم‌قرن انقلاب اسلامی روشن شد که این فریب‌ها و دسیسه‌ها نتوانسته تأثیر جدی و اثر مهمی در کشور ما داشته باشد، اما بالأخره این خط همیشه هست و همیشه باید هوشیار بود.

حاکمان ما به‌عنوان کسانی که متولی امور مردم هستند، باید بیش از مردم و پیش از مردم به این نکته توجه کنند که امور اجتماعی تحت تأثیر نحوه رفتار و منش آنهاست. اگر آ‌ها خدای‌نکرده در گفتار، رفتار و منششان زمینه‌هایی برای عدم اعتماد مردم فراهم کنند و این احساس را در مردم ایجاد کنند که اعتنایی به نظرات و دیدگاه‌های آنها ندارند، ضربه‌ای بزرگ و خستگیِ ملی به جامعه وارد می‌شود.

قطعاً مسئولیت حاکمان بسیار سنگین‌تر از مسئولیت مردم است. هرچند همه مسئولیم(کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ)، اما قطعاً مسئولیت حاکمان بیشتر از مسئولیت من است؛ به دلیل اینکه منش آنها تأثیر بیشتری در جامعه دارد (چه در جنبه مثبت و سازندگی و احیاناً چه در جنبه منفی و تخریب).

 

حضرت‌عالی عالمی هستید که هم در بهترین دانشگاه‌های کشور درس‌خوانده و تدریس کرده‌اید و همچنین سطوح عالی حوزه را پیش رفته‌اید و از علمای مطرح به شمار می‌آیید. به نظر شما چرا با این‌همه تأکید بر وحدت، هنوز این مسأله در کشور ما خیلی شکل نمی‌گیرد؟ مثلاً چرا وحدت حوزه و دانشگاه یا حتی وحدت بین مذاهب بعد از دهه‌ها آن طور که باید محقق نشده است؟

البته مفهوم وحدت در مجامع و محیط‌های مختلف متفاوت است. به لحاظ وحدت مذاهب اسلامی، این امر مرهون همان روحیه محبت عمومی و سعه‌صدر عمومی است که ابتدا اشاره کردم.

اما موضوع وحدت حوزه و دانشگاه برمی‌گردد به روش‌ها و بینش‌های پرورشی بین این دو محیط علمی؛ و اینکه چه مقدار ما از محاسن حوزوی می‌توانیم در دانشگاه و از محاسن دانشگاهی در حوزه بهره‌مند باشیم. وحدت حوزه و دانشگاه زمانی به معنای واقعی تحقق پیدا خواهد کرد که ما به یک «ساختار جامع آموزشی» دست پیدا کنیم که محاسن حوزه و دانشگاه را توأمان دارا باشد. البته به این معنا نیست که حوزه ماهیت خودش را از دست دهد یا دانشگاه ماهیت خودش را از دست دهد؛ بلکه هرکدام با حفظ ماهیت خودشان در واقع در آن ساختار جامع، جایگاه متناسب خودشان را پیدا کنند.

این اتفاق متأسفانه علی‌رغم تلاش‌های زیادی که شد، صورت نگرفت. بسیاری از کارهایی که انجام شد با غفلت از محاسن حوزه یا محاسن دانشگاه رخ داد و در نتیجه، بیش از اینکه احیاناً ما بهره‌مند از محاسن این دو مرکز بزرگ علمی باشیم، گرفتار بعضی از معایب این‌ها شدیم که حالا این نیاز به یک بحث کارشناسی دارد که فکر نمی‌کنم الآن مجال آن باشد.

 

در مقاطعی از جمهوری اسلامی ایده‌هایی نظیر «اسلامی‌شدن علوم‌انسانی» پیگیری می‌شد، اما هیچ‌وقت آن‌طوری که باید به نتیجه نرسید. شما مشکل را در کجا می‌بینید؟

مسأله اسلامی‌شدن علوم‌انسانی که سال‌ها به اشکال مختلف مطرح بود - و من هم در بخشی از این فعالیت‌ها مشارکت‌هایی داشتم - با مشکلات روش‌شناختی از یک سو و عدم اعتقاد عمومی نسبت به این موضوع ازسوی‌دیگر مواجه بود. ازیک‌طرف، ما روی روش‌شناسیِ استخراج علوم انسانی اسلامی کمتر سرمایه‌گذاری کردیم و نظریه راهنمایی برای این موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفت. من تقریباً چهل سال پیش برای این موضوع بحثی را تحت عنوان «نظریه اندیشه مدون در اسلام» - که در واقع یک نگاه سیستمی به مباحث اسلامی در حوزه علوم‌انسانی است - مطرح کردم و در طول این نزدیک به چهل سال در زمینه‌های مختلف(اقتصاد، جامعه‌شناسی، مدیریت و خیلی زمینه‌های دیگر) سعی کردم تطبیقاتی از این نظریه را ارائه کنم تا مورد توجه قرار بگیرد.

نکته دومی که اشاره کردم، عدم باور به وجود علوم انسانی اسلامی بود که باعث شد چندان به این بحث توجه نشود. کسانی هم که در حوزه علوم انسانی اسلامی تلاش کردند(که البته همه آن تلاش‌ها قابل‌تقدیر است)، کمتر به یک مدل جامع و مفید در این زمینه دست پیدا کردند؛ مشکل اصلی هم روش‌شناختی بود و نداشتن یک نظریه راهنما. به همین دلیل ما بعد از نزدیک به نیم‌قرن، همچنان شاید احساس می‌کنیم که چندان به نتیجه خاصی نرسیده‌ایم.

البته من این نکته را باید عرض کنم که در حوزه علوم انسانی اسلامی ما تولیدات فراوانی داشتیم؛ در رشته‌های مختلف(در بعضی رشته‌ها بیشتر مثل اقتصاد و در بعضی رشته‌ها کمتر)، تولیدات و دستاوردهای زیادی بوده و نیروی انسانیِ زیادی هم تربیت شده است. اما با یک مدیریت جامع که حاکی از یک اعتقاد واقعی به وجود چنین چیزی باشد و از این نیروی انسانی استفاده بهینه را برای رسیدن به نتیجه نهایی بکند، با کمبود مواجه بودیم. به همین دلیل به یک‌معنا شاهد عقب‌نشینی از مواضع اولیه خودمان هستیم که حالا من در بعضی مجامع تخصصی، بعضی از موارد خاصِ این موضوع را سال‌های گذشته اشاره کرده‌ام.

 

باوجوداینکه سال‌ها از رحلت امام خمینی(ره) می‌گذرد، فکر می‌کنید آراء و اندیشه‌های امام در چه حوزه‌هایی برای نسل جدید و بحران‌های حاکمیت همچنان راهگشا خواهد بود؟

حضرت امام(ره) مطالبی دارند که به نظر من همیشه می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. یکی از آنها موضوع «دشمن‌شناسی» ایشان است؛ توجه ایشان به موضوع استکبار جهانی و مفاهیمی مانند شیطان بزرگ. به تعبیر حضرت آیت‌الله‌العظمی فاضل لنکرانی(ره) که یک‌وقتی در یک جلسه خاصی که برخی از مسئولین برجسته هم در آن حضور داشتند، به یک مناسبتی فرمودند:«حضرت امام به ما یاد داد که آمریکا کیست، چیست و با آمریکا چگونه باید تعامل کرد.»

این نکته مهمی است که هنوز هم ما با آن درگیر هستیم. ما درگیر جنگ نظامی، اقتصادی، فرهنگی و در ابعاد مختلف با آمریکا هستیم و فرمایشات امام بیش از همیشه باید مورد توجه قرار بگیرد. البته این به این معنا نیست که فقط از ابزار نظامی استفاده کنیم. در مقابل، ابزار دیپلماتیک هم میدانی برای مبارزه است. به تعبیر رهبر شهید(ره) که می‌فرمود «دیپلماسی نوعی جنگ است؛ اما با ابزار خاص خودش». ما باید از همه این‌ها استفاده کنیم و در تمام این صحنه‌ها(چه در صحنه نظامی و چه در صحنه دیپلماسی) باید به فرمایشات حضرت امام در موضوع استکبار جهانی توجه کنیم.

مطلب دیگری که حضرت امام نسبت به حوزه‌ها تعبیری داشتند و خیلی ماندگار و جاودان است، این بود که ایشان می‌فرمودند:«حوزه‌ها باید نبض فرهنگی جامعه را در دست داشته باشند و جلوتر از آن اتفاقی که در جامعه می‌افتد پیشگام باشند». این موضوع باید مورد توجه قرار بگیرد؛ پیشگامی در صحنه‌های فرهنگی، علمی، اقتصادی و حتی نظامی. البته بحمدالله جمهوری اسلامی ایران در برخی صحنه‌ها واقعاً قدم‌های بلندی برداشته، ولی همچنان نیاز هست به این موضوع توجه شود.

به‌صورت خاص موضوع فرهنگ و به تعبیر ایشان «نبض فرهنگی جامعه» مطرح است. چون اگر ما در حوزه‌های نظامی، اقتصادی و علمی پیشرفت کنیم اما نتوانیم در زمینه فرهنگی آن کاری را که باید انجام دهیم، در واقع به یک‌معنایی نتوانسته‌ایم به نتایج واقعی برسیم. فرهنگ جنبه محوری در کل فعالیت‌های اجتماعی ما دارد؛ بنابراین از آن تأکید امام بر دردست‌داشتن نبض فرهنگی جامعه، ما باید بتوانیم استفاده بهینه کنیم برای نهادینه‌کردن فرهنگ‌های مثبت و اندیشه‌های مثبتِ اسلامی و انسانی که یکی از آنها مطلبی بود که در ابتدای بحث به آن اشاره کردم(توسعه فرهنگ محبت و سعه‌صدر در جامعه). اگر این امر واقعاً نهادینه شود، بسیاری از مشکلاتی که امروز در جامعه با آن مواجهیم، بسیاری از دعاوی که امروز در قوه قضاییه پرونده‌های متعدد ایجاد کرده و ذهن قضات محترم ما را مشغول خودش کرده، اتفاق نمی‌افتند و جامعه یک نوع آرامش اجتماعی، فرهنگی و امنیت خاطر پیدا می‌کند.

 

بسیاری معتقدند ابعاد مختلف علمی و عرفانی امام خمینی تحت‌تأثیر شخصیت سیاسی ایشان پنهان مانده است. حضرت‌عالی نظرتان در این باره چیست؟

این یک واقعیتی است که امام(ره) یک فقیه برجسته است. من با اینکه در حوزه فقه خیلی شاگردی کرده‌ام، ولی هر بار که برخی از آثار علمی ایشان(مثل کتاب بیع) را می‌خوانم، بیشتر به عمق نگاه ایشان در مباحث فقهی پی می‌برم. این بُعد فقهی ایشان است که البته بخشی از آن شناخته‌شده هست و به‌هرحال به‌عنوان یک مرجع بزرگ مطرح بوده‌اند، اما شاید هنوز همه ابعاد علمی ایشان شناخته نشده باشد.

نکته دیگری که شاید کمتر از این هم مورد توجه قرار گرفته، بُعد معنوی، اخلاقی و عرفانی ایشان است. بالأخره اولین آثار علمی ایشان در حوزه عرفان بوده نه در حوزه فقه و ایشان از کسانی بوده که از دوران جوانی به مسأله سیروسلوک معنوی توجه داشته است. تأثیر معنوی ایشان در آن عبارت عجیب شهید مطهری(ره) پیداست؛ وقتی از درس اخلاق حضرت امام یاد می‌کند(البته نام نمی‌برد به دلیل شرایطی که در آن زمانِ قبل از انقلاب وجود داشته و اسم امام جرم بود و زندان و شکنجه در پی داشت، اما مرجع ضمیر معلوم است). ایشان آن تعبیر را دارد که می‌گوید: «وقتی ما در درس اخلاق ایشان شرکت می‌کردیم، تا هفته بعد که جلسه بعدی قرار بود تشکیل شود، تحت‌تأثیر آن جلسه بودیم.» آن نَفَس معنوی حضرت امام طوری بود که شاگردان این‌طور تحت‌تأثیر قرار می‌گرفتند.

 

شما سال‌ها با بزرگان اهل معنا نیز محشور بوده‌اید. آیا خاطره‌ای از نگاه این بزرگان عرفان به شخصیت معنوی و سیاسی امام دارید؟

بله، اینجا جا دارد یک جمله‌ای را عرض کنم از حضرت آیت‌الله بهاءالدینی(ره) که من شانزده سال توفیق داشتم در خدمت این بزرگوار باشم. با آن جایگاه معنوی فوق‌العاده‌ای که مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی داشتند، یک روزی ایشان این تعبیر را فرمودند:«اینکه امام در این شرایط سیاسی از خدا صحبت می‌کند، از ایمان صحبت می‌کند، از پیغمبر صحبت می‌کند، نشان‌دهنده روح بلند و جایگاه معنوی ایشان است و اینکه به ایشان چنین جایگاه سیاسی داده شده و چنین موقعیت اجتماعی پیدا کرده، به‌خاطر ظرفیتی است که ایشان دارد.» بعد اینجا آقای بهاءالدینی یک تعبیری ایشان می‌فرمودند:«امام این ظرفیت را داشته به او دادند، من نداشتم به من ندادند!» آن کسانی که از نزدیک با آیت‌الله بهاءالدینی آشنایی داشتند می‌دانند که ایشان چه جایگاه معنوی فوق‌العاده‌ای داشت و درعین‌حال نسبت به حضرت امام این تعبیر را داشت.

یک تعبیر دیگری که باز از این هم شاید مهم‌تر باشد؛ زمانی در حیات حضرت امام، یک بحثی به مناسبتی در فضای رسانه‌ای ایجاد شد راجع به موضوع ولایت که آیا ولایت تشریعی برای فقها وجود دارد یا نه؟ (بحث در این حد بود). به یک مناسبتی کسی از آقای بهاءالدینی سؤال کرد که «این بحث ولایت که مطرح شده شما نظرتان چیست؟» ایشان در جواب فرمودند: «اینکه امام یک چیزی می‌گوید و این‌طور در مردم تأثیر می‌گذارد، به‌خاطر این است که ایشان ولایت تکوینی دارد. در قلب‌ها تحول ایجاد می‌کند. این تأثیرِ سخنِ یک رجل سیاسی در پیروانش نیست، این تأثیر واقعی است که خداوند تبارک‌وتعالی به ایشان داده است.»

یعنی حتی آقای بهاءالدینی به یک‌معنایی قائل به بعضی از مراتب ولایت تکوینی برای حضرت امام بودند که البته همان زمان کسی که این سؤال را کرد، پرسید که «آقا من این مطلب را نقل کنم؟» ایشان فرمود: «نه نه صلاح نیست الآن.» چون آن زمان خیلی بحث‌های داغی پیرامون ولایت تشریعی مطرح بود و حالا اگر کسی در آن شرایط صحبت از ولایت تکوینی می‌کرد قطعاً مورد هجوم واقع می‌شد.

به‌هرحال امام شخصیت دارای ابعاد مختلفی بود که بزرگان حوزه(شخصیت‌هایی که خودشان به لحاظ علمی جایگاه برجسته‌ای داشتند) به علم امام توجه داشتند و به شخصیت علمی ایشان احترام می‌گذاشتند. شخصیت‌هایی هم که به لحاظ معنوی و عرفانی اهل معنا بودند، به جایگاه معنوی حضرت امام توجه داشتند و به ایشان احترام می‌گذاشتند. آن بُعدی که ظهور و بروز پیدا کرد به‌صورت عمومی بُعد سیاسی ایشان بود که متأسفانه با هجوم تبلیغاتی شدیدی از طرف دشمنان مواجه بوده و هست و برای تخریب شخصیت حضرت امام دائم در حال تلاش‌اند؛ هرچند که موفق نبودند، ولی بالأخره در برخی از اقشار جامعه ممکن است تأثیراتی را ایجاد کرده باشند و اجازه نداده باشند که در واقع حقیقت حضرت امام در ابعاد مختلف، حتی در بُعد سیاسی به آن‌گونه که باید شناخته بشود.

 

در هفته دولت قرار داریم. باتوجه‌به شرایط و اوضاع‌واحوال سیاسی کشور، عملکرد دولت و شخص رئیس‌جمهور را در این مدت چگونه می‌بینید و چه توصیه‌هایی به مردم، به دولتمردان و جامعه دارید؟

من در ایام جنگ هر وقت با هر یک از مسئولین برخوردی داشتم، واقعاً از زحمات همه مسئولین تشکر کردم. انسجام نظام از یک سو و اقدامات دولت به‌صورت خاص باعث شد که علی‌رغم فشار گسترده دشمنان ما (چه به لحاظ نظامی، چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ روانی و در جنگ‌شناختی)، مردم ما احساس نکردند که در جنگ هستند.

کسانی که احیاناً دوران جنگ تحمیلی عراق را تجربه کرده‌اند، خاطرشان هست که فضای جنگی فضای خاصی بود و احساس مردم احساس خاصی بود. ولی این دوره علی‌رغم اینکه درگیری ما به‌صورت مستقیم با یک ابرقدرت و هم‌پیمانانش بود و آنها از تمام امکانات نظامی خودشان به‌نحوی علیه ما استفاده کردند و شخصیت‌های برجسته‌ای از ما را به شهادت رساندند(در رأس آن‌ها رهبر شهید)، هرچند مردم ما آسیب و خسارت دیدند، اما احساس عمومی در جامعه این نبود که جنگی در حال اتفاق است. مردم زندگی خودشان را می‌کردند، کار خودشان را انجام می‌دادند و انگار هیچ اتفاق مهمی در جامعه نیفتاده بود.

این‌همه به اعتقاد من برمی‌گشت به تلاش گسترده‌ای که مسئولان نظام و در رأس آ‌نها دولت محترم انجام دادند که این احساس ایجاد نشد که واقعاً جنگی وجود دارد و اجازه ندادند که علی‌رغم همه فشارها کمبودی احساس شود. بله، ما به‌خاطر جنگ با تورم مواجهیم، در این شکی نیست. البته تنها عامل تورم جنگ نیست؛ این را هم نباید غفلت کنیم. تحریم‌ها تأثیر داشته و دارد، مشکلات مدیریتی ما هم بخشی از مشکل ما در حوزه تورم هست؛ ولی در مجموع اتفاقی که افتاده و ما شاهد آن بودیم، نشان‌دهنده تلاش گسترده مسئولین جمهوری اسلامی به‌صورت عمومی و دولت محترم به‌صورت خاص برای حل مشکلات مردم بوده است. امیدوارم که با سعه‌صدرِ مردم ما که همیشه سعه‌صدر داشته‌اند در این جهات، و با تلاش مضاعف مسئولان ما و کمک مردم ان‌شاءالله مشکلات کاهش پیدا کند و ما با شرایط بهتری در آینده نزدیک مواجه باشیم.

 

اگر نکته‌ای به‌عنوان حسن‌ختام هست را بشنویم.

نکته‌ای که من باید در انتهای این بحث عرض کنم، تأکید بر موضوع فرهنگ و تغییر روحیات عمومی جامعه بر اساس موازین و معیارهای اسلامی(به‌ویژه اخلاق نبوی) است؛ چیزی که جا دارد علی‌رغم همه تلاش‌هایی که تا حال شده، بیشتر مورد تأکید قرار بگیرد. در واقع ابعاد اخلاقی و رفتاری نبی اعظم(ص) باید به اشکال مختلف در رسانه‌های ما خودش را نشان دهد؛ به‌خصوص در رسانه‌های تصویری که امروز شاید تأثیر گسترده‌ای دارند. این موضوع باید مورد توجه جدی قرار بگیرد(در قالب‌های مختلف و به اشکال مختلف) تا کم‌کم فرهنگ و اخلاق محمدی در جامعه توسعه پیدا کند و مردم یک محبت عمومی و یک سعه‌صدر نسبت به هم پیدا کنند. تا آن موقع، ما شاهد کاهش تنش‌های داخلی، درگیری‌های حقوقی و مشکلاتی از این قبیل خواهیم بود و ان‌شاءالله جامعه از امنیت و استقرار بیشتری برخوردار شود.







شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - 29 August 2026
هیچ نقطه‌ای روی زمین در صورت وقوع یک فاجعه آخرالزمانی کاملاً امن نیست؛ اما یک مکان از بقیه امن‌تر است
سایت انتخاب

هیچ نقطه‌ای روی زمین در صورت وقوع یک فاجعه آخرالزمانی کاملاً امن نیست؛ اما یک مکان از بقیه امن‌تر است

گاهی به نظر می‌رسد خطرات فاجعه‌باری که بشر با آن‌ها روبه‌روست، پایانی ندارند. جنگ هسته‌ای و نابودی تمدن، تغییرات اقلیمی، همه‌گیری‌ها، هوش مصنوعی، ابرآتشفشان‌...
مصائب بازدید از کلیسای مریم مقدس یا زُر - زُر
روزنامه هفت صبح

مصائب بازدید از کلیسای مریم مقدس یا زُر - زُر

کلیسای تاریخی زرزر در ماکو، تنها کلیسای جابه‌جاشده ایران با وجود ثبت جهانی و نجات از غرق‌شدن، سال‌هاست به دلیل محدودیت‌های سد بارون دسترسی عمومی مناسبی ندارد
تاریخچه نماد دلار؛ داستان شکل گیری یکی از مشهورترین نمادهای جهان/ از کجا آمده و چه می گوید؟!
سایت عصرایران

تاریخچه نماد دلار؛ داستان شکل گیری یکی از مشهورترین نمادهای جهان/ از کجا آمده و چه می گوید؟!

نماد دلار ($) از کجا آمده است؟ با تاریخچه این نشانه مشهور، ارتباط آن با پزو اسپانیایی، نظریه های مختلف درباره منشا آن و تبدیل شدنش به نماد ثروت آشنا شوید.
رازهای زیبایی زنان افسانه‌ای تاریخ؛ روش‌هایی که باورشان سخت است!
روزنامه هفت صبح

رازهای زیبایی زنان افسانه‌ای تاریخ؛ روش‌هایی که باورشان سخت است!

در ادامه با چند مورد از عجیب‌ترین روش‌های زیبایی منسوب به زنان مشهور تاریخ آشنا می‌شویم.
         
قاب زندگی | رقص با آب و باد
خبرگزاری ایرنا

قاب زندگی | رقص با آب و باد

تهران - ایرنا - من، یک پلیکان، پرنده‌ای با بال‌هایی گشوده به وسعت آسمان و منقاری چون سبدی شکاری، داستان زندگی خود را در این سرزمین پر آب و باد، تالاب‌های ایران، آغاز می‌کنم.
چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟
سایت تابناک

چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟

اهلی‌سازی حیوانات فقط به معنای رام کردن یک حیوان وحشی نیست؛ بلکه فرایندی طولانی برای تغییر ویژگی‌های یک گونه به‌گونه‌ای است که با زندگی انسان سازگارتر شود. ب...
         
روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد
روزنامه هفت صبح

روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد

قانون کجای زندگی افراد HIV مثبت ایستاده است؟
تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات
روزنامه هفت صبح

تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات

سال 1400 و اواخر مرداد بود که تبلیغ شرکت بستنی‌سازی دومینو خبرساز شد
ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند
روزنامه هفت صبح

ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند

وسیله ساده نوشیدن چای و قهوه به کالایی برای نمایش سلیقه با قیمت‌های بالا تبدیل شده‌است
داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه
روزنامه هفت صبح

داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه

کولبرانی که با شجاعت و ابتکار از مسیرهای سخت کوهستان به کسب‌وکار خودشان رسیدند
    
مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی
سایت رویداد‌ ۲۴

مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی

انتشار گفت‌وگوی تازه مینا نامداری، بلاگر پرحاشیه‌ای که سال‌ها با ویدیوهای جنجالی در شبکه‌های اجتماعی شناخته می‌شد، حالا با پرسش‌های تازه‌ای همراه شده است: آیا با یک تحول شخصی روبه‌رو هستیم یا تلاشی برای استفاده از چهره‌های پرمخاطب در بازتعریف روایت رسمی؟
ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟
سایت عصرایران

ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟

دو کشتی در مسیر مشابه با یک صخره زیر آب روبه‌رو می‌شوند، اما تصمیم دو کاپیتان نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌زند. یکی پس از وقوع حادثه قهرمان می‌شود و دیگری ب...
دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت
سایت عصرایران

دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت

این تفاوت ظریفی است اما در بازاریابی اهمیت زیادی دارد. یک شرکت کوچک تر معمولا نمی تواند با رهبر بازار در همه زمینه ها رقابت کند...
شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند
روزنامه هفت صبح

شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند

در این تست شخصیت شناسی، تصویری را مشاهده می کنید که چند عنصر مختلف در آن دیده می شود. کافی است بدون دقت زیاد به جزئیات، به اولین چیزی که در تصویر توجه شما را جلب می کند فکر کنید. انتخاب شما می تواند نشان دهنده مهم ترین خواسته و نیاز فعلی شما در زندگی باشد.
درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد
روزنامه هفت صبح

درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد

خبر وصلتش با رامبد ‌همه را شگفت‌زده کرد‌‌. جدایی از رامبد در سال 1393‌، ‌او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل می‌کند
عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
سایت خبرآنلاین

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.